تبليغاتX
Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı
اولو تانري نین آدی ايله
Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı
بيز واريق ، وارسا وطن ، وار ايسه دوْغما ديليميز ...... اؤيره‏نيب بيلمه‏ليدير اؤز ديليني ائللريميز
Home | Archive | RSS
  عبدالله عباسي جوان

به اميد آزادي عباسي جوان

هنگامی که تعدادی از دانشجویان هویت طلب آذربایجانی در سالهای انتهایی دهه 60 شمسی و همچنین سالهای آغازین دهه 70 در دانشگاههای کشور با صداقتی تمام در پی مطالبه حقوق مردم خود بودند شاید نه خود آنها و نه هیچ فرد خوش بین دیگری تصور نمی کرد فعالیتهای آنها زمینه ساز جنبشی فراگیر در آذربایجان گردد...


ویژگی آن دانشجویان جوان صداقت در رفتار و باور قلبی به راه درپیش گرفته شان بود.عبدالله عباسی جوان فارغ التحصیل معماری از دانشگاه تهران و مدرس دانشگاه یکی از آن فعالان باسابقه است... یکی از آنها که هنوز هم صداقت و پاکی ویژگی ممتازشان است.از نسلی است که به دور از هیاهو،بدون آنکه انتظاری داشته باشند متواضعانه در راه احقاق حقوق ملت مظلوم خود تلاش می نماید....
عبدالله اکنون با قلبی که پر از ایمان به راه در پیش گرفته ومالامال از عشق به ملتش است دربند آنهایی است که وجود کسانی همچون عبدالله عباسی آنها را آزار می دهد وآرامششان را به هم زده است.اما آنهایی که عبدالله را محبوس کرده اند نمی توانند ایمان و اعتقاد او را به زنجیر کشند...

مهندس عباسي جوان عصر ۲۳ آبان ماه به همراه حسين حسيني و فيروز حسين پور  در مراسم بزرگداشت  ستارخان در شاه عبدالعظيم حسني بازداشت شده است و اكنون در بند ۲۰۹ زندان اوين در بازداشت به سر مي برد. 


به امید آزادی آنها

 

یازار : | ساعات 21:18 گون چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
| باغلانتی لار

  سوسک ها نمی میرند !

اوخويون اورمو بيليم يوردوندان

سايين و حورمتلي تورك اؤرنجيلر

اورمو بيليم يوردوندا کئچن ایل تورک اویرنجيلر همت ائدیب شورای صنفی انتخاباتیندا،10 واحیدیندن 9 واحیدین آراز و یاشیل اعتیلافلار آدیلا اؤز أللرینه توتموشدولار.ها بئله بو ائیلده داها آرتیق چالیشیب و بوتون واحید لری آراز و یاشیل ائتیلافلار آدیلا أله گئتیریبلر. بو یولدا اؤرمو بیلیم یوردوندا اولان کؤرد و فارس اویرنجيلری، اعتیلافلارینین رای لری ییغماق اوچون أل دبردیب هر ایشدن چیخدیلار، ساواشیق سالدیلار، پیچاق چکدیلر،اعتیصاب ائتدیلر و اسلامی انجمنین پان فارس باشچیلاریدا بو یولدا اونلارا قوشولوب وسئچیم گونو بیانیه وئریب و آراز آدین باتیرماقی اوچون چالیشدیلار و سونرالار اؤز هردن چیخان آفتاب آدلی درگی سینده ایلک دفعه کئچن ایلکی شورای صنفییهتوهین ائدیب و اوغرو آدلادیلار. سونرا ایشی بؤیودیوب بئشینجی ایل- دؤردینجی ساییدا اوغان تؤرک میللتینه توخونوب و سوسک ها نمی میرند آدیندا بیر سوتون ایران قزیتینده یازیلان سؤزه تای سؤز یازیبلار.دئمه لیییک اؤرمو بیلیم یوردونون بوتون صنفی شوراسینین ساییسی 58 نفردیرو بونلارین 56 نفری تؤرکدور.بو یازیدا یازیلان 56 سوسک ائله بو صنفی شوراسینین تؤرک اعضاسینا قاییدیر.

عکس لر:

 

2

Xəbər (خبر)
یازار : | ساعات 11:43 گون سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
| باغلانتی لار

  ستارخان

ستارخان


ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ق (۱۸۶۸ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان، به زمان کودکی اش بر می‌گشت. او و دو برادر بزرگ‌ترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند، اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب تازی، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری می‌شد، سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد. این امر کینه‌ای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد.


ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، یا اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر می‌خاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت و مدتی به راهزنی مشغول شد، اما از ثروتمندان می‌گرفت و به فقرا می‌داد. سپس با میانجیگری پاره‌ای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او می‌سپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش، او را در صف فرهیختگان عصر قرار می‌داد.



مشروطه طلبان تبریز، در عکس ستارخان و باقر خان نیز دیده می‌شوند

او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ق رهبری ِ مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و امریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی مطالبی انتشار می‌یافت.

در اواخر کارِ محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس به سوی تبریز آمد و راه جلفا را باز کرد. قوای دولتی با دیدن قوای روس به تهران بازگشت و محاصره تبریز پایان گرفت، اما ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شده‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من می‌خواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم.»

پس از عقب نشینی قوای روس مردم شهر به رهبری ستارخان در برابر حاکم مستبد تبریز رحیم خان قد علم کردند و او را از شهر بیرون راندند، اما اندکی بعد ستارخان در زیر فشار دولت روس، دعوت تلگرافی ِ آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و جمعی از ملیون را پذیرفت و با لقب سردار ملی به سوی تهران حرکت کرد. در این سفر باقرخان سالار ملی نیز همراه او بود.


تصویر دیگری از ستارخان

هدف دولت مشروطه از این اقدام که به بهانه تجلیل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. روز شنبه ۷ ربیع الاول سال ۱۳۲۸ق در شب عید نوروز، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم خان ارمنی برای وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند. در بین راه نیز در شهرهای میانه، زنجان، قزوین و کرج استقبال باشکوهی از این دو مجاهد راستین آزادی به عمل آمد و هنگام ورود به تهران نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق نصرت‌های زیبا و قالی‌های گران قیمت و چلچراغ‌های رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خیابان‌های ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده می‌شد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. ستارخان پس از صرف ناهار مفصلی که در چادر آذربایجانی‌های مقیم تهران تدارک دیده شده بود به سوی محلی که برای اقامتش در منزل صاحب اختیار (محلی در خیابان سعدی کنونی) در نظر گرفته بودند رفت. او مدت یک ماه مهمان دولت بود، اما به دلیل وجود سربازان و کمی جا دولت، محل باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و یارانش اختصاص داد. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در محل‌های تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و خود او می‌بایست سلاح‌های خود را تحویل دهند. این تصمیم به دلیل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما یاران ستارخان از پذیرفتن این امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد. سردار اسعد به ستارخان پیغام داد که «به سوگندی که در مجلس خوردید وفادار باشید و از عواقب وخیم عدم خلع سلاح عمومی بپرهیزید.»، اما باز یاران ستارخان راضی به تحویل سلاح نشدند.



آرامگاه ستارخان در جوار بقعه عبدالعظیم حسنی در شهر ری

بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که جمعا سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند. ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صحصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند (۳۰ رجب ۱۳۲۸ق).

بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران دار فانی را وداع گفت و برخلاف وصیتش، در باغ طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری درحالی که هزاران هزار تهرانی با چشمانی گریان جنازه او را تشییع می‌کردند به خاک سپرده شد. او هنگام فوت حدود ۵۳ سال داشت.

قایناق

Adlımlar (مشاهیر)
یازار : | ساعات 19:45 گون شنبه بیست و پنجم آبان 1387
| باغلانتی لار

  تهدید فعالین هویت طلب
تهدید فعالین هویت طلب


پنجشنبه  23/8/1387


بر اساس اخبار مواصله، امروز - پنجشنبه 23/8/1387- ستاد خبری وزارت اطلاعات با ارسال پیام های کوتاه تهدید آمیز به فعالین دانشجویی و غیر دانشجویی حرکت ملی، ایشان را از شرکت در تجمعات غیر قانونی منع کرد. در این پیام های کوتاه چنین آمده است:

" هم وطن گرامی بر اساس قوانین مجازات اسلامی هر گونه تجمعات بدون مجوز های رسمی از مبادی ذیربط موجب پیگیری قانونی بوده و در صورت بروز اغتشاش و ناامنی تا دو سال حبس به همراه دارد. ستاد خبری 113 "

"هشدار: حضور شما در تجمع غیر قانونی ، بر اساس مواد 618 و 500 و 610 قانون حداکثر 2 سال حبس به همراه دارد. ستاد خبری 113 "

 گفتنی است در روزهای اخیر خبر برگزاری مراسم بزرگداشت سردارملی - ستارخان- در روز پنجشنبه، به صورت پیام های کوتاه انتشار یافته بود. این مراسم به صورت خودجوش همه ساله در پنجشنبه ی هفته ی سوم آبان ماه در صحن حرم شاه عبد العظیم و بر سر مزار سردارملی برگزار می شد که در سال گذشته به دستگیری تعداد زیادی از شرکت کنندگان انجامیده بود.

 لازم به ذکر است در راستای افزایش فشار بر جنبش ها و حرکت های اجتماعی و محدود کردن هر چه بیشتر آزادی در ایران پس از بررسی مجدد قانون اساسی، ماده 27 قانون اساسی که شرکت در تجمعات بدون حمل سلاح و بدون توهین به مقدسات و ... را بلامانع می ساخت، تغییر کرده و هم اکنون بر اساس مواد 618 و 500 و 610 قانون، شرکت در هرگونه تجمع غیر رسمی و بدون مجوز جرم محسوب می شود.

Xəbər (خبر)
یازار : | ساعات 22:26 گون پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
| باغلانتی لار

  مبارزات حقوق بشری، نقشه راه حرکت ملی آذربایجان

مبارزات حقوق بشر ، نقشه راه حرکت ملی آذربایجان


نقض گسترده حقوق بشر از سوى حكومت جمهورى اسلامى در ابعادى وسيع در آذربایجان همچنان ادامه دارد. اگر یک فعال هویت طلب، نويسنده، شاعر، دانشجو و يا خبرنگارى با وثيقه هاى سنگين مالى و پس از ماه ها و سالها حبس و فشار و شكنجه آزاد می شود و همزمان با آن نيز برگه احضاريه به دادگاه را تحويلش مى دهند، فعال دیگری بجای آن بازداشت می شود. زبان تورکی همچنان قدغن است و میلیونها آذربایجانی از حق تحصیل بزبان مادری خویش محروم هستند. دانشگاههای کشور هم چنان و به روال هشتاد سال اخير از ایجاد کرسی زبان تورکی خودداری می کنند. رویکرد امنیتی به مسئله آذربایجان به یک سیاست کلی تبدیل شده است. حکومت ابائی از سرکوب و اعمال خشونت ندارد. در چنین شرایطی موثرترین، کم هزینه ترین و واقع بینانه ترین روش مبارزه، دفاع از حقوق شهروندی، ملی و انسانی تورکهای ایران و افشاگری سیاستهای تبعیض نژادی و زبانی جمهوری اسلامی در سطح ملی و بین المللی و تبدیل مسئله نقض حقوق بشر در آذربایجان به مسئله ای بین المللی است.

باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده امریکا در کمپین تبلیغاتی خویش اعلام نموده است که به مسئله نقض حقوق بشر در ایران و به ویژه سرکوب گسترده فعالین هویت طلب آذربایجانی حساس بوده و از مبارزات بشر دوستانه آنها حمایت خواهد نمود. باراک اوباما در حالی این حرفها را برزبان رانده است که خود به عنوان یک سیاهپوست طعم تلخ تبعیض را از نزدیک حس کرده است. باراک اوباما و معاونش هر دو فارغ التحصیل رشته حقوق بوده و مستعد درک شرایط سیاسی اجتماعی و فرهنگی آذربایجان و سایر مناطق غیرفارس ایران می باشند. به نظر می رسد با انتخاب باراک اوباما شرایط برای همه مبارزان و روشنفکران قومیتهای مختلف ایران جهت طرح گسترده مسئله ملی-قومی در ایران و تلاش برای برچیده شدن مظاهر تبعیض نژادی و زبانی در ایران چند ملیتی مساعدتر از گذشته است. در این بین فعالین آذربایجانی بعلت وزن گسترده اجتماعی و سیاسی خویش و ماهيت مردمى  و دمكراتيك مبارز شان بيش از سایر ملل غیرفارس توان بسیج ملی و بین المللی را دارا هستند.

در شرایطی که فعالین داخل کشور بصورت گسترده تحت فشار و سرکوب قرار دارند، فعالین خارج از کشور بایستی با درکی واقع بینانه از شرایط موجود داخل کشور و بدور از رویاهای دور و دراز و مبارزات خیالی با پیوستن به سازمانهای مدافع حقوق بشر نسبت به طرح مسئله نقض حقوق بشر در آذربایجان در بعد بین المللی همت بخرج دهند. خواسته فعالین داخل کشور دوری گزیدن آذربایجانیان مقیم خارج از اختلافات گروهی و تشکیلاتی و اتحاد گسترده و همکاری مشترک در مسئله حقوق بشر در آذربایجان می باشد. رسمیت دادن بزبان تورکی در ایران بایستی در راس مطالبات همه گروهها قرار گیرد. مطالبه آزادى زبان مادری بعنوان یک حق شناخته شده بین المللی ضمن کاهش هزینه مبارزه بیشترین پتانسیل برای به روز نگهداشتن مسئله نقض حقوق بشر در آذربایجان را نیز داراست. طرح آرزوهای دور و دراز و استهلاک انرژی پیرامون این ادعاها دربین گروههای خارج از کشور باعث کاهش توان تاثیرگذاری بین المللی حرکت ملی آذربایجان گردیده است. آنچه برهمگان واضح و آشکار است، فعالین حرکت ملی آذربایجان در داخل کشور فارغ از اینکه به کدام طیف نزدیک و یا دور می باشند با کنار گذاشتن اختلافات در راه برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران مبارزه گسترده ای را آغاز کرده اند و هزینه بسیاری را نیز در این راه متحمل می شوند. بجز تعدادی معلوم الحال که دائما در حال شانتاژگری می باشند قاطبه فعالین شناخته شده ضمن احترام به همدیگر و با حفظ اختلاف دیدگاهها و سلیقه ها دوشادوش هم مبارزه می کنند. شرکت طیف های مختلف حرکت در مراسم ترحيم مرحوم غلامرضا امانی خود دلیل آشکاری بر این مدعاست.

پیام نانوشته فعالین داخل کشور به خارج نشیان درک این واقعیت است که در شرایط موجود بین المللی و شرایط داخلی کشور، مبارزات حقوق بشری کلیدی ترین روش مبارزه بوده و بایستی در راس برنامه همه گروههای سیاسی حرکت ملی آذربایجان قرار گیرد. هر فعال آذربایجانی که در داخل کشور بازداشت می شود بایستی مورد حمایت همه جانبه همگان قرار گیرد. دفاع از حقوق بشر در دایره تنگ منافع گروهی و حزبی نمی تواند قرار گیرد. همه برای آذربایجان و رفع هر گونه تبعیض مبارزه می کنیم. اختلاف سلیقه ها كاملا طبیعی است، بشرط اینکه منافع ملی آذربایجان را در راس منافع دیده و جای دوستان و دشمنان آذربایجان را اشتباه نکنیم.

آزادی فعالینی که در ماههای گذشته بازداشت شده بودند و همچنین فعالینی که اخیرا آزاد گردیده اند روحیه ی جدیدی به مبارزین داده است. دیگر زندان برای فعالین آذربایجانی به مسئله ای عادی تبدیل شده است. پیش بینی می کنیم که در روزها و ماههای اخیر حرکت ملی آذربایجان و در راس آن جنبش دانشجوئی آذربایجان با روحیه ای جدید به میدان مبارزه قدم بگذارد. هر فعال آذربایجانی بایستی همزمان به یک فعال جدی حقوق بشر نیز تبدیل شود. حمایت معنوی و حتی مادی از بازداشت شدگان وظیفه هر آذربایجانی با وجدان و با شرف است. بایستی فعالان خارج کشور با پیوستن به سازمانهای مدافع حقوق بشر آذربایجانی موثرترين سازمانهای دفاع از حقوق بشر در دنیا را ترتیب دهند. بایستی دنیا بداند که در ایران در حق تورك ها چه می گذرد، که میلیونها انسان در این کشور از ابتدائی ترین حقوق خویش محروم هستند،  که آذربایجان در راه برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران آماده پرداخت هزینه است و به حمایت انسانهای آزاده جهان نیاز دارد.

مبارزات حقوق بشری كليدى ترين نقشه راه پيروزى ملی در آذربایجان است. با چشم پوشیدن به این فاکتور اساسی و غرق شدن در منازعات گروهی وخیال پردازیهای موهوم و پرداختن به حداكثر هاى آرمانگرايانه و  در حال حاضر غير قابل دسترسى راه به جائی نخواهیم برد. فضاى انتخاباتى پيش رو، كه در آن رژيم خواهد كوشيد براى حفظ آبرويش هم كه شده، كمى از فشار ها بكاهد، فرصت خوبى براى بيان مطالبات ماست. بايد در سطح داخلى و بين المللى به افشاگرى همه جانبه پرداخت و طبيعى ترين و ابتدايى ترين حق هر انسان امروزين را كه تحصيل به زبان مادرى است با تاكيد هر چه بيشتر خواستار شد.

احسان تبریزلی

www.oyrenci.com

آذربایجان میللی حرکتی
یازار : | ساعات 2:12 گون سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
| باغلانتی لار

  بيانيه انجمن تركان دانشگاه هنر در خصوص آزادي عزيزانمان از زندان

بيانيه انجمن تركان دانشگاه هنر در خصوص آزادي عزيزانمان از زندان

 
   بار ديگر شاهد خبري شديم كه آذربايجان و آذربايجاني را قدمي ديگر در راه سعادت و مقصدي كه در پيش داشت نزديك كرد و اينگونه بود كه؛  مهندس ابراهيم ساوالان؛ مهندس حسن رشيدي؛ مهندس عليرضا صرافي؛ سعيد موغانلي و مهدي نعيمي كه همگي از صاحب قلمان توانمند سرزمين عزيزمان آذربايجان بوده و در نيل به خواسته هاي بر حق ملت خويش از هيچ كوششي دريغ نكرده اند از اسارت زندانهاي به ناحق رژيم فاشيست كه هيچ گاه آسايشي بر اين ملت فراهم نكرده اند آزاد شده و دل ميليونها آذربايجاني را به سرور و شادي دعوت كردند زهي به مردان با غيرت آذربايجان كه تن به ظلم و زور گويي نمي دهند.

  انجمن تركان دانشگاه هنر تهران ضمن تبريك اين خبر به خانواده بزرگ اين مردان و ملت شريف آذربايجان آرزوي آزادي تمام زندانيان آزادي خواه و هويت طلب در بند آذربايجان را  دارد.
 
 
                             با آرزوي آزادي وطن
 
                       انجمن تركان دانشگاه هنر تهران 
Xəbər (خبر)
یازار : | ساعات 2:19 گون یکشنبه نوزدهم آبان 1387
| باغلانتی لار

  آزادی آخرین بازماندگان فعالین دستگیر شده آذربایجانی در شب افطاری

آزادی آخرین بازماندگان فعالین دستگیر شده آذربایجانی در شب افطاری

تاریخ خبر: 1387/08/18

   اویرنجی نیوز: بر اساس گزارش خبرنگار اویرنجی از تهران، فعالان مدنی آذربایجانی امروز شنبه 18 آبان توانستند با واگذاری وثیقه خواسته شده به طور موقت از زندان اوین آزاد شوند. آقایان مهندس علیرضا صرافی، مهندس حسن راشدی، سعید مغانلی و مهدی نعیمی فعالین هستند که نزدیک به دو ماه را سلول انفرادی گذراندند. نزدیکان و بستگان این فعالین مدنی آذربایجانی با تامین وثیقه 250 میلیون تومانی  توانستند عزیزانشان را بند آزاد کنند.

  این فعالین مدنی آذربایجانی در 20 شهریور ماه هنگام صرف افطاری در خانه یکی از فعالین آذربایجانی به طور دسته جمعی توسط نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در شهر تهران دستگیر شده بودند. در طول این دو ماه با آنکه بسیاری از دستگیر شدگان به قید وثیقه آزاد شده بودند، آما این چهار تن همچنان در بند بودند.

 سایت اویرنجی ضمن تبریک آزادی این فعالین آذربایجانی به خانوادهای عزیزشان آرزوی آزادی تمام زندان سیاسی آذربایجانی را دارد.  

Xəbər (خبر)
یازار : | ساعات 16:16 گون شنبه هجدهم آبان 1387
| باغلانتی لار

  سیاستهای متناقض جمهوری اسلامی در مناقشه قره باغ

سیاستهای متناقض جمهوری اسلامی در مناقشه قره باغ

 

   يكى از اهداف بنيادى نظام جمهورى اسلامى بنا به ادعاى مسئولان آن كه از سى سال پيش تاكنون از تكرار آن خسته نشده اند حمايت از مسلمين و منافع آنان در روى كره خاكى است. صدور انقلاب اسلامى به اقصى نقاط عالم، دست رد زدن بر سينه چپ و راست و پيمودن راهى سوم كه البته چند و چون آن هيچگاه بدرستى تدوين نگشت از ادعاهايى بوده و هست كه سردمداران آن ، آنها را با بوق و كرنا و در هر موقعيتى بگوش همگان رسانده و مى رسانند. وحدت مسلمين، حمايت از مبارزات آنها از جمله در خاور نزديك و ميانه، تخصيص بودجه هاى مالى و تسليحاتى، جنگ روانى و ايدئولوژيك بر عليه دشمنان اسلام همه و همه در سرلوحه سياست هاى حكومت  جمهورى اسلامى بوده است.

   رفتار متناقض جمهوری اسلامی در سالهای گذشته نشان می دهد که اكثر اين ادعاها فلسفه بافى بيش نبوده و در جهت جذب ارتش فداكارانى بوده كه حاضر باشند جان خود را بى هيچ سوالى فداى تئورى هاى پوچ و دروغ بكنند. اين ادعاها همواره تنها مصرف داخلى داشته و در سايه سانسور بى نظير و ديكتاتورى رسانه هاى گروهى ساليان دراز به خورد مردمى داده شده است كه در پى آزادى و صلح و آرامش هستند. دولتمردان ایران با سوء استفاده از باورها و اعتقادات مردم، سیاستهای توسعه طلبانه خویش را در منطقه پیش برده و با دروغ پراکنی توسط رسانه های خود همواره دم از اسلام و مسلمانان و غیره زده اند. نمونه بارز این رفتارها در شمال کشور به وضوح نمایان است. سردمداران جمهوری اسلامی با حمايت همه جانبه مالى و نظامى از دولتى تجاوزگر، نزديك به بيست سال تمامى ادعاهاى اخلاقى و دينى شان را هر روز زير پا مى گذارند. این کشور در كنار روسيه و به همراه آن در غصب بيست درصد از خاك آذربايجان و قتل عام كودكان و زنان و مردان و نیز آواره شدن نزديك به يك ميليون نفر دخالت داشته و اين دخالت و حمايت را تاكنون ادامه داده است.

   جمهورى اسلامى با سياست هاى ايذايى خود لحظه اى از تحريكات بر عليه جمهورى آذربایجان دست بر نداشته و به انحا مختلف مى كوشد آن را تحت فشار قرار دهد. نيروهای مختلف اطلاعاتی و نظامی به صورتى خستگى ناپذير از خاك ايران به سم پاشى بر عليه باكو مشغولند و از هيچ تلاشى براى تضعيف آن فرو گذارى نمى كنند.

  مكمل اين سياستها در شمال رود ارس، سياست هاى ضد مردمى در جنوب آن است. عقب نگه داشتن آذربايجان در داخل مرزها از سوى حكومت تهران واقعيتى است كه تمام فاكت ها و آمارها آن را به اثبات رسانيده اند. ادامه سياستهاى ضد تورك و ضد آذربايجان رژيم سلطنتى و وفادار ماندن به افكار و ايده هاى بغايت مشمئز كننده آن از سوى حكومت جمهورى اسلامى، از خطه آذربايجان در جنوب ارس منطقه اى عقب مانده بوجود آورده كه ثروت هاى انسانى و مادى آن از سوى دولت هاى باصطلاح اسلامى به تاراج رفته است. انسان آذربايجانى به سوى مركز سرازير شده تا امرار معاش كند، درآمدهاى حاصل از منابع زير زمينى آن به سوى مركز روان گشته، در تخصيص بودجه هاى عمرانى و آموزشى آذربايجان در رديف هاى آخر قرار داشته و در نهايت نه تنها زبان مادريش ممنوع گشته بلكه تمام تلاش ها بكار رفته تا به تورك آذربايجانى تلقين شود كه او اصلا ترك نيست و جزوى از نژاد ايرانى است!

   عملكرد هاى حكومت جمهورى اسلامى در شمال ارس تشنج آفرين و در جنوب آن شونيستى بوده است. آذربايجان چه در شمال ارس و چه در جنوب آن نمى تواند در مقابل اين اعمال و كاركرد ها بى تفاوت بماند. مردم دو سوى اين رودخانه علایق و وابستگى هاى زبانى، فرهنگى، تبارى، فاميلى و تاريخى عميق و ناگسستنى با يكديگر دارند. حكومت تهران با سياست هاى منزجر كننده خود نه تنها اين پيوند ها را ناديده گرفته، بل هدفمند در پى انكار آن و در پى نابودى آن است. سرنوشت آوارگان جنگى در آذربايجان كه دولت جمهورى اسلامى در بى خانمان شدن آنها مستقيما دست داشته براى هر انسانى دردآور است و براى آذربايجانى ها بيش از همه. دست گذاشتن در دست كشور روسيه و آواره ساختن نزديك به يك ميليون انسان و كمك به غاصبگران، لكه  سياهى در كارنامه نظام جمهورى اسلامى است. از طرف دیگر ارمنستان با توجه به بن بست بودن مرزهای آن بیشترین انرژی خویش را از طریق ایران دریافت کرده و اکثر مبادلات تجاری و اقتصادی اش با این کشور می باشد. در سالهای گذشته نیز جمهوری اسلامی با ارمنستان و یونان توافق نامه سه جانبه امنیتی امضاء کرده است که هدف اصلی آن از دیدگاه سیاست بین­الملل تضعیف کشورهای آذربایجان و ترکیه می باشد. و این در حالی است که دین مردمان هر دو کشور آذربایجان و ترکیه اسلام  می باشد.

  اكنون كه در پى جنگ اخير در قفقاز و بر هم خوردن معادلات سياسى و اقتصادى در منطقه و بدنبال منزوى شدن هر چه بيشتر ارمنستان و قطع شريان هاى يارى رسانى به آن پس از گذشت حدود پانزده سال علاقمندى قدرت هاى بزرگ به حل مشكل قره باغ معطوف گشته، بر جمهورى اسلامى و دولت آن است كه در سياست هاى خود در اين غائله تجديد نظر کرده و نقطه پايانى بر ماجراجويى هاى خود در آن بگذارد. اكنون كه بارقه اميدى بوجود آمده تا اين مشكل از طرق صلح آميز حل و فصل گردد می بایستی نظام حكومتى تهران از حمايت يكسويه از ارمنستان دست بردارد. ملت آذربايجان چه در شمال و چه در جنوب آن خواستار حل صلح آميز اين مشكل بوده و از کشور ایران خواستار بى طرفى و عدم سنگ اندازى هستند.

 اپوزيسيون ايرانى كه در مورد اين بخش از سياست هاى پوزيسيون هرگز لب از هم نگشوده، اگر پايبند به اصول و ارزش هاى انسانى در سياست است بايد سكوت خود را شكسته، حقيقت را گفته و از حمايت ضمنى جمهورى اسلامى در اين مورد كه با سكوت رضايت آميز خود آن را موجب گشته دست بردارد. سرنوشت آذربايجان هر پيشوند و يا پسوندى هم كه نام آن داشته باشد جداى از هم نيست و اين خواست مردم آن است. بازى هاى سياسى، خفقان، فشار و انكار حقايق نخواهد توانست جلوى واقعيات زمينى را بگيرد. ملت آذربایجان در درجه اول خواهان حل صلح آميز مشكل قره باغ و پايان يابى سياست هاى ضد آذربايجان از سوى دولت جمهورى اسلامى می باشد. اميد كه اين مشكل حل گشته و زمينه هر گونه سياست هاى ضد انسانى در اين منطقه از بين برود.

آراز تبريزى

مقاله لر
یازار : | ساعات 15:43 گون شنبه هجدهم آبان 1387
| باغلانتی لار

  انتخابات ایالات متحده، پیروزی اوباما و کشور ایران
انتخابات ایالات متحده ،  پیروزی اوباما و کشور ایران

 

  آزاد تبریز- باراک اوباما سیاهپوست آفریقایی تبار به کاخ ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا راه یافت. میلیونها نفر از طرفداران وی علی الخصوص هم نژادیهایش در روز قطعی شدن نتایج انتخابات اشک شادی ریخته و به جشن و پایکوبی پرداختند. برای اولین بار در تاریخ آمریکای چند ملیتی سیاهپوستانی که روزی در این کشور تحت انواع تبعیض ها قرار داشتند، توانستتند به کاخ سفید راه پیدا کنند. قطعا چنین حادثه ای روزگاری برای این ملت باورنکردنی بود. چرا که در آن روزها سیاهپوستان جزو شهروندان درجه چندم آمریکا بوده که انواع ستمها را از طرف سفید پوستان به خود دیده بودند. تبعیض نژادی و قومیتی برای این ملت در اوج خودش بوده است که الان ما در فیلمهای هالیوودی گوشه ای از این ظلم ها را می بینیم . و اما الان دیگر از این ظلمها خبری نیست و یا بسیار کمرنگ شده است. دموکراسی کاملا بر روابط سنتی مبتنی بر تبعیض ها چیره شده طوری که طبق آمار منتشر شده حدود ۶۰ درصد رأی دهنده گان به اوباما از سفیدپوستان بوده اند. مردمی که سالها پیش نیاکانشان در تحقیر و ستم به سیاهان پیشقدم بودند امروز مردی از این تبار را برای شخص اول کشورشان برمی گزینند. این است دموکراسی نوین که اشخاص در هر گروه اجتماعی با تفکرات و دیدگاههای متفاوت حق انتخاب شدن و انتخاب کردن دارند. در حال حاضر نیز اغلب کشورهای توسعه یافته چنین وضعیتی دارند و حتی کشورهای در حال توسعه ای نیز هستند که چنین رویه ای را برای پیاده کردن اصول بنیادین دموکراسی برای خود برگزیده اند.

 

  و اما در طرف دیگر، کشور ایران از این موارد مستثنی است. هر کسی لیاقت و شایسته انتخاب شدن نیست و این شورای نگهبان تحت سیطره رهبری است که شایستگی افراد برای پست ریاست جمهوری را تشخیص می دهد. در سالهای گذشته هیچیک از افراد منتقد سیاستهای تبعیض آمیز حاکمیت جمهوری اسلامی نتوانسته اند وارد صحنه رقابت در انتخابات شوند. این وضعیت اسفبار برای انتخابات مجلس و شوراها و خبرگان و …. هم در این سالها به اوج خود رسیده است. ملت های دنیا رفته رفته در چمبره دموکراسی مبتنی بر آزادیهای واقعی افراد قرار می گیرند ولی در کشور ما وضعیت برعکس می شود. بتدریج آزادی های فردی محدود شده و شهروندان منتقد سیاستهای حاکمیت علاوه بر حق انتخاب نشدن، حق ابراز عقاید و دیدگاههای خود را نیز ندارند! و در صورت گفتن عقاید و انتقادات خود می بایستی طعم سلولهای انفرادی و محاکمات و غیره را حتما بچشند. در سالهای گذشته افراد مختلف کاندیدای ریاست جمهوری و یا مجلس و شوراها شده اند که با ممانعت شورای نگهبان فرصت مطرح کردن دیدگاهها و برنامه های خود را نداشته اند. حتی عده ای از افراد خودی حاکمیت نیز که روزگاری از سردمداران جمهوری اسلامی بوده اند از حق انتخاب شدن باز مانده اند. و این حاکمیت عدالت محور و آزاد جمهوری اسلامی است که قیاس آن با کشوری مثل ایالات متحده شاید در ذهن ها نگنجد.

 

   اما جالبتر اینکه با این وضع جامعه رئیس جمهور ایران در ارتباط با پیروزی آقای اوباما اندرزهایی بیان کرده است. وی در یک نامه به آقای اوباما بعد از پیام تبریک چنین گفته است: «….از سوی دیگر، ملت‌های جهان انتظار دارند که سیاست‌های مبتنی بر جنگ‌طلبی، اشغالگری، زورگویی، فریبکاری، تحقیر ملت ها و تحمیل روابط تبعیض‌آمیز و غیرعادلانه بر آنان و بر مناسبات جهانی که موجب انزجار همه ملت‌ها و اکثریت دولت‌ها از حاکمان آمریکا و مشوه‌شدن حیثیت مردم آن کشور شده است به رفتاری مبتنی بر عدالت و احترام به حقوق انسان‌ها و ملت‌ها، دوستی و عدم دخالت در امور دیگران تبدیل گردد و ….». ابرازات ایشان در حالی بیان می شود که گویا هیچگونه زورگویی، فربیکاری، تبعیض و تحقیر ملتها در کشور عدالت محور ایران وجود ندارد! واقعا جای بسی تأسف است که در جامعه پر از دروغگویی و فریبکاری و رفتارها و عملکردهای تبعیض آمیز حاکمیت، شخص رئیس جمهور این مملکت چنین نسبتهایی را به سایر ممالک نثار می سازد. نزدیک به یک قرن است که جامعه ایران دچار انواع تبعیض ها و تحقیر ملتها شده است. عملکردهای تبعیض آمیز در همه عرصه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سرلوحه فعالیت مسئولان مملکتی قرار گرفته است. اقوام و ملل غیر فارس از اغلب حقوق شهروندی خویش باز مانده اند. هیچ ارزشی به مؤلفه های فرهنگی اقوام قائل نشده و در خیلی از موارد تحقیر فرهنگی با استفاده از کثیف ترین روشها در دستور کار عمال حاکمیت قرار گرفته است. سیاستهای توسعه ای نیز همین منوال را داشته است. عدم توسعه متوازن استانهای کشور نشانگر اعمال چنین برنامه ریزیهای تبعیض آمیز بوده است. رشد اقتصادی قابل توجه استانهای تهران، اصفهان، یزد، کرمان، خراسان، فارس، مرکزی و قم و عقب ماندگی استانهای مرزی و ساکنین اقوام و ملل دیگر باعث تغییرات فرهنگی و اجتماعی شدید استانها گردیده که در نتیجه افت شاخصه های توسعه ای را در این مناطق سبب شده است. همه این موارد در سالهای قبل از سیاستهای برنامه ریزی شده حکومت جمهوری اسلامی بوده و بتدریج نتایج آن نمایان شده است. در چنین اوضاع ناعادلانه کشور سخن گفتن از عدالت و احترام به حقوق انسان‌ها و ملت‌ها، دوستی و غیره چه پیامی می تواند داشته باشد جز فریب مردم این مرز و بوم!

 

  بهر حال بمنظور توسعه دموکراسی در کشور در درجه اول وجود انتخابات آزاد همراه با نظارت مستقیم مجامع بین المللی ضروری بوده و بایستی در جامعه نهادینه شود. غیر از این برگزاری هر انتخاباتی نمایشی بیش نبوده که در آن افراد از قبل مشخص شده به مسئولیت گمارده می شوند که نمونه هایی از آن در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس های گذشته کاملا نمایان است.

دومان تبریزلی

مقاله لر
یازار : | ساعات 15:25 گون شنبه هجدهم آبان 1387
| باغلانتی لار

  آذربایجانین میللی دیره نیش سیمبولو

آذربایجانین میللی دیره نیش سیمبولو 

 

   نلسون ماندلا قهرمان ملی آفریقای جنوبی، مردی بود که 28 سال زندان را علیه دولت آپارتاید یان اسمیت تحمل کرد و عاقبت پس از رسیدن به آزادی از طرف دولت و ملت خود مورد بیشترین تکریم ها قرار گرفت، و نام او نامی است که حتی برای کودکان مدرسه ای در سراسر دنیا آشنا است و حضور او در هر مجمع و نشست بین المللی موجبات افتخار فراوان برگزارکنندگان آن مجلس است.

    اما آنچه آدمی را به تفکر وامیدارد این است که چرا همه ی ما نلسون ماندلا زندانی سیاسی بزرگ را می شناسیم و حتی فیلم سینمایی اش را دیده ایم و نقل نبات رسانه هایمان نام اوست ولی کم نیستند و شاید زیادند کسانی که حتی نامی از صفر قهرمانی معروف به صفرخان، ساوونار ملی، نشنیده اند و جالب است که بدانیم او پرسابقه ترین زندانی سیاسی دنیاست،که با رنج 32 سال زندان در مخوفترین زندان های رژیم شونیست پهلوی، برای رهایی و رفع تبعیض از ملت آذربایجان مبارزه کرد و نهایتا بعد از آزادی او، مقارن با سرنگونی رژیم پهلوی،با او مانند شخصی عادی و بی نام و نشان رفتار شد و او به گوشه ای از تنهایی پرتاب شد،زیرا باز آذربایجان مورد تبعیض بود...
 
   صفر خان در سال 1300 شمسی، در روستای شیسوان از توابع عجبشیر، یکی از شهرهای آذربایجان در خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود و تا سن 20 سالگی نزد پدر کشاورزی کرد و در بیست سالگی در راه مبارزه با فئودالیسم به حرکت ملی آذربایجان ملحق شد و در فرقه ی دموکرات به مقام ماژوری(سروانی) رسید. وی پس از جانفشانی ها و مبارزات بسیار در سال 1325 در پی سرکوب قیام دهقانان همراه عده ای از قیام کنندگان متواری شد و به عراق رفت که در آنجا دستگیر و زندانی شد. دو سال بعد، از زندان عراق گریخت و به ایران بازگشت و در 18 اسفند همان سال بار دیگر دستگیر شد و به زندان افتاد. درسال 1329 وی را به جرم قیام مسلحانه برای براندازی نظام شاهنشاهی به اعدام محکوم کردند که پس از کودتای 28 مرداد 1332 حکم اعدام او به حبس عبد تقلیل پیدا کرد. او 32 سال حبس را حتی در زندانهای مخوفی مانند زندان برازجان به جان خرید و با وجود درخواست های مکرر و تحت فشار قرار دادن او برای نوشتن نامه ی تقاضای عفو به اعلیحضرت آریامهرو با وجود این که بسیاری از زندانیان سیاسی هم بند او با نوشتن ندامت نامه آزاد شدند، او تن به این ذلت نداد و همان گونه که خود می گوید به امید مردمش رنج اسارت را بر خود هموار کرد تا با باز شدن در زندانهای ایران زیر فشار جنبش انقلابی مردم در سال 57، به همراه عده ی زیادی از زندانیان سیاسی آزاد شود.
 
  نوشتن از کسی که 32 سال از بهترین سالهای عمرش را در سلول های تاریک و سیاهچالهای مخوف گذرانده است و حتی لحظه ای به بازگشتن از راهش فکر نکرده است کار راحتی نیست، تحمل 11000 روز زندان و دوری از خانواده و صرف جوانی و میانسالی در راه عقیده، پشتوانه ای بسیار قوی از ایمان تزلزل ناپذیر حاصل از آگاهی اجتماعی و درد آشنا بودن می طلبد. اين آذربايجاني مبارز و نستوه از تبار بابك خرم‌دين، كور اوغلو، قاچاق نبي و ستارخان سردار ملي مي‌باشد كه هر يك از آنان براي سعادت و بهروزي خلقشان عمري صادقانه مبارزه كردند و نامي ماندگار يافتند. صفرخان نيز مثل آن قهرمانان ، جاودانه خواهد ماند ، چرا كه او نيز به خاطر رهائي هموطنانش از ظلم و ستم ظالمان ، اين همه رنج زندان و دربدري را تحمل كرد و خم به ابرو نياورد. شخصیت او به حق نماد مقاومت خلق آذربایجان است.

   ولی پس از آزادی وی شاهد آن هستیم که ناجوانمردانه تنها گذاشته می شود. در حالی که او جوانی و زندگانی اش را در راه آزادی مردمش فدا کرده بود و هر چه از مال و مکنت و زن و خانواده داشت، در طول 32 سال حبس از دست داده بود و حال نیاز به کمک مردمش داشت. اما او هیچ گاه زبان به اعتراض نگشود و با همان عزت و نفس و متانتش سکوت کرد و بالاخره پس از گذشت بیست و جهار سال از آزادی اش درگذشت و در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

    بگذارید در شرح کوتاهیمان تنها این را بگوییم تمام مراسماتی که در گرامی داشت یاد وخاطره ی این عزیز هر سال به خصوص سالگرد وفات ساوونار مللی مان برگزار می شود بدون استثنا با دخالت نیروهای امنیتی و اغلب دستگیری چند تن از حضار به هم می خورد.

   پس بر ما آذربایجانی ها واجب است که قهرمان ملی خود را به نسل های جدید بشناسانیم و در سطح بین المللی نام صفر قهرمانی را در کنار نام نلسون ماندلا و دیگر قهرمانان تاریخی زنده نگهداریم.

 

 پ.احمدپور
Kimlik (هوییت)
یازار : | ساعات 13:16 گون شنبه هجدهم آبان 1387
| باغلانتی لار