تبليغاتX
Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı

Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı

بيز واريق ، وارسا وطن ، وار ايسه دوْغما ديليميز ...... اؤيره‏نيب بيلمه‏ليدير اؤز ديليني ائللريميز

سخنرانی فاخته زمانی در نشست کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

سخنرانی فاخته زمانی در نشست کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

خانم فاخته زمانی فعال حقوق بشر آذربایجانی و دبیر انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربایجان در ایران (ADAPP) طی سخنرانی در فوروم کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص مسائل اقلیتها به سرکوب گروههای اتنیکی در ایران و محرومیت آنها از حقوق زبانی اشاره کرده است.

نشست کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص مسائل اقلیتها در روزهای ۱۵ و ۱۶ غدسامبر ۲۰۰۸ در مقر سازمان ملل متحد در شهر ژنو برگزار شد. 

هدف این نشست تهیه پلاتفرمی برای ترویج و توسعه گفتگو و همکاریها در خصوص مسائل اقلیتهای ملی٬ اتنیکی٬ مذهبی و زبانی عنوان شده بود. پلاتفرمی که بتواند دست آوردهای اساسی و تخصصی مورد نیاز برای کار مستقل تخصصی روی این موضوع را تأمین کند. همچنین بررسی و تحقیق در خصوص بهترین راهکارهای عملی٬ فرصتها و اقدامات لازم برای پیشبرد بهتر قطعنامه حقوق اقلیتهای ملی٬ اتنیکی٬ مذهبی و زبانی (این قطعنامه در تاریخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ به تصویب کمیسیون حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل رسیده است) در برنامه این نشست قراد داشت.

در این نشست که خانم گی مک دوگال (Gay McDougall) متخصص مستقل مسائل اقلیتها ریاست آن را بر عهده داشت نماینده دولتها٬ متخصصین سازمان ملل متحد و مستقل٬ تعدادی از نهادهای غیر دولتی و ن.ج.او های فعال در زمینه حقوق انسانها و همچنین نماینده برخی از گروهای ملی٬ اتنیکی٬ مذهبی و زبانی شرکت کرده بودند.

سخنرانی فاخته زمانی فعال حقوق بشر آذربایجانی ساکن کشور کانادا در این نشست مورد استقبال بسیاری از افراد و گروههای شرکت کننده قرار گرفت.

 

متن سخنرانی فاخته زمانی

خانم رئيس، خانمها و آقايان

مشارکت کنندگان عزيز فوروم

 

اينک ديگر محوری بودن مساله آموزش به زبان مادری در رشد هوشی، احساسی، معنوی و آموزشی دانش آموزان يک حقيقت بسیار روشن است. تحصیل٬ خواندن و نوشتن به زبان فطری مادری يک حق غير قابل انکار برای همه گروه های اتنیکی است و بايد هم باشد. علیرغم این، در مورد گروه های اتنیکی غير فارس در ايران از جمله ترک های آذربایجانی، کردها، بلوچ ها، عرب ها، لرها، گيلکی-مازندرانی ها و ديگران، اين حق دريغ شده است.

اين گروه های اتنیکی اکثريت ساکنين کشور را از نظر جمعیت تشکيل ميدهند، با اين همه، آنان مجبور شده اند که به فارسی که زبان اتنیک فارس ميباشد، تحصيل نمايند. زبان فارسی از سال ۱۹۲۵ زمانيکه رضا شاه قدرت سياسی را بدست آورد و سلسله پهلوی را بنيان گذاشت به اکثريت جمعيت غير فارس تحميل شده است. از اين تاريخ به بعد، فارسی به موقعيت تنها زبان رسمی ايران ارتقا يافته است. اين تنها زبان تعلیم، آموزش و دولتی در کشوری است که يکی از چندگونه ترین، چند فرهنگی ترين و چند زبانه ترين کشور های جهان ميباشد.

از سال ۱۹۲۵ به اين طرف، جمعيت های اتنیکی و ملی متفاوت ايران برای کسب حق آموزش به زبان فطری مادری خود تقلا ميکنند. بطور نمونه، ترکهای آذربایجان که قريب ۳۷ درصد جمعيت کل ايران را تشکيل ميدهند (بمراتب بيشتر از ۲۰ ميليون)، از سال ۱۹۲۵ حق آموزش به زبان خود را مطالبه ميکنند. رژيم پهلوی بصورت وحشيانه ای اين مطالبات را سرکوب کرد و جمهوری کنونی اسلامی نيزبه همين گونه عمل ميکند. در حاليکه قانون اساسی رژيم کنونی جمهوری اسلامی تحصيل، خواندن و نوشتن به زبانهای غير فارسی را در کنارزبان فارسی مجاز ميداند، دولت به قانون اساسی خود نيز بی اعتنا بوده و همچنان کسانی را که اجرای اين حق قانون اساسی را طلب ميکنند دستگير کرده، تحت فشار و تعقيب جزائی قرار ميدهد.

ترکهای آذربایجانی با بکارگيری راههای مسالمت آميز، از طريق نوشتن نامه های جمعی به مقامات ايرانی گرفته تا برقراری تظاهرات آرام و دور از خشونت، حق تحصيل به زبان خودشان - ترکی آذربایجانی - را مطالبه مينمايند.

 

خانم ها و آقايان

اجازه دهيد مطالبم را با دو شعار معروف جامعه آذربایجانی در ارتباط با زبان و استفاده آن در مراکز آموزشی خاتمه دهم

 

آناا ديليم اؤلن دئييل - اؤزگه ديله چؤنن دئييل

(زبان مادری من نخواهد مرد - به زبان ديگری تغيير نخواهد کرد)

 

اؤز ديلينده مدرسه - اولماليدير هر کسه

(تحصيل به زبان مادری - باید برای هرکس تامین شود)

 

شما بسيار ممنوم

+  یازی تاریخی:  شنبه سی ام آذر 1387ساعات 4:30&nbs یازار:    | 

تیتر حیرت انگیز روزنامه چاپ تهران

۲۶ آذر سالروز مرگ بابک خرمدین و آذربایجان جنوبی»

اورمونیوز(۲۸ آذر ۱٣٨۷): این عنوان مطلبی در روزنامه  جدید الانتشار «وطن امروز» چاپ تهران است که در تاریخ دوشنبه ۲۵ آذر در صفحه «سیاست» ستون «سایه و روشن» به خبر تجمعات اعتراضی در آذربایجان اشاره کرده است.

در این مطلب آمده است؛ اخیرا اطلاعیه ای از سوی گروه های پان ترک در مناطق آذری نشین توزیع و از مردم دعوت شده به صورت پرشور در آیین بزرگ داشت شرکت کنند. تجزیه طلب های پان ترک که هر ساله در سالروز مرگ بابک خرم دین در قلعه کلیبر در حومه تبریز گرد هم می آیند و برای سال جاری نیز برنامه هایی در این زمینه تدارک دیده اند، در اطلاعیه خود برای تحریک آذری زبان ها نوشته اند (ملت غیرتمند آذربایجان جنوبی و فعالان حرکت ملی آذربایجان خود را برای خیزش عظیم در ۲۶ آذر۸۷ آماده کنید) در اطلاعیه مذکور در حالی از استان های آذربایجان با عنوان مجعول آذربایجان جنوبی یاد شده است که چندی پیش در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان یکی از نامزد های این پست که از رهبران گروه های پان ترک است در تبلیغات انتخاباتی خود اعلام کرده بود استان های آذربایجان ایران جزئی از خاک جمهوری آذربایجان هستند و در واقع جمهوری آذربایجان را باید آذربایجان شمالی و آذربایجان ایران را آذربایجان جنوبی نامید.»

لازم به توضیح است که٬  مراسم سالانه قلعه بابک در تیر ماه و به مناسبت تولد بابک خرمدین و در اعتراض به نقض حقوق شهروندی ترکهای آذربایجان انجام می پذیرد. همچنین ۲۱ سالروز تاسیس حکومت ملی آذربایجان و رسمی شدن زبان ترکی و ۲۷ آذر روز سوزاندن کتابهای ترکی از طرف ارتش شاهنشاهی می باشد که در بسیاری از شهرهای آذربایجان از جمله اورمیه صورت گرفت.

با وجود اینکه هنوز دوماه از انتشار روزنامه وطن امروز نمی گذرد تا کنون تکذیبیه های زیادی در مورد نوشته های این روزنامه منتشر شده است. اشخاص و گروههای زیادی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام٬ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت به انتشار اخبار و گزارشهای نادرست مربوط به آنها از سوی این روزنامه به صورت رسمی اعتراض کرده اند. وطن امروز یک روزنامه اصولگرا و حامی سیاست های دولت جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهور محمود احمدی نژاد می باشد.

http://urmiye.blogfa.com 

+  یازی تاریخی:  شنبه سی ام آذر 1387ساعات 4:26&nbs یازار:    | 

اجرای موسیفی موقام

اجرای موسیفی موقام- استاد آریف بابایف-سی ام دی - یکم و دوم آذر- فرهنگسرای بهمن



اجراي موسيقي آذربايجاني

با حضور مشترك هنرمندان

آذربایجان شمالی و جنوبی

استـــــــــــاد آریف بابايف

ناصر عطاپور- احترام حسين اف -آبگول ميرزا علي يف

تار:علي آقا سعدي يف -كمانچه:طغرل اسداله يف

بالا بان:جليل حميدي- ناغارا:رضا نباهيت

مكان: تهران-فرهنگسراي بهمن-تالار شهيد آويني

زمان:31آذر ماه-يكم و دوم دي ماه87

ساعت اجرا: ساعت 20:30

محل فروش بيليط

پخش آوا: رزرو بليط و تحويل در محل

تلفن: 44260685-44266380-44209182

براي رزرو بليط : نام و نام خانوادگی و آدرس دقیق پستی و تلفن تماس و e-mail و

تعداد بلیط درخواستی و

نوع بلیط (قیمت)

100.000 ریال

150.000ریال

200.000ریال

را به آدرس

avaconcert@yahoo.com

ايميل كنيد
+  یازی تاریخی:  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعات 1:26&nbs یازار:    | 

تحليلى از وضعيت كنونى در آذربايجان

تحليلى از وضعيت كنونى در آذربايجان - آیدین دهقانی

 

کانون مدافعان حقوق بشر

شوراي ملي صلح

روشنفکران و فعالین اجتماعی و سیاسی

با وچود بحرانهای اقتصادی و سیاسی در سطح جهان و تاثیر آنها بر منطقه خاورمیانه و وضعیت آشفته سیاسی و اقتصادی ایران از سوی دیگر، تصور آینده ای موهوم و پر از نگرانی دور از ذهن نیست.  توجه به معضلات مختلف، تحلیل های بی شماری می طلبد. اما هدف این نامه ارائه  گزارش و تحلیلی اجمالی از وضعیت جنبش های قومی در ایران به ویژه جنبش های قومی آذربایجان و کردستان و تلاقی این دو به علت شرایط موجود منطقه و نیم نگاهی به مسائل زنان آن است تا شاید بتوانیم براي حل مسائل و مشکلات موجود در ایران، عاقلانه ترین راه را برگزینیم و یا حداقل، تحلیلی واقعی از حقایق پنهان کشورمان داشته باشیم.

برای شروع بد نیست که نگاهی گذرا  به وضعیت زنان در کردستان داشته باشیم.همچنانکه مي دانید اخبار و گزارش های تکان دهنده ای در مورد زنان و دختران در مناطق کرد نشین ایران و حتی ترکیه و عراق به گوش می رسد.(چندي پيش نيز از سوي مجلس ملي كردستان عراق، چند همسري، قانوني شناخته شد و اين لايحه بي هيچ اعتراضي تصويب گرديد.) آمار وحشتناک قتل های ناموسی برای به اصطلاح دفاع از حیثیت و شرف و ناموس، خود سوزی فاجعه بار زنان آن مناطق و بسیاری مسائل دیگر حاکی از وضعیت نابسامان زنان کرد دارد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید بیش از 90 درصد پرونده های موجود در دادگاههای ارومیه در رابطه با قتل های ناموسی و... مربوط به کردهای آن منطقه است.

در کردستان احزاب متعددی وجود دارد که به دلیل کشمکش و اختلافي که با هم داشتند، موجب شده تا در سال های اخیر اکثر مناطق کرد نشین برای مبارزه با دشمن (چه خودی و چه غیر خودی) سلاح بدست گیرد، و نتیجتا نفوذ و پایگاه هر قبیله و عشیره و طایفه به حوزه ای اختصاصی برای آنها بدل شده که  کثرت این حوزه ها شیرازه جامعه را به کلی از هم می گسلد وسبب مي شود آیین هر ایل و طایفه برایشان به قوانینی تغییر ناپذیر بدل گردد.از سويي اغلب مردان مسلح کرد، جوانانی هستند جزم اندیش، متعصب و معترض و در مواقعي مي خواهند تمامی قهر و عصبیت خود را به هر نحو ممكن تخلیه کنند، در این میان شاید زنان کرد بیشترین آسیب را می بینند.. چنانچه تمامی تبعیض های چندین ساله که از سوی حکومت های فاشیست ، شوونیست، مرکزگرا و سركوبگر بر مردم کرد تحمیل شده، باری از نفرت و کینه در دل آنها  پرورانده و در مواقعی که راهی برای واکنش جستجو کنند، هر اعتراضی را با گلوله های سربی پاسخ می دهند. وعقایدی که حفظ ناموس را در پایین تنه ی دخترکی مظلوم  می بیند،  کافی است تا وقایع خونبار را همچنان تداوم  دهد.

عدم امنیت، ترس مردم از هم، وجود کشمکش های درون حزبی و بین حزبی، هراس از برخورد حکومت در جامعه ای که دیکتاتوری قدمتی طولانی دارد، سبب گرديده تا برای تامین امنیت انبار خانه های مناطق کردنشین پر از اسلحه شوند.

اما در آذربایجان غربی که ترک و کرد در آن زندگی می کنند، مسائل و مشکلات شکلی پیچیده تر و بغرنج تر به خود می گیرد.بد نیست بدانید در نقشه ارمنستان بزرگ، ارومیه جزو ارمنستان و در نقشه کردستان بزرگ جزو کردستان است؛ در حالیکه  این شهر مظلوم، ترک نشین بوده و جزو آذربایجان است.

ارومیه شهریست که قتل عام مردم خود به دست داشناک ها - ارامنه متعصب- و هم چنین قتل و غارت  برخی راهزنان کرد را در سینه تاريخش دارد. چندی پیش تنها در یکی از محلات شهر به واسطه کانال کشی، بخشی از اجساد قتل عام های چندین ده هزار نفره فاجعه جیلوولوق به دست داشناک ها توسط کارگران اداره گاز بیرون کشیده شد.

تاریخ صد ساله ایران گواه است که در هر دوره كه حکومت مرکزی قدرت خود را از دست داده برخی از کردهای یاغی به جان و مال مردم در این منطقه تجاوز کرده که این پیشینه تاریخی شهر اروميه و استان آذربايجان غربي با مسائل امروزی دست در دست هم می دهد تا بافتی متفاوت از سایر مناطق ایران را در این بخش از کشور حاکم شود.

اما به نظر می رسد تحرکات برخی کردها در آذربایجان غربی در جهت تحریف تاریخ و هم چنین فعاليت هاي خشونت بار احزاب ضد انسانی همچون" پژاک" برای مبارزه با ترک ها، آینده ای نگران کننده برای این بخش از کشور را رقم بزند.

متاسفانه در محافل، دانشگاهها و... برخی از کردها و احزاب که عمدتا از کردستان عراق و نهایتا توسط قدرت های بزرگ حمایت می شوند، اقداماتی در جهت تغییر بافت جمعیتی منطقه انجام می دهند- البته بدیهی است مهاجرت و تعیین محل زندگی افراد جزو حقوق طبیعی آنها محسوب می شود. اما چنانچه گفته شد عامل  نگران کننده، شرایط متفاوت حاکم بر منطقه است. حتی برخی از نمایندگان کرد(چه در ايران وچه در خارج) در مصاحبه های غیر رسمی از آذربایجان غربی با نام کردستان شمالی اسم می برند.

چنانچه در اين استان، کسانی که اعتقادی به انتخابات نظام فعلی ندارند، تنها برای اثبات- به برخی نیروهای شوونیستی کرد - این که ارومیه منطقه ای ترک نشین است، در انتخابات مجلس و شوراي شهر به حمایت از کاندیداهای ترک می پردازند تا حداقل، مهاجران کرد به عوض صاحبان اصلی این منطقه به مجلس نروند.

گذرگاههای زیاد مابین مرز ایران و عراق باعث شده تا سالانه کالاهای وارداتی قاچاق از لوازم آرایشي گرفته تا وسایل برقی، سرازیر بازارهای پیرانشهر ،سردشت و مهاباد شود و باعث گردد تا بازار ارومیه رونق اقتصادی خود را از دست بدهد. که بنا به اظهار مقامات، ارزش این کالاها سالانه بیش از 5/2 میلیارد دلار برآورد شده که هم اکنون بازارهای مهاباد و... معاملات کلان با تهران واصفهان و سایر شهرها انجام می دهد که نتیجه آن فقر مالی بازاریان ترک ارومیه است که منجر به فروش مغازه ها ،خانه ها و باغات خود به صاحبان این پولهای بادآورده می شود.

برای مثال به آمار زیر نیم نگاهی بیافکنید:

طبق آمار موجود از سال 57 تا86 ساختار اجتماعی بازار قدیمی و سر پوشیده ارومیه بدین ترتیب از سوی اکراد مهاجر تغییر یافته است:

1-  در راسته عطاران – از سال 57 تا 68 ، 7 مغازه و تا سال 86 به 28 مغازه افزایش یافته است.

2-  راسته غلام خان 6 مغازه.

3-  راسته فرش فروشان 3 مغازه.

4-  راسته زرگران از سال 57 تا سال 68 ، 10 مغازه و تا سال86 به 38 مغازه افزایش یافته است.

5-  راسته بزازان از سال 57 تا سال68 ، 4 مغازه و تا سال 86 به 14 مغازه افزایش یافته است.

6-   تیمچه صدریه 3 مغازه.

7-   راسته حلبی سازان که در حال تغییر و پیوستن به راسته زرگران است، 3 مغازه.

8-   راسته کفش فروشان از سال 57 تا سال 68 ، 10 مغازه و تا سال 86 به 40 مغازه افزایش یافته است.

9-  راسته بزازان از سال 57 تا 68 به 3 مغازه که 100 درصد آن در اختیار اکراد مهاجر قرار گرفته است.

10- راسته لباس فروشان از سال57 تا سال 68 ، 4 مغازه و تا سال 86 به 22 مغازه افزایش یافته است.

 

مهاجرت ترک ها به دلیل احساس عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی  و نیز نرخ زاد و ولد بسیار پایین آنها  نسبت به اکراد در منطقه - چنانچه هر خانواده کرد در روستاها با متوسط 6 نفر -  در آینده ای نه چندان دور، تعداد نفوس کردها در این استان به شدت افزایش خواهد داد.

به دلیل عدم وجود زیر ساختهای اقتصادی و عدم سرمايه گذاري حكومت ها در كردستان، تنها راه درآمد اكراد در منطقه از طریق قاچاق است که قاچاق مواد مخدر و گازوئیل به آن سوی مرز، بازار بسیار خوبی دارد. در حالی که حدود بیش از صد هزار نفر از اکراد و عشایر مرزی از طريق قاچاق امرار معاش مي كنند که ميزان درآمد حاصل از قاچاق مواد سوختی، سالانه بیش از یک میلیارد دلار است. جالب است بدانید که حزب " پ. ک. ک" از اسکورت مواد مخدر سالیانه در آمدی معادل 12میلیارد دلار دارد که همگی این مسائل سبب می شود حتی در بین روستاهای کردنشین، بخشی از آنها در فلاکت شدید بسر برده و بخشی هم با پولهای حاصل از قاچاق زندگی بسیار مرفهی داشته و شبکه های قاچاق مافیایی ایجاد کنند.

قیمت اسلحه کلاش در بازار ارومیه و اطراف آن بسیار پایین تر از قیمت یک تفنگ بادی تفریحی است و چنانچه گفته شد به دلیل فعالیت های ضد ترکی اكراد و با وجود تجربه سالها  نزاغ مسلحانه آنها به دلیل سرکوبهای شدید و مدوام حرکت ملی کردستان در طول تاریخ این منطقه، شدیدا تهدید می شود. این در حالی است  که ترک ها برای حل مسائل قومی خود راه حلهای مدنی را پی می گیرند. پیداست که با وجود موارد فوق الذکر، امکان دارد حوادث جبران ناپذیری در آینده به وقوع بپیوندد که شاید بخشی از آن به راه افتادن سیل خون در این منطقه و تكرار تجربه كشورهايي نظير يوگسلاوي در ايران باشد. قرار گرفته و از نوزاد جریانی که از فاشیسم و شوونیسم حامله شده انتظاری جز این نمی توان داشت.

اخبار مربوط به آذربایجان غربی در بایکوت رسانه های خبری رژیم است و هیچ گاه حوادث این منطقه و تحرکات پژاک و حتی کشته شدن سربازان وظیفه که در مرزها برای حراست گمارده می شوند، توسط شبکه های خبری منعکس نمی شود؛که به همه این مشكلات، قضيه دولت خود مختار کردستان در عراق و عوارض آنرا نيز بایداضافه کرد، چرا که آمریکا نوکر حلقه به گوشی چون جلال طالبانی را در عراق بر سر کار آورده و احزابي چون "پژاك" و "پ. ك. ك" توسط حكومت خودمختار عراق، حمایت مادی و معنوی می شوند.

متاسفانه در ايران برخی از فعالین کرد علاوه بر شوونيسم فارس، ترکها را مسبب بدبختی های خود می دانند. اما تاریخ گواه است که ترکها در این کشورهمواره تحت ستم فرهنگی و اقتصادي مضاعف چون خود آنها بوده اند.

 

حال شاید بتوانید حدس بزنید که چرا "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان"  که توسط فعالین حقوق زن در کشور راه اندازی شده، پس از گذشت بیش از دو سال، در ارومیه هنوز نتوانسته به فعالیت بپردازد چراکه مسائل حادتری در ارومیه وجود دارد که منجر می شود مسئله زن را برای اهالی منطقه در اولویت های بعدی قرار گیرد. در چنین شرایط نا امن، جمع آوری چند امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان برای ساکنین که در بحبوحه این حوادث  قرار دارند، شاید مضحک به نظر می رسد.

اما مسائل آذربایجان به اینجا ختم نمی شود و ابعاد تبعیض ها و فشارهای موجود بر این ديار بسیار گسترده تر است. گویی هر فرد آذربایجاني که برای حقوق طبیعی خویش مبارزه می کند، قبل از اینکه به بیان مشکلات خویش بپردازد باید خود را از اتهام تجزیه طلب بودن تبرئه کند، سپس با استدلال و برهان، ستم رفته بر منطقه را ثابت کند تا در نهایت چنانچه شنونده فرد منصفی باشد، به بیان آنها  بپردازد. متاسفانه مسائل و معضلات قومیت ها در ایران چه از سوی حکومت و چه از سوی روشنفکران ساکن تهران نادیده گرفته شده و کتمان می شود- شاید تنها در مورد کردها بتوانیم اندک استثنا ئی قائل شویم-  و تعداد معدودی که اندکی به موضوع واقفند با این خیال واهی که اگر خود را وارد ماجرا نکنند می توانند جلوی فاجعه را بگیرند، سکوت اختیار می کنند، بدون اینکه خود را اندکی در ماجرا مسوول و مقصر بدانند.

اما برای مثال در مورد قضیه تغییر نام خلیج فارس در برخی از نقشه های کشورهای عربی، بسیاری از نویسندگان، روشنفکران و فعالین ایرانی با حکومت هم آواز گشته و شروع به جمع آوری امضا كردند. اما تا به حال هیچ از خود پرسیده اید که به چه حقی دولت ایران نام دریای خزر را به دریای مازندران تغییر داد؟ نام این دریا یادگار یکی از قدیمترین اقوام ترک است که ساکن آن دیار بودند و در تمامی نقشه های بین المللی به این نام ثبت شده است. پس اگر تغییر نام خلیج فارس مسئله بسیار مهمی است پس چرا هیچ یک از اين فعالین به تغيیر نام این دریا، و سایر مناطق، شهرها، روستاها، محلات و... در آذربایجان و سایر مناطق، اعتراض نمی کنند؟ و هنگامی که یکی از نویسندگان آذربایجان مسئله را مطرح می کند، انگ پان ترکیست را به او می چسبانند؟

شايد اين پرسش ها شوك آغازين تفكر براي برخي از دوستان باشد.

با اینکه تمامی حوادث و رویدادهای فاجعه آمیز خرداد 85 آذربایجان - که دهها کشته داشت- برای نشریه ای چون " نقد نو" (كه نغمه آزادي نوع بشر را سر مي داد) فرستاده شده بود،اما هیچکدام در بخش اخبار نشریه منتشر نشد.

 در گزارش (( انتقاد کانون مدافعان حقوق بشر در افزایش نقض حقوق بشر در ایران )) که در 27 صفحه و 194 پاراگراف از سوی کانون مدافعان حقوق بشر تنظیم شده بود، تنها سه پاراگراف به سرکوب جنبش های قومی و آنهم مربوط به کردها بود. در حالیکه موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان، تنها در سال 86 در بیش از 8 صفحه و 57 پاراگراف  توسط چندی از فعالین آذربایجانی به شخص خانم شیرین عبادی داده شده بود .

 آیا می دانید که سایت "زنستان"-  که یکی از معتبر ترين سایت های فمینیستی بود- حاضر نشده اخبار و حوادث مربوط به زنان آذربایجانی را که در راستای حقوق قومی خود فعالیت می کردند را منعکس کند ؟ در حالیکه همین سایت، اخبار مربوط به حركت ملی کردستان را به طور واضح و گسترده منعکس می کرد.

چندین سال پیش وزیری نامه نوشته بود که در تدوین کتب درسی به فرهنگ مناطق نیز توجه شود(و ابدا اشاره ای به زبان مادري آنان نشده بود) فوراً تنی چند از اعضای جبهه ملی نامه ای اعتراض آمیز به وزیر نوشته و خطر تجزیه را مطرح کردند!!!

در حین حوادث خرداد ماه 85 که تظاهرات مدنی و اعتراض آميزآذربایجانیها از سوی نیروهای امنیتی به خاک و خون کشیده شد،  تعدادی از فعالین حقوق زن در تهران برای حمایت از زنان و کودکان عراقی در مقابل دشمن خارجی به جمع آوری امضا می پرداختند  وحتی برای عده ای وضعیت روحی و جسمانی مانا نیستانی - کاریکاتوریست کاریکاتور توهین آمیز  در مورد ترکها - در زندان بسیار مهمتر از وضعیت مادران داغدار آذربایجاني بود!!!

آري، پس واگرایی از سوی شما بوده. شاید بد نباشد با خود بیاندیشید که در مقابل زلزله بم که آنهمه برای یاری رساندن و کمک از سوی فعالين سياسي و اجتماعي در تهران مورد حمایت واقع شده و باعث گردید که محمد رضا شجریان سکوت چندین ساله اش را در ایران بشکند و به اجرای کنسرت بپردازد، آيا در مورد زلزله اردبیل که قبل از آن و در آن زمستان سخت اتفاق افتاد، چنین نکردند؟

متاسفانه به مسئله قومیت ها از سوی شما دوستان، تنها از منظر نظریه توطئه نگریسته شده و این در حالیست که عاملی که می خواهد ایران را تجزیه کند، فرهنگ استبدادی و دگماتیسم موجود است که حتی بر قلم و اندیشه بسیاری از فعالین و نویسندگان ما نیز رسوخ کرده و باعث گردیده تا با حکومت در مورد مسئله قومیت ها واحقاق حقوق آنان موضع كاملا موازی  داشته باشند.

 تجزیه طلب کسی است که به جای قبول اینکه هر قوم و ملتی آزاد است که به زبان مادریش بخواند و بنویسد، زبان فارسی را به اصطلاح "نماد هویت ملی" می داند. تجزیه طلب کسی است که حاضر نیست مسائل و مشکلات بخشهای قابل توجهی از کشور را لااقل در حد مسائل و مشکلات مهاجران افغانی مورد رسیدگی قرار دهد!!!

آیا می دانید که مسئله دوزبانگی و آموزش چه معضلاتی را برای کودکان غیر فارس به دنبال دارد؟ آیا کودک خردسالی را دیده اید که در کلاس درس به دلیل غیر فارس زبان بودن، برای پرسیدن سوالی از معلم خود دچار چه مشکلات روحی و روانی می شود؟ آیا می دانید که چنین کودکانی دچار چه مشکلات هویتی هستند؟

عدم اعتماد به نفس، تفاوت در قدرت بیان با همکلاسی های فارس زبان،عدم درک صحیح مفاهیم علمی، مشکلات درسی، افت تحصیلی و بسیاری موارد دیگر مولود چنین سیستم آموزشی است.

در نتیجه بسیاری از پدر و مادرها در مناطق غیر فارس نشین مجبور می شوند که از هنگام تولد برای اجتناب از چنین مشکلاتی یا مورد تمسخر قرار نگرفتن با فرزندان خویش به زبانی غیر از زبان مادریش صحبت کنند. زبانی که شاید خودشان نيز دستور زبان آن را به درستی یاد نگرفته اند، آنها را در گردابی که توسط مشتی مزدور استعمار فراهم شده غرق می کند ودر بین شهرهای ترک زبان، زنجان خط مقدم آسیمیلاسیون به شمار می رود، که دلیل آنرا با توجه به متن به خوبی درک می کنید.

آری، بهترین راه برای استحاله فرهنگ هر ملتی تضعیف زبان مادریش است."آسمیلاسیون" یا "یکسان سازی اجباری فرهنگی" یکی از سیاستهایی است که می خواهد تا فردی باشیم كه نباید فکر کند، همه چیز را بی چون چرا بپذیرد و حتی از زبان مادری خود گریزان باشد.

سالانه بودجه های کلانی که بخشی از آن نیز مالیاتی است که توسط غیر فارس زبان ها داده می شود، صرف فرهنگستان زبان فارسی و پالایش این زبان می شودو شعار "فارسی را پاس بداریم" گوش فلک را کر کرده است. اما موقعی که عده ای از فعالین هویت طلب برای اجرای اصول 15و19 قانون اساسی به مسئولین حكومتي مراجعه می کنند، با پاسخ هاي منفي روبرو مي گردند.

حتي شرط صدور مجوز براي برگزاري نخستين كنگره علمي - فرهنگي زنان تبريز(در سال 83) به مناسبت 8 مارس، تحمیل شرط عدم صحبت به زبان تركي در طي برنامه از سوي اداره ذيربط، بود!!!

به گواه زبان شناسان، زبان،  تنها وسیله ارتباط نیست. زبان هر قوم وملتی به مثابه ظرفی است که تجربیات افراد گذشته در آن ریخته شده است. زبان،  دروازه ذهن انسان به محیط اطراف و شالوده ذهنی اوست .انسان با زبان، محیط خود را درک می کند و نظام فکریش شکل می گیرد. زبان وسیله خلاقیت و روشنفکری است. زبان،  نگهبان و ابداع کننده ارزش ها و همه معانی عقاید گوناگون هر ملت است. و بي دليل نيست كه از سوی یونسکو نيز21 فوریه، "روز جهانی زبان مادری" نامگذاری شده است.

با اینکه زبان ترکی هم زبان ضعیف و ناتوانی نیست و صد البته به قول "چامسکی" زبانی که صد نفر با آن صحبت می کنند ناتوان تر از زبانی نیست که از آن صد میلیون نفر است.(شاید جالب باشد که بدانید زبان ترکی بیش از ده هزار فعل بسیط  دارد که در زبان فارسی این تعداد به صد و پنجاه هم نمی رسد.)

به لحاط تاریخی نیز تاریخ این مرز و بوم گواه است  که آذربایجان همواره پیشتاز تمامی مبارزات حق طلبانه و مترقی بر علیه استعمار بوده است.آذربایجان زادگاه اولین چاپخانه ها، ترجمه اولین کتب خارجی، نخستین رمان، ادبیات کودک، نخستین کتابخانه عمومی ،اولین شعر نو،اولین سینما ،اولین نمایشنامه و تئاتر،اولین عکاسی، نخستین دانشکده پزشکی ،اولین دانشکده پرستاری و مامایی، نخستین کارخانه ها ،آموزش و پرورش نوین ، نخستین انجمن زنان و اولین حق رای زنان، نخستین شهرداری، نخستین مدرسه کرولال ها، اولین مدرسه نابینایان، نخستین کودکستان و... در ايران است. حتی شاید جالب باشد كه بدانید نخستین بار واژه "فمینیست" در روزنامه های وزین "تجدد" و در مقالات دکتر رفیع خان امین در تبریز، وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران گردید. 

استعمار فرتوت انگلستان که سالها کینه مبارزات ضد استعماری آذربایجان را در دل خود داشت، نهایتا زهر خود را توسط حکومتی شوونیست که به دست فردی بیسواد به اسم رضا پهلوی سپرده شده بود، به حلق مردم این دیار ریخت و از آن زمان همه قومیت ها و خصوصاً ترك ها – به لحاظ پتانسیل بالای آن از بسیاری جهات- مورد تبعیض هایی که قرار گرفت که رتبه اقتصادی و فرهنگی آن را  به شدت تنزل داد.

  آذربایجان پیشتاز ایجاد مدارس نوین در ایران بود. در سایر نقاط ایران هم مانند تهران، تمامی بنیانگذاران مدارس به سبک نوین چون میرزا حسن خان رشدیه، لقمان الملک تبریزی و پرنس ارفع الدوله، ترک بودند .   

 در آستانه نهضت مشروطه در شهر کوچکی مانند شبستر 2 مدرسه و در ارومیه 6 مدرسه وجود داشت(که یک مدرسه هم به صورت مختلط بود).همزمان اصفهانی ها تنها 2 مدرسه داشتند( که آن دو نيز در آستانه انقلاب مشروطه تعطیل شدند.) پس از اعمال سیاست های تبعیض آمیز رضا خان در سال 1320 به لحاظ باسوادی استان آذربایجان  در رتبه بعد از تهران قرار داشت، در نتیجه تداوم سیاستهای نژاد پرستانه رژیم پهلوی در 1335 به رتبه چهارم رسید (بعد از تهران، سمنان و اصفهان) در سال 1345 به رتبه 7 تنزل کرد و در سال 1355 تا رتبه دهم جدول پایین رفت و هم اکنون در ایران، استان آذربایجان شرقی به رتبه 19 و استان زنجان به رتبه 21 و اردبیل به رتبه 22 و استان آذربایجان غربی در رتبه 24 قرار دارد.

وقتی این مسئله مطرح میشود که بایستی برای پرورش توانمندیهای ذهن کودک، تحصیل به زبان مادریش باشد و سپس زبان دوم یا مشترک را یاد بگیرد چه از سوی حکومت و چه از سوی محافل روشنفکری مرکز، چنین وانمود می شود که عده ای در صدد تجزیه مملکت هستند!!!

در دوران سلطنت رضا شاه از استاندار آذربایجان گرفته تا رئیس آموزش و پرورش، همگی افراد غیر بومی و شدیداً ضد ترک بودند که به عنوان مثال یکی از افتخارات عبدالله مستوفی (استاندار آذربایجان درزمان رضا شاه) به گفته خود وی در "مقاله رفتار من در استانداری سوم" این بود که: (هیچوقت اجازه نمی دادم روضه خوان در مجالس ختم نيز ترکی بخواند.)

عمق کینه و نفرت رژیم پان آریانیستی پهلوی را می توان در پرورش بسیاری از شخصیت های نژاد پرست و خود فروخته استعمار به وضوح دید . محمود افشار پیشنهاد احداث "مدرسه های مادرانه!" را در آذربایجان عنوان نمود و در تکمیل نظرات وی جواد شیخ الاسلامی طرح جدا کردن اجباری نوزادان شیر خوار ترک و نگهداری آنها در شیر خوارگاه های مخصوص که تا هفت سالگی تماسي با والدینشان نداشته و کلامی از آنها نشنوند را تقدیم رضا شاه کرد . ذوقی، رئیس فرهنگ آذربایجان، صندوق جریمه ترکی حرف زدن را در دبستان ها گذاشت تا هر طفل دبستانی آذربایجانی که جسارت ورزیده و ترکی صحبت کند، جریمه شود.

آیا این سیاست ها شما را به یادگارهای ضد بشری و نژاد پرستانه نازی ها و فاشیست ها در آلمان و ایتالیا نمی اندازد؟ هيچ انديشيده ايد كه شعارهایی چون " هنر نزد ایرانیان است و بس "( ایران هم مساوی پارس ) یک ملت را به سمت عقلانیت پیش می برد یا تحمیق؟

حتی اغلب شما دوستان ما آذربایجانیها را" آذری" خطاب می کنید،آیا می دانید که" آذری" واژه منبعث از یک تئوری ساختگی و کاملاً غیر علمی در مورد ترکهاست و توهین به فرهنگ آذربایجانیها محسوب می شود؟

مشتی خود فروخته استعمار که عمدتاً از سوی دربار حمایت می شدند این مسئله را مطرح کردند که زبان اصلی آذربایجان، ترکی نبوده و با حمله مغولها به این سرزمین ترکی شده است و قبل از آن مردم به زبان آذری صحبت می کردند.

پس با این حساب باید زبان مغولی معادل زبان ترکی باشد. آیا در مغولستان، ترکی صحبت می کنند؟!

اگر مغولها زبان ما را ترکی کرده اند پس چرا در سایر قلمرو گسترده مغولها  هیچ ملتی جز ما به این زبان صحبت نمی کنند؟ چگونه ترکی توانسته در مدت حکومت مغولها و با آن امکانات بسیار بسیار محدود آموزشی تا اعماق همه روستاههای آذربایجان نفوذ کند؟ در حالیکه بعد از گذشت بیش از 80 سال از استقرار رژیم شوونیست رضا شاه و با اعمال صد ها سیاست ضد بشری و در عصر ارتباطات، هنوز حتی یک روستا به طور کامل زبان خود را عوض نکرده است؟! ویا چرا زبان مردم اصفهان که صدها سال پایتخت ترکها بوده تغییر نکرده است؟

شاید هنگامیکه این نامه را می خوانید تلخی آنرا به خوبی حس کنید؛ اما شاید نتوانید علت آن را لمس کنید.  مگر اینکه مانند  نویسنده آن،  متعلق به منطقه ای است که منزلت انسانی، طبیعت، زبان مادری و فرهنک، آثار تاریخی و باستانی اش سالهاست که مورد تجاوز قرار گرفته و به تاراج می رود.از 80 سال پیش تا کنون پای صدها قرارداد و پیمان و بخشنامه و توطئه و...علیه ترکها و سایر اقوام غیر فارس امضا شده که همگی به خاطر پاک کردن رد پای آنها از تاریخ بوده است.

ادعای اینکه تمامی فارس زبانها و همه  ایرانی ها از یک نژاد بوده و در طول تاریخ از اختلاط با سایرین منزه مانده اند، ادعای خنده داریست که فقط می تواند از ذهن علیل چند نژادپرست تراوش کرده باشد.

پس بهتر است کارنامه کوچکی از شوونیسم و سیاست های پان آریانیستی که متاسفانه برخی از روشنفکران و نویسندگان نیز در آن سهيم بوده اند، ارائه دهیم تا عمق فاجعه برای برخی آشکارتر شود:

- ممنوعیت سوادآموزی به زبانهای غیر فارسی

- ممنوعیت چاپ و نشر کتب غیر فارسی

- تحریف تاریخ و شناساندن ترک  و عرب و ... به عنوان اقوام مهاجم و متجاوز و عامل عقب ماندگی ایران

- تحقیر فرهنگ و زبان سایر قومیت ها

- تغییر اسامی مناطق و شهرها و روستاهای غیر فارس

- عدم توزیع ثروت به صورت عادلانه به مناطق غیر فارس

- ترویج اندیشه برتری زبان و فرهنگ فارس

- بر چسب زنی به نویسندگان غیر فارس با عنوان تجزیه طلب، جاسوس و...

- منصوب كردن مسئولین دولتی غیر بومی

- تغییر ترکیب جمعیت بومی

- شناساندن قهرمانان ملی به عنوان خائن و تجزیه طلب در کتب درسی

- سرکوب خونین تمامی نهضت های آزادیخواهانه در آذربایجان، ترکمن صحرا، کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، گيلان، لرستان و...

- غیر قانوني کردن نامگذاری روی کودکان غیر فارس به اسامی زبان مادری و قهرمانان ملی

- ترویج این اندیشه که زبانهای غیر فارس ،لهجه و گویش هستند.

- دامن زدن به اختلافهای داخلی بین اقوام غیر فارس

- ارائه آماری مخدوش از جمعیت سایرین در ایران

- ایجاد شبکه های تلويزيوني به اصطلاح  محلی و استفاده از افرادی خود فروخته که اطلاعی از تاریخ و فرهنگ سرزمین مادری خویش ندارند و پخش موسیقی بسیار سطح پایین برای تضعیف هویت فرهنگی آنها

- از بین بردن آثار تاریخی، حتی به عنوان تعریض خیابان و کانال کشی و...

- تقلیل مسئله قومیت ها در ایران به اقلیت ها و خرده فرهنگ ها و...

و هزاران ظلم و جنایتی که از برخی از آنها به طور خلاصه نام برده شد.

 

در مورد وضعیت اقتصادی و رتبه صنعتی آذربایجان هم آماری که از سوی خود حکومت داده می

شود، گواه تبعیض های چند لایه بر این منطقه است. در حالیکه نخستین کارخانه ها و مؤسسات تجاری درايران، توسط آذربایجانیها راه اندازی شده است.

در زمان رضا شاه از 20 کارخانه جدید که در چهار شهر تبریز، ارومیه، میاندوآب و مراغه برپا شد تنها دو کارخانه از سرمایه گذاری مستقیم دولت برخوردار بود. در حالیکه در طی همین مدت، حکومت در استانهاي مرکزی و شمالی کشور برای 20 کارخانه از 132 کارخانه تاسیس شده سرمایه گذاری کرده بود.

چنین سیاست هایی که هنوز هم با شدتي حتي بيش از قبل ادامه دارد، باعث گردیده که متمولین آذربایجانی سرزمین مادری خویش را به قصد یاقتن مکانی مطمئن تر برای سرمایه گذاری، ترک کنند و درسایر نقاط ایران همچون تهران و اصفهان و گیلان و... به سرمایه گذاری بپردازند. بهتر است بدانیم که بیشترین آمار مهاجرت به تهران از بین آذربایجانیها است. ( حتی تا کنون نیز تمامی کارخانجات مادر و سایر مانو فاکتورها که در آذربایجان احداث شده است، توسط کسانی بود که علاقه شدیدی به زادگاه خویش داشته و با چنگ و دندان از حکومتهاي مرکزی مطالبه شده است.) 

شاید بزرگترین جرم" پیشه وری" نیز این بود که به مسائل فوق اعتراض نمود و اذعان کرد که چرا باید بودجه تهران 20 برابر آذربایجان باشد؟چرا یک ترک، کرد،عرب و... نباید به زبان مادری خویش تحصیل کند؟

شاید بد نباشد فارغ از تمامی تحریف های صورت گرفته دوباره به سراغ تاریخ فرقه دموکرات آذربایجان رفته و مطالعه ای هر چند گذرا هم که شده داشته باشیم. تمامی سخنرانیها و مقالات رهبر فرقه یعنی "سید جعفر جوادزاده (پیشه وری)" موجود است. آیا کلمه ای مبنی بر تجزیه آذربایجان از ایران در سخنرانیها و مقالاتش موجود است؟ طبق مستندات موجود، جواب منفي است. وی تنها خواستار اداره ایران به شکل فدرال بود .

جالب است بدانید که نمایندگان آذربایجان (در مجلس ملي آذربايجان در تبريز) در 22 آذر 1324 برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران و هم چنین اجرای مرامنامه فرقه دموکرات به قرآن و شرف خود قسم خوردند.

در حالیکه میرزا کوچک خان جنگلي، رسماً حکومت جمهوری خود را در رشت و قاضی محمد جمهوری مهاباد را در کردستان اعلام کرده اند. با اینهمه هیچ کدام به اندازه پیشه وری، خائن قلمداد نشده اند و  حتی در تبریز هم علاوه بر استانهای شمالی به نام میرزا کوچک خان، نام خیابان و پارك و... ثبت می شود.

با همه این تحریف ها هنوز هم 21 آذر از سوی مشتی پان فارسیست به عنوان سالروز نجات آذربایجان قلمداد می گردد. که اگر نیک به تاریخ بنگریم سالروز اشغال آذربایجان است نه نجات آن. که متعاقب ورود ارتش به بهانه حفظ امنیت انتخابات، هزاران هزار ترک و کرد به جرم دفاع از حقوق طبیعی خویش و به بهانه هاي واهي همچون مهاجر بودن و داشتن مرام کمونیستی و... کشته شدند. و در روز 26 آذر 1325 تمامی کتابهای ترکی در مقابل دانشگاه تبریز ( که توسط پیشه وری افتتاح شده بود) آتش زده شد تا ثابت گردد تنها زبان فارسی در این کشور می تواند نوشته و خوانده شود. و متاسفانه هیچ اعتراضی به این اعمال وحشیانه ارتش و عده اي اوباش و چماقدار و شاه

پرست، حتی از سوی احزابی چون حزب توده و سایرین صورت نگرفت و این سکوت همچنان ادامه دارد.

حتی سخنگوی دولت موقت در تاریخ 3/2/1358 اعلام کرد كه روز 21 آذر روزیست که قسمتی از خاک ایران از دست عمال خارجی بیرون آمده است، بنابراین این روز با ارزش است.

که این سخنان،  تداوم سیاست های شوونیستی رژیم قبل را حتی پس از به ثمر رسیدن انقلاب خبر می داد. انقلابی که چون مشروطه، نقش آذربایجان در آن انکار ناپذیر بود. 

بهتر است از آذربایجان و کردستان بگذریم و نگاهی بسیار کوتاه و آماری نیز به خوزستان بیافکنیم. به عنوان مثال 65 درصد مردان و 82 درصد زنان عرب فارسی بلد نیستند.( و شاید از دید برخی بی سوادند.)

در سال 84 تنها 7 درصد جمعیت دانش آموزی ایران را خوزستانی ها تشکیل می دادند. در خوزستان در سالهای تحصیلی دوران ابتدایی 34 درصد، در دوره راهنمايي 50  درصد و در دوره دبیرستان60 تا 75 درصد دانش آموزان عرب، ترک تحصیل می کنند.

در سال تحصیلی 81- 80 ، دانشگاه 30 هزار نفری شهید چمران اهواز تنها دو هزار نفر دانشجوی عرب داشت.

واقعاً اگر مسائل و مشکلات آذربایجان اهمیت چندانی برایتان ندارد، لااقل به فکر مشکلات خوزستانيها در ایران باشید. چراکه 65 درصد کل نفت و 86 درصد درآمد ارزی کشور را تامین می کند. و اين در حالیست که در بسیاری از نقاط خوزستان، آب آشامیدنی برخوردار نیستند. حال با خود بیاندیشیم که چقدر هموطنان خوبی داشته ایم، با اينکه آنها را وحشی و سوسمار خور و... خطاب کرده ایم، آنها عصبیت خود را فروخورده اند، . در حالی که می توانستند با تجزیه استان خود به کشوری ثروتمند تر از کویت تبدیل شوند. اما هم اكنون به لحاظ بيكاري و محروميت و فقر، مقام دوم را در بين 28 استان كشور دارا هستند!!!

یا بد نیست بدانید که:

20 درصد جمعیت ایران در تهران ساکنند.

35 درصد صنایع کشور در تهران قرار دارند.

20 درصد  دانش آموزان و معلمان در تهران هستند.

40 درصد دانشجویان در تهران به تحصیل ادامه  می دهند.

83 درصد از دانشجویان فوق لیسانس به بالا در تهران مشغول تحصيلند.

86  درصد پزشکان متخصص کشور در تهران به طبابت می پردازند.

 

فکر می کنید این آمارها بیانگر چیست؟ هنوز هم بر این باورید که آذربایجان، کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان و غیره و غیره متحمل ظلم های برابر اقتصادی و فرهنگی با سایر نقاط در ایران هستند؟ وجود  ناعدالتی های بسیار در کشور، ما را دچار این توهم نکند که این تبعیض های مضاعف را فراموش کنیم.

بدیهی است  که دموکراسی بدون در نظر گرفتن ابتدائی ترین حقوق طبیعی هر قوم و ملتی، یک دموکراسی تخیلی است و حل این مسائل یکی از ضرورت های گریز ناپذیر برای تکامل و توسعه جامعه امروز ایران است.

متاسفانه حکومت های مرکزی در سالهای اخیر با مسائل آذربايجان (چه سیاسی، چه فرهنگی و چه صنعتی و...) برخورد سیاسی داشته است و با مسائل به عنوان مثال استان سیستان و بلوچستان برخورد امنیتی کرده و کردها هم برخورد سیاسی و امنیتی را تواما تجربه کرده اند. اما هم اکنون مسئله بسیار پیچیده تر و متفاوت تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید.

سالهاست که آذربایجان سعی می کند مسائل ومشکلات خویش را به طرقی بیان کند و حوادث خرداد ماه 85 تنها به خاطر یک کاریکاتور نبود. تظاهرات مدنی که قریب به یک میلیون نفر را از زنجان تا ارومیه به خیابانها کشاند تا بار دیگر صدایش را به گوش مسئولین و مردم سایر نقاط ایران برساند. چنانچه تحلیل نیروهای امنیتی رژیم از بر آورد نیروهاي هويت طلب ترك-  به گفته خودشان-  بسیار بسیاركمتر از ميزان پيش بيني شده بود.

اما این رشته از تظاهرات که حتی در برخی دهات نیز برپا شد، با شدت هر چه تمام به خاک و خون کشیده شد و بار دیگر روشنفکران تك محور ما با سکوت خود ثابت کردند که نمی خواهند به خود بقبولانند که آذربایجان از ستم های بیشماری رنج می برد.

امیدواریم تا دوستان قبل از اینکه دیر شده باشد، دست به کار شوند و هم چون محمد رضا پهلوی که گوشهای سنگینش نهایتاً توانست پس از 37 سال حكومت، صدای انقلاب ملتش را بشنود، نباشند؛ تا مبادا زمانی سر خود را از لاکشان بیرون كشيده و مشاهده کنند که در یک دست، شن های سوزان کویر لوت برایشان مانده و دردستی دیگر مشتی از خرابه های تخت جمشید، تا بر آنها لالایی تمدن 2500 ساله را زمزمه كرده و" بر سرنوشت خويشتن گريه ساز كنند." و بقیه کشور هم با سرنوشت نامعلومی مواجه شود. 

با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد که مسئله قومیت ها و خصوصاً آذربایجان نه برای رژیم و نه برای فعالین سایر جنبش ها در ایران اهمیت چندانی ندارد. با اینحال چنانچه فعالین این جنبش چه در آذربایجان و چه در کردستان و خوزستان و سیستان و بلوچستان به این نتیجه برسند که راه حل این مسئله در تجزیه طلبی است، ضرر و زیان آن متوجه همه کسانی خواهد بود که در چهارچوب فعلی مرزهای کشور ایران زندگی می کنند.

اما هم اكنون در آذربايجان، روز به روز از تعداد فعاليني كه معتقد به فدراليسم بودند، كاسته شده و به شمار نيروهاي تجزيه طلب افزوده مي شود. در كردستان، خوزستان، سيستان و بلوچستان نيز وضع بدين منوال است. و چنانچه مطالبات آنان پاسخي جز سركوب از سوي حكومت وبي توجهي و انكار از سوي شما دوستان نباشد، ناگاه به جاي معدودي تجزيه طلب، با ملت هاي آذربايجان، كردستان، عرب و... سروكار خواهيد داشت.

حداقل امید است دوستانی که تا به حال همواره در مورد بی عدالتی ها و ظلم ها و حق کشی های موجود در مورد ترک ها، عرب ها و... سکوت اختيار کرده اند به روال خود ادامه دهند و موقعیکه مردم این دیار برای بدست آوردن حقوق طبیعی خویش حتی از جدایی دم زدند، آتش بیار معرکه نشوند تا بيش از اين در پيشگاه تاريخ، سرافكنده نباشند. و مبادا خواندن چنین مطالبی آنها را به جای اینکه به فکر کاری اساسی و منطقی به حال ترک و کرد و عرب و بلوچ و... بیاندازد، دچار یاوه گویی ها و نصیحت دادن های آخوند مابانه که:(ای ملت آگاه باشید که دشمن می خواهد کشور را تجزیه کند و تفرقه بياندازد و... ) بکند. چرا که خواب غفلت ما، بهترین فرصت برای بهره برداری هاست.

(شاید هم سرکوبهای شدید چه از سوی رژیم گذشته و چه رژیم فعلی در دهه های پنجاه و شصت، رمقی برای جنبش روشنفکری در ایران باقی نگذاشته باشد تا بتوانند به مسائلی پیچیده تر و بغرنج تر پرداخته و راه حل ارائه نمایند.)

اما همگان می دانیم که بسیاری از صفحات درخشان تاریخ این مرز و بوم توسط آذربایجان رقم زده شده است. اگر نگاه کوتاهی نیز به تاریخ حتی نه چندان دور این کشور نیز داشته باشیم، به خوبی در می یابیم که بسیاری از اسطوره های مقاومت وعصیان در تاریخ مبارزات سیاسی ايران از خاک آذربایجان برخواسته اند. چنانچه نقش آذربایجان در تاریخ مشروطه ایران نیازی به قلم فرسایی ندارد. حماسه های زینب پاشا، ستارخان، شیخ محمد خیابانی، کلنل محمد تقی خان پسیان و... هنوز هم پس از سالها زبان زد خاص و عام است. پایداری افسران فرقه دموکرات آذربایجان را تاریخ این مرز و بوم از یاد نبرده است. نقش تبریز درقیام 30  تير به حمایت از دکتر مصدق انکار شدنی نیست. مبارزین دهه پنجاه، مقاومت دهقانی ها و نابدل ها و دفاعیات حنیف نژاد ها و باکری ها را در شكنجه گاههای رژیم، نیک به خاطر می آورند... و هم اکنون آذربایجان به دنبال بدست آوردن طبیعی ترین حقوق انسانی خویش است و چنانچه بدست آوردن اين حقوق از راه هاي مدني ميسر نگردد، لاجرم گزينه نهايي را انتخاب خواهد كرد، كه در اين صورت هيچ نيرويي جلودارش نخواهد بود. اميد است با توجه به متن اين رنج نامه كه توسط يكي از هم ميهنانتان نوشته شده، به اين امر واقف شوید كه:

شايد فردا خيلي دير باشد.

آیدین دهقانی

19/9/1387 

www.oyrenci.com

+  یازی تاریخی:  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعات 17:55&nbs یازار:    | 

اهمیت تحصیل به زبان مادری

اهمیت تحصیل به زبان مادری

ما زبان مادری را از پدر، مادر و نزیکانمان فرا میگیریم. بر اساس تحقیقات بعمل آمده هر انسان از دوران جنینی با زبان مادری آشنا شده و بعد از زایمان بهنگام شنیدن این زبان عکس العمل نشان داده و بدان گوش فرا میدهد. در طول زمان هر انسانی با زبان مادری خود آشنا شده و آنرا تکرار مینماید. کم کم جمله هائی در زبان مادری تنظیم نموده و خواسته هایش را در این زبان مطرح مینماید. کودک همچنین بمرور زمان یاد میگیرد که با این زبان با نزدیکانش نیز ارتباط برقرار کند. کودک با این زبان بازی کرده با آن خندیده و یا گریه نموده و حتی با آن اعتراضات خود را معلوم میکند. هرکودک با این زبان حیطه شخصیتی خود را معلوم نموده و بوسیله آن میتواند از فرد بودن به اجتماعی بودن برسد. در واقع او با زبان مادری از مسیر مورد بحث به اعتماد بنفس اطمینان میرسد .

وقتی بزبان مادری سخن میگوئیم مابین مغز، زبان و قلبمان رابطه ای مستقیم برقرار گردیده و از طریق آن تمامی خاطراتمان، تجربه های ذیربط و احساساتمان به جنب و جوش میافتند. با زبان مادری میتوان خاطرات، احساسات، شادیها، غمها، حسرتها و آرزوهایمان را بهتر بیان کرده و آنها را بهتر لمس نمائیم. بعبارتی دیگر زبان مادریمان همانند کلیدی قفل درونمان را باز کرده و بوسیله آن استعدادها، فرهنگ، هویت، اصالت و هنرمان معلوم میگردد.

وقتی کودکی بمرز شش الی هفت سالگی یعنی بهنگام مدرسه و کتب میرسد در واقع دانسته های بسیاری در قالب زبان مادری را از نزدیکانش فرا گرفته است. در این مرحله دو وضعیت مطرح میگردد؛ یا کودک در مدرسه با زبان مادری خود تحصیل را آغاز میکند و یا اینکه کودک در مدرسه با زبان مادری خود تحصیل را آغاز ننموده و در زبان دیگری با آموزش و تحصیل آشنا میگردد .

همه نیک میدانند که مکتب و تحصیلات در تکوین شخصیتی هر فردی به چه اندازه ای اهمیت دارد. مدرسه و مکتب همانند پلی مهم مابین خانواده و جامعه ایفای نقش کرده و کودک را برای زندگی آینده تربیت و آماده میسازد.

مدرسه و تحصیل هویت، احساسات و بار منطقی برگرفته از خانواده در وجود کودک را تقویت نموده و او را برای برعهده گیری مسئولیتهای مهم در قبال جامعه آینده آماده میسازد. بهتر است ابتدا ببینیم که در وضعیت اول یعنی در شرایطی که کودک در زبان مادری خود تحصیل میکند، شخصیت و روحیه کودک چگونه شکل میگیرد:

متاسفانه این وضعیت برای ما یعنی خلق آذربایجان جنوبی مطرح نبوده و ما همواره در حسرت و آرزوی روزی هستیم که بتوانیم به این موقعیت دست یابیم. کودک روز نخستی که پا به صحن مقدس مدرسه میگذارد در واقع اولین باری است که از خانواده و نزدیکانش جدا شده و احساسات عجیب و غریبی دارد. او اولین بار است که وارد محیطی رسمی میگردد. وقتی کودک برای اولین بار وارد کلاس درس میشود با آموزگاری که بزبان مادری او سخن میگوید روبرو میگردد. کودک بلافاصله موقعیت برتر آموزگار را درک نموده و به او احترام میگذارد. با وجود اینکه کودک در این محیط جدید از حمایت خانواده و نزدیکانش محروم میباشد ولی باز نیروئی وجود دارد که در راستای ارتباط او با محیط و دوستان جدیدش به او یاری کرده و به او در مدرسه اطمینان و اعتماد میبخشد. کودکی که با همه کس و همه چیز غریبه است در سایه زبانی که آموزگارش بدان تکلم نموده و برایش بسیار آشناست خود را به همه نزدیک حس مینماید. از طرف دیگر کودک براحتی میتواند موادی که آموزگارش تدریس مینماید، درک کرده و با او ارتباط برقرار نموده و حتی بسئوالات آموزگارش براحتی پاسخ بدهد. این کودک خوشبخت که به خود اعتماد کامل مییابد، با حمایتی که از طرف زبان مادری آموزگارش مییابد خود را دارای قدرت ارزیابی مسائل، پاسخ به سئوالات و خلاقیت مییابد. بدلیل آموزش در زبان مادری این کودک به خود اعتماد کامل داشته و شخصیت اجتماعی خود را قرص و محکم میکند.

خب در اینجا باید پرسید اگر آموزش و تحصیل بزبان مادری نباشد چه اتفاقی میافتد؟ سوالمان را در واقع باید اینگونه مطرح نمود که چرا تحصیل با زبان مادری نباشد !؟

جوامعی که از تحصیل در زبان مادری خود محروم میباشند در واقع مورد ستمی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … قرار دارند. در اینگونه جوامع براحتی میتوان از بیعدالتی اجتماعی سخن گفت زیرا گروهی از انسانها با زبان و فرهنگی متفاوت بر دیگران تفوق داشته و آنها را به تبعیت از خود وادار میسازند. در اینگونه جوامع همچنین میتوان اذعان داشت که استثمار انسانها و پاکسازی تدریجی آنها از صفحه تاریخ طرح ریزی شده است. جوامع انسانی را با راههای مختلفی میتوان پاک نمود؛ یکی از این راهها نابودی اندوخته رموز وراثتی این جامعه در زمینه فرهنگی میباشد. حتما با خود میپرسید رمز وراثتی و یا ژن فرهنگی دیگر چیست؟ ژنهای فرهنگ از نسلهای پیشین برایمان به ارث رسیده است . از سالهای دور بدینطرف حکومتهائی که در ایران سلطه را در انحصار خود داشتند بارها از این راه برای استیلای خود بر خلقهای دیگر استفاده نموده اند. این حکومتها برای نابود سازی اقوام و ملل دیگر این خاک تحصیل و آموزش دیدن بزبان مادری غیر فارسی را ممنوع نموده و بدین ترتیب با نابودسازی فرهنگ و تاریخ آنها این اقوام را بمرور زمان همانند بردگان در اختیار خود قرار دادند. بدین ترتیب تمامی حکومتهای ایران سعی داشته و دارند تا با ازبین بردن زبان مادری خلقهای این محدوده را فرسایش دهند. از روز اول مدرسه نظام آموزشی در ایران در راستای نیل به این هدف گام برداشته و سعی در نابودی فرهنگ و زبان خلقهای غیرفارس این سرزمین دارد .

در تمامی کشورهائی که تحصیلات بزبان مادری ممنوع میباشد و علی الخصوص در آذربایجان جنوبی کودک بمدرسه رفته و با محیط، آموزگار و دوستان جدید آشنا میگردد. او از گفته ها، دروس و چیزهائی که آموزگارش در زبانی بغیر از زبان مادری برایش تعریف مینماید چیزی درک نمیکند. او این زبان را اصلا نمیفهمد. کمی با خود بیاندیشید واقعا چه وضعیت دردناکیست!مگر نه؟

زبانی که از پدر، مادر نزدیکانش آموخته و به او اطمینان میبخشد در این محیط جدید خریداری ندارد. کوک را برای اینکه درس خواند برای خود کسی شود بمدرسه ای فرستاده اند که زبان آن را نمیفهمد. او بزودی درک میکند که برای اینکه بجائی برسد حتما باید بزبان فارسی تسلط یابد. زبانی از عهد عتیق و تقریبا مرده که خدا میداند در جهان گلوبال امروزی بدرد چه کسی میخورد. خصوصیات برتر زبان فارسی در ساعات درسی مرتبا به کودک تلقین میگردد تا به دروسی که به این زبان تدریس گشته و او اصلا متوجه معانی آنها نیست، توجه بیشتری کند. او حتی اگر بتواند این دروس را بفهمد در بازگو کردن آن دچار سختی خواهد شد. او بزبان مادری خود میاندیشد ولی نمیتواند بزبان مادری خود اندیشه هایش را بازگو نماید. از اینرو هر کودک آذربایجانی عادت مینماید که روندی همانند دارالترجمه ها را تا آخر تحصیلات و حتی تا آخر عمر در مغزخود انجام دهد. بدینترتیب ارتباط مستقیم مابین قلب، مغز و زبان در این کودک قطع میگردد .

کودک ترک آذربایجانی با فرهنگ، قهرمانان، ادبیات، مسائل اجتماعی و گذشته اش بیگانه مانده و کاملا برای بردگی و بیگاری آماده میشود. با همه این احوال باید اذعان داشت که کودکان آذربایجانی با وجود این محدودیتها، موفقیتهای بسیاری در زمینه های مختلف علمی کسب کرده اند. ولی خدا میداند که اگر آنها میتوانستند بزبان مادری خود تلاش و فعالیت کنند، به چه مراحل و موفقیتهائی میرسیدند. بر این باور هستیم که کودک آذربایجانی روزی خواهد توانست بزبان مادری خود نوشته و بخواند

برگفته از سایت هواداران تراکتورسازی

 

+  یازی تاریخی:  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعات 15:12&nbs یازار:    | 

متروي تبريز و محو ميراث فرهنگي آذربايجان

 متروي تبريز به قيمت نابودي هويت ملي آذربايجان ساخته مي شود!!!!

 

ارك قالاسي - سرانجام پس از سال ها، عمليات مطالعه و اجراي متروي تبريز، چند سال بعد از اجراي عمليات عمراني متروي شهرهاي تهران، اصفهان، مشهد، شيراز و ... با مشاركت پيمانكاران و كارشناسان و مهندسان نظامي و غير بومي در تبريز آغاز گشت.

امروزه در تمام كشورها وجود خط متروي شهري يكي از موثرترين اقدامات جهت كاهش ترافيك و آلودگي هوا و پيامدهاي ناگوار آنها محسوب گشته و علاوه بر اين مترو يكي از جلوهاي شهر سازي مدرن و تجلي توسعه شهري شمرده مي شود.

ولي تمامي كشورهاي پيشرفته و مدرن جهان در اين خصوص، همواره به "توسعه پايدار" توجه كرده و پيشرفت و توسعه را به هيچ عنوان به بهاي نابودي محيط زيست و ميراث گرانقدر تاريخي و فرهنگي خود تمنا نكرده و به بهانه پيشرفته شدن حاضر به تخريب داشته هاي فرهنگي و طبيعي خود نمي شوند.

ولي متاسفانه اين يافته عظيم جهان غرب كه پس از دادن هزينه هاي هنگفت آشكار گشت (يعني توسعه در كنار حفظ داشته هاي فرهنگي و طبيعي) ، جايي در افكار كارشناسان و مجريان عملياتهاي عمران شهري و منطقه اي ايران نداشته و همواره در اين سرزمين به بهانه ساخت كارخانه، سد، جاده و اتوبان و ... داشته هاي طبيعي و آثار گرانقدر تاريخي و باستاني مورد تخريب قرار گرفته و نابود مي شوند.

اما اين راهكار كلي مسئولان و كارشناسان حكومتي در مناطق غير فارس، خصوصآ در آذربايجان جنوبي به حداكثر خود رسيده و به نظر مي رسد " بايد تمامي پروژه هاي عمراني و راه سازي و سد سازي و ... در مناطق داراي پوشش ارزشمند طبيعي و يا داشته هاي فرهنگي و تاريخي گنجانده شده" و اين چنين درك مي شود كه به ناچار، براي رسيدن به توسعه و عمران بايد از آثار و ميراث فرهنگي و طبيعي دست ششت. ( به عبارت ديگر براي رسيدن به پيشرفت، مي توان و بايد به تخريب آثار تاريخي و فرهنگي دست زد)

" خشكاندن عمدي درياچه اروميه، به جهت انتخاب طرح نامناسب، براي ايجاد پل ميانگذر بر روي اين درياچه ؛ تخريب كامل بخش غربي بازار تبريز، به خاطر نوسازي بافت فرسوده بازار ؛ نابود سازي محوطه باستان شناسي گوي مچيد تبريز، براي ساخت مجتمع تجاري در آن منطقه ؛ از بين بردن منطقه باستاني مردان نمكي زنجان، در راستاي بهره برداري از معدن نمك اطراف آن ؛ دست درازي به منابع غني جنگلي منطقه ورزقان و كليبر و مغان و ... ، به سب اجراي عمليات راه سازي و كارخانه سازي ؛ تنها چند نمونه از مهمترين اقدامات مسئولان حكومتي در جايگزيني پروژه هاي عمراني و توسعه اي به جاي ميراث ارزشمند فرهنگي و طبيعي در آذربايجان جنوبي مي باشند.

متاسفانه در اواسط آذرماه شهردار تبريز، طرح مطالعاتي و اجراي خط دوم متروي تبريز را در حضور استاندار آذربايجان شرقي امضاء كرده و كار ساخت اين قسمت مترو را به پيمانكار قرار گاه به اصطلاح سازندگي "خاتم سپاه پاسداران" سپرد. متن كامل اين خبر در شماره 6588 روزنامه سراسري رسالت در مورخه 11.9.78 به اين صورت آمده است: "

 

تفاهم نامه احداث خط 2 متروي تبريز امضا شد

"تبريز-خبرنگاررسالت: ( شماره 6588 مورخه11/9/87 ، صفحه6 ،(شهر ستانها)

    با حضور استاندار آذربايجان شرقي تفاهم نامه عمليات اجرايي خط دو پروژه متروي تبريز به امضاي شهردار تبريز و فرماندهي قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء (ص) رسيد.

    عليرضا نوين شهردار تبريز در حاشيه امضاي اين تفاهم نامه در گفتگو با خبرنگاران با اشاره به جزئيات اين تفاهم نامه خاطرنشان كرد: به دنبال اتمام مراحل مطالعه و طراحي خط دوم پروژه قطار شهري تبريز و در آستانه سفر رياست جمهوري به استان تفاهم نامه جديدي با موضوع عمليات ساخت، تامين، خريد، نصب و آزمايش و راه اندازي تجهيزات ثابت خط دوم اين پروژه در حضور استاندار آذربايجان شرقي به امضاي شهرداري تبريز و قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء (ص) رسيد.

    وي افزود: خط دوم قطار شهري تبريز به طول 20 كيلومتر از نمايشگاه بين المللي تا سه راهي قراملك احداث خواهد شد و براي اجراي اين خط 14هزار ميليارد ريال اعتبار ارزي و ريالي پيش بيني شده است.

    نوين در بخش ديگري از سخنان خود همچنين از اتمام مراحل مطالعاتي و طراحي خطوط 3 و 4 قطار شهري تبريز خبر داد و تصريح كرد: مراحل مطالعاتي خطوط 3 و 4 قطار شهري تبريز به طول تقريبي 10 و هشت كيلومتر به اتمام رسيده و با برآورد اوليه 84 ميليارد ريال توسط موسسه مهندسان مشاور ايمن سازان قرارگاه خاتم الانبياء (ص) در مدت 30 ماه اجرا خواهد شد.

    وي با اعلام اينكه تفاهم نامه احداث اين خطوط نيز به امضاي طرفين رسيده است، گفت: براساس تاكيد شهرداري تبريز و تعهد قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا (ص) خط دوم مترو سريع تر و فني تر از خط يك اجرا خواهد شد و شهرداري به عنوان كارفرما و بهره بردار پروژه ضمن اعمال نظارت ها و پيگيري هاي لازم تمام تلاش خود را براي اجرا و بهره برداري از اين خط برابر برنامه زمانبندي شده به كار خواهد بست. "

 

 همانگونه كه در خبر نيز آمده است خط دو متروي تبريز طول 20 كيلومتر از نمايشگاه بين المللي تا سه راهي قراملك، پيش بيني شده و در حال اجرا است. حال با دقت بر روي نقشه هاي اجراي اين طرح كه توسط كارشناسان و مجريان پاسدار و شبه نظامي، اين طرح كشيده شده و به تائيد شهردار تبريز نيز رسيده است. مي توان به اين نكته رسيد كه " اين خط متروي تبريز از زير بخش وسيعي از منطقه فرهنگي و تاريخي شهر كه شهرداري تبريز خود آن را  تحت عنوان "محدوده شهرداري فرهنگي و تاريخي منطقه هشت" مورد شناسايي قرار داده و مدعي حفاظت از آن شده است"، گذشته و آثار تاريخي موجود در آن را مورد تهديد قرار مي دهد.

اين بار نيز طبق معمول، بخشي از آثار باارزش فرهنگي موجود در مركز تبريز از جمله "گوي مچيد، بازار تبريز" و ... در محدوده يك برنامه عمراني و شهرسازي قرار داده شده و ظاهرآ بايد داشتن و استفاده كردن از مترو را به بهاي نابودي بخشي از تاريخ و فرهنگ خود پذيرفته و آن را همراه با مجريان و سازندگانش مورد ستايش و تقدير قرار داد؟؟؟؟؟؟

بي شك هر كسي با شنيدن خبر گذشتن مترو از زير اين ابنيه هاي افتخارانگيز، مي تواند تصويري از "آسيبهاي جبران ناپذير اين اقدام بر پايداري و استفامت" اين آثار كم نظير در ذهن خود مجسم كرده و آينده اين گنجينه هاي جهاني را بعد از اجراي اين طرح مشاهده نمايد.

سياست وحشيانه آپارتايد فارس و عمال آنها در نابودي فرهنگ و هويت ترك آذربايجان، و سمبل ها و نشانه هاي آن از جمله ميراث فرهنگي و طبيعي، متاسفانه در سالهاي اخير (دوران دولت مهرورز ؟؟؟ ) به شدت پيگيري شده و به نظر مي رسد در راستاي يك برنامه "جامع ميان مدت و بلند مدت" در حال اجرا مي باشد. اين بار نيز بهانه تخريب فرهنگمان، ساختن شدن مترو و سهولت در رفت و آمد و كاهش حجم ترافيك زائد شهري عنوان شده و در اين خصوص مسئولان محلي حكومتي خبر اين واقعه درناك  را به مانند يك فتح بزرگ ملي و در راستاي كسب رضايت مردم منعكس مي سازند.

بدون شك هر شهروند تبريزي و در كل آذربايجاني، ضرورت بهره برداري از مترو و ساير برنامه هاي مدرن شهري را دانسته و به تنها آنرا نفي نمي كند كه از دير كرد آن نيز گله مند خواهد شد. ولي در مورد متروي تبريز، همانگونه كه گفته شد اجراي اين كار با نابودي ميراث فرهنگي و هويتي كل آذربايجان همراه گشته و در اين خصوص مطرح مي شود. كه به هيچ عنوان قالب قبول و پذيرش نيست.

چرا كه در غير اين صورت كارشناسان و مهندسين مشاور،  پاسدار و سپاهي اين طرح به مانند تمامي كشورهاي توسعه يافته مي توانستند طرح مطالعاتي اين برنامه را طوري ريخته و پيشنهاد دهند كه متروي شهر از زير آثار تاريخي نگذشته و موجب نابودي آنها را فراهم نسازد. بدون شك با متحمل شدن اندكي هزينه بيشتر و تغيير مسير حركت مترو (كه شايد از لحاظ اقتصادي و كاربردي پذيرفته تر مي بود) ، اين مهندسين مي توانستند، هم مترو را به شهر آورده و هم آسيبي را متوجه ميراث گرانقدر فرهنگي آذربايجان نسازند.  

ولي همانگونه كه رفت نبايد اين مسير دهي مترو را تنها يك اشتاه محاسباتي دانسته و آنرا مربوط به ناآشنايي كارشناسان و مجريان غير بومي پاسدار اين طرح دانست. چرا كه در عمل اين گنجاندن مسير آثار تاريخي تبريز در راستاي سياست آشناي رژيم فاشيست و عمال خودفروخته محلي آنها، يعني "تخريب آثار و سمبل هاي تمدني و تاريخي آذربايجان در جهت ايجاد روحيه از خود بيگانگي" در بين مردم ، و به بهانه و روش هاي گوناگون به وقوع مي پيوندد.

ماه گذشته در اين وبلاگ "ارك قالاسي" خبر از تجمع مردم اصفهان در  اعتراض به گذر خط مترو اين شهر از زير يكي از خيابان تاريخي اين شهر يعني"خيابان چهارباغ عباسي "، در مطلبي با عنوان "مردم اصفهان در اعتراض مردم آذربايجان در خواب " نقل گذشته و گفته شد مردم اصفهان با اين حركت حساسيت خود را در قبال آثار تاريخي خود درك كرده و اين نداي را به گوش مسولان محلي و پايتخت نشين رساندند كه "نابودي ميراث فرهنگي آنها و يا عدم توجه كافي به نگهداري و مرمت از اين آثار را تحمل نكرده و با تمام وجود در از داشته هاي تاريخي و فرهنگي شان دفاع خواهند كرد". اين صداي رثاي مردم آگاه اصفهان در نهايت نيز به گوش رژيم رسيده و سردمدارانش را مجبورساخت در اين مورد عقب نشيني كرده و خط متروي شهر را از زير خيابان چهارباغ عباسي منحرف كرده و اين طرح را با توجه به اصل "حفظ ميراث فرهنگي" از خياباني ديگر ادامه دهند.

آري همانطور كه در آن مطلب نيز ذكر كردم ايستادگي آگاهانه در قبال تخريب عمدي ميراث فرهنگي، با توجه به حساس بودن افكار عمومي كلي ايران و جهان در اين خصوص، در نهايت مسئولان را از ادامه اين روند منصرف ساخته و آثار تاريخي . طبيعي ملي ما را از نابودي رها خواهد ساخت.         

 اميد است با توجه و دقت مردم آذربايجان و كليه دوستداران و مدافعان ميراث فرهنگي ، اين برنامه نادرست شهرداري تبريز و پيمانكار سپاهي آن، يعني قرار دادن ابنيه هاي تاريخي و فرهنگي گرانقدر تبريز در مسير متروي شهر، مورد اصلاح و بازبيني قرار گرفته و اعضاي شوراي شهر تبريز نيز به صف مردم و مدافعان ميراث فرهنگي پيوسته و از تائيد اين چنين طرحهاي نابود گرايانه اي پرهيز كنند.

 

www.arkqalasi.blogfa.com




 www.arkqalasi.blogfa.com
+  یازی تاریخی:  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعات 1:31&nbs یازار:    | 

تاریخ نویسی و سانسور عامل واقعی تغییر

تاریخ نویسی و سانسور عامل واقعی تغییر - ابراهیم ساوالان

دوشنبه ۱٨ آذر ۱٣٨۷ - ٨ دسامبر ۲۰۰٨

فرقه دموکرات آذربایجان در روز دوازدهم اردیبهشت سال 1324 مراجعت نامه خود را منتشر نمود. در مدت چند روز مردم دسته دسته از شهرهای مختلف آذربایجان برای پیوستن به فرقه دموکرات به تبریز آمدند و تشکیل فرقه را به سید جعفر پیشه وری تبریک گفتند.

در سال 1955 روزا پارک، زن شجاع سیاه پوست آمریکایی حاضر نشد که از جای خود برخیزد ودر عقب اتوبوس بنشیند این عمل و مقاومت های بعدی روزا پارک و حمایت مارتین لوتر کینگ باعث تظاهرات دامنه داری شد.

در 22 اردیبهشت 1385 روزنامه ایران به ملت آذربایجان توهین نمود. این توهین باعث اعتراضاتی شد که از دانشگاهها آغاز و به شهرها کشید.

نوشته شدن تاریخ صحیح در زندگی ملت ها و جنبش ها به حدی اهمیت دارد که نیازی به توضیح نیست. برای همین بر همه وارثین وحافظان فرهنگها وجنبش ها وظیفه ای با نام حفظ تاریخ فرض است. جنبش های بسیاری هستند که تاریخ خود را نوشته اند ولی من کمتر جنبشی را سراغ دارم که توانسته است مانع از تحریف تاریخ خود شود. و جایگاه شایسته عوامل حقیقی تغییر وتحول اجتماعی خود را درنوشته هایشان محفوظ داشته باشند. اصلی ترین دلیل این غفلت وتحریف دستگاههای تاریخ نویسی ماهر و مجرب مخالفان در کنار عدم دقت هواداران تغییرات اجتماعی است. هر سه قطعه تاریخی که در اول مقاله آمده است کاملا" درست است ولی هر سه ناقص می باشد ودر نشان دادن عوامل حقیقی تغییر وتحول به انحراف رفته است. نوشته های بالا را از آن جهت ناقص می خوانم که هر کدام برای انتقال صحیح یک مفهوم حداقل به دو یا سه جمله ما قبل این نوشته ها نیاز دارند. به عنوان مثال در مورد روزا پارک نوشته چنان تلقین می کند که زنی شجاع در یک لحظه تصمیم می گیردکه از جای خود بلند نشود. و این عمل خلق الساعه باعث تظاهرات می شود و با حمایت مرد بزرگی مانند لوترکینگ به نتیجه می رسد. ایگونه تاریخ نویسی که کاملا" هدفدار وبا غرض قبلی صورت میگیرد قدرت را از دست مردم گرفته وبا تقدیم آن به چند نفر شجاع عوامل اصلی تغییر اجتماعی را به دست فراموشی می سپارد. به مردم آموزش میدهد که آنها نمی توانند کاری بکنند و بهتر است منتظر قهرمانی باشند که بیاید وشروع کند. در حالی که اصلی ترین عامل تغییر همان مردم است که آنها را با انتظار قهرمان از صحنه خارج می کنند. و این تاریخ چنین باید نوشته شود. مدت ها بود که فعالین مخالف تبعیض نژادی در محله ها به سازمان دادن مردم مشغول بودند برای مثال مدرسه ها یلندر در تنسی برای تربیت سازمان دهندگان سیاسی بود مردم آن محلات و مدارس بسیار سازمان یافته و متعهد بودند که مدت ها با هم در جهت تغییر وضع اجتماعی فعالیت کرده بودند. یکی از این افراد به نام روزا پارک که حاضر نشد در عقب اتوبوس بنشیند و وقتی او را به دادگاه کشیدند همان مردم دست به اعتراض زدند .

وقتی وقایع را به این صورت می نویسیم عامل آموزش مردم و سازماندهی از تاریخ بیرون گذاشته نمی شود و با این کار می توانیم امکان تغییر را برای دیگران یاد دهیم ولی در حالت اول به مردم میگویم که منتظر باشند. حتی مخالفین تغییر نیزاز نوشته شدن تاریخ به صورت اول ترسی ندارند و رایس میتواند بر سر مزار پارک بگوید: (اگر آن روز پارک آن کار را نمی کرد من امروز به اینجا نمی رسیدم.) دوباره مردم ، آموزش و سازمان دهی از تاریخ بیرون می ماند و در این صورت نام بردن از ستارخان برای استبدادها ترسناک نخواهد بود ولی اگر بخواهیم از اقداماتی که قبل از مبارزه ستارخان در سطوح پایین اجتماع از قبیل بلدیه ها مردمی ، انجمن های جوانان داوطلب ، مراکز تجمع تجار و بازاریها سخن بگویم ترسناک خواهد شد. کدام انسان عاقلی باور خواهد کرد که در روزنامه شصت سال پیش مراجعت نامه چاپ شود و مردم دسته دسته از شهرهای دیگر به تبریز بیایند؟... این واقعه اتفاق افتاده ولی تاریخ نویسان عواملی را که بوجود آورنده آن خیزش عظیم بودند از حافظه ها پاک کردند. آنچه به عنوان تاریخ برای ما مانده ( حتی از طرف خودی ها ) این است که اعتبار نامهء آدم بزرگی را در مجلس ایران تایید نکردند و او ناراحت به تبریز بازگشت و نیرویی خارجی که می خواست به طریقی به تهران فشار وارد کند با او همراه شد. این تاریخ به ما چه خواهد آموخت . جز اینکه منتظر باشیم تا مردی که صلاحیت انتخاباتی او تایید نشده از تهران قهر کرده و با عصبانیت به تبریز برگردد. و بخت نیز با او یار گردد و نیروی متحدی پیدا کند و مراجعت نامه بدهند و مردم از هر طرف به پا خیزند. راستی اگر چنین است چرا هر کسی مراجعت نامه ای نمی دهد تا مردم به طرف او حرکت کنند؟

هر سطری که می نویسیم باید به حدی مسوالانه باشد تا مانع گم شدن عوامل واقعی خیزش ها در لابه لای سطور گردد. همهء عواملی که دست به دست هم داد تا مردم از آن مراجعت نامه استقبال کند کشف و به متن بازگردانده شود . اگر اعتراضات سال 85 از دانشگاهها آغاز و به شهر ها کشید برآیند سالها فعالیت بود. اگر می بینیم که این قیام عظیم نیز در شهرهایی مانند سراب، خلخال به عظمت سولدوز نیست نشانگر ناکافی بودن فعالیت در آن شهر هاست. و گرنه اگر هزاران بار توهین گردد ( که می شود) بدون آموزشهای دانشگاهی و شهری قبلی و بدون آگاهی دهی هیچ اتفاق خلق الساعه به وسیلهء آدم های بزرگ اتفاق نخواهد افتاد. تا آنجا که من می دانم همهء تحولات و تغییرات اجتماعی که در گذشته صورت گرفته و آنهایی که امروز در سراسر جهان صورت میگیرد چنین کاری انجام داده اند. سالها زنان و مردان زیادی در میان مردم تشکیل نهادهای مردمی سپری کرده اند ، امروزه کسی از آنها سراغ ندارد ولی کار اصلی را آنها انجام داده اند ما سالها در دانشگاهها برنامه برگزار کردیم و برای روز مراسم ، مدعیون برای سخنرانی آمده اند در حالی که عادت کرده ایم سخنرانان را فعالین اصلی بدانیم ولی کار زیر بنایی را کسانی انجام داده اند که آن محیط سخنرانی را فراهم کرده اند و شاید از کسان دیگری نیز خواسته می شد می توانستند پشت تریبون سخنرانی کنند. وقتی در نوشتن خبر برنامه ای فراموش می کنیم که بنویسیم با تلاش چند ماههء عده ای از دانشجویان امروز برنامه ای برگزار شد که شعر، سخنرانی واجرای موسیقی قسمتهایی از آن بودند. عوامل اصلی فعالیت را از متن بیرون گذاشته ایم و عجیب تر این است که بعد از مراسم آنهایی که تحت تاثیر قرار گرفته اند به سراغ سخنرانان می روند و از آنها می پرسند ، ما چگونه در گروه شما بیاییم غافل از اینکه آنها در آن مراسم ، مهمانی بیش نیستند و از طرف دیگر هنوز هم ما نتوانسته ایم این جمله را به مردم منتقل کنیم که برای سهیم شدن در حرکت تاریخی و سرنوشت ساز ملت تان جایی برای عضو کردن شما وجود ندارد هر کس با رجوع به عقل خود می تواند در محل زندگی خود افراد دیگری را آموزش داده و موفق به تشکیل جمع های مقاومت مردمی گردد. ما تجربه نهاد های مردمی بسیاری داریم شاید به دلیل فقدان هسته تصمیم گیری فکری مستقل ، زحمات برخی از آنها به نفع مردم ما تمام نشده است و شاید برخی از آنها قبل از شکل گیری کامل از هم پاشیده ولی چیزی که مهم است ما تجربه نهادهای مردمی بسیار داریم. بازار ومسجد اصلی ترین نهادهای مردمی ماست فراموش نکنیم که نهضت مشروطه در مرحله عملی واجرایی خود با تحصن بازاریان بخاطر گرانی قند آغاز شد. در همه شهر های ما تجربه انجمنهای خیریه و کمک به کارهای عام المنفعه مانند مدرسه سازی ، کمک به فقرا وجود دارد همه اینها تجربه های نهاد های مردمی است و اگر امروز می بینیم که دولت تمام تلاش خود را برای در اختیار گرفتن نتایج کارهای آنها دارد برای این است که به قدرت لایزال چنان نهادهایی پی برده است. اگر کمک به فقرا و آزاد سازی زندانیان مالی محتاج کاری مردمی است . چرا حکومت سعی میکند جشن نیکوکاری ، جشن عاطفه ها ، کمک به زندانیان را خود برگزار کند زیرا نمی خواهد نهادهای کاملا" مردمی و غیره وابسته شکل گیرد و علت این نخواستن نیز در این است که آنها بخش اعظم ملت ما را غیر خودی می دانند و نمی توانند به آنها اعتماد کنند. این نهادها به مرور زمان هم بوسیله عوامل پیوند دهنده به هم پیوسته و از انزوا در می آیند و هم جنبش عظیمی را به راه می اندازند و هم قهرمانان واقعی ما همچون ستارخان از دل آنها بیرون می آید. نمی توانیم نیاز مردم برای قهرمان را منکر شویم زیرا آنها به تقویت روحیه نیاز دارند ولی اگر قهرمانان از دل این روال صحیح تاریخ در نیایند جراید دولتی به کمک تریبونهایی که مدعیون برای سخنرانی می آیند برای ما قهرمان خواهند ساخت

 

 

+  یازی تاریخی:  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعات 19:21&nbs یازار:    | 

مراسم 17 آذر از دید یک فعال دانشجویی آذربایجانی دانشگاه تهران

                 مراسم 17 آذر از دید یک فعال دانشجویی آذربایجانی دانشگاه تهران

 

اگرچه انگیزه ای برای شرکت در تجمع دانشگاه فریاد آزادی نداشتم و با توجه به هماهنگی های صورت گرفته نیز قرار نبود دانشجویان آذربایجانی، در این تجمع با عنوان یک گروه شرکت کنند ولی با این حال روز یکشنبه به طرف دانشگاه تهران حرکت کردیم.

ساعت 10 با تعدادی از دانشجویان تورک از خیابان دکتر براون به طرف درب دانشگاه تهران درحرکت بودیم. جو کاملاً پلیسی و امنیتی بود. تعداد لباس شخصی ها و نیروی انتظامی بیش از حد بود. به سختی خود را به درب رساندیم ولی حراست دانشگاه به دقت و با کمک نیروی کمکی ورود و خروج افراد را کنترل می کرد. حدود ساعت 10:45 دقیقه وارد دانشگاه شده و به جمع دانشجویان پیوستیم.

حدود ساعت 11:30 تریبون آزاد تجمع "دانشگاه ، فریاد آزادی" از دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی آغاز شد و با خواندن "یار دبستان من ..." جلوی دانشکده ی فنی جمع شدند و مجری پشت تریبون رفت. دانشجویان به ترتیب از طیف های فکری مختلف و همچنین دانشجویان از بند آزاد شده به سخنرانی پرداختند.

با توجه به جو موجود اندیشیدم که کسی از دوستان نیز به نمایندگی از جنبش دانشجویی آذربایجان سخنانی در باب حرکت ملی-مدنی آذربایجان ارائه دهد. فکر خود را با دوستان در میان گذاشتم. ولی دوستان با اتفاق رای و با اشاره به اینکه روز دانشجوی آذربایجانی روز 19اردیبهشت است با نظر من مخالفت کردند و تعدادی از دوستان اعتقاد داشتند با توجه به اینکه جمع حاضر ، منتخب حرکت آذربایجان نیست، نمی توان خود را با عنوان نماینده این جنبش معرفی نمود.

پس از دقایقی مجری تریبون با دعوت از شخصی به نمایندگی از طرف دانشجویان تورک دانشگاه تهران او را به پشت تریبون هدایت کرد. من و دوستانم بسیار متعجب از اینکه شخصی نه چندان نام آشنا نه به عنوان یک شخص، بلکه به نمایندگی از دانشجویان تورک دانشگاه تهران و جنبش دانشجویی آذربایجان پشت تریبون رفته است. به دقت به سخنان ایشان گوش فرا دادیم.

" بنام ملتها و به ایران و ..... "

و پس از اتمام متن خود نام چندتن از فعالین در بند آذربایجان را اعلام کرد.

آنچه پس از سخنان ایشان ذهن من و دوستان را مشغول کرده بود اولاً علت حضور تنها یک فرد به عنوان نماینده یک جنبش و ثانیاً واکنش برخی که شعار آزادی بیان و تفکر و شعار برابری را سر می دهند به سخنان ایشان بود. البته از آنان که نماد نابرابری را برای پرچم خود انتخاب کرده اند، انتظار دیکتاتوری حتی زمانی که قدرتی در دست ندارند انتظار کاملاً بجایی است. ولی آیا آزادی بیان تنها شعاری برای فریب است یا وسیله ای برای اعتلا و پیشرفت؟ و آیا دموکراسی تنها شعاری برای ویترین ها است و یا بایدی که بدان عمل کرد؟ 

 

کامال سایان

دانشجوی دانشگاه تهران

+  یازی تاریخی:  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعات 13:52&nbs یازار:    | 

بو شعر آناديليني اویرنمک اوچون دييليب

آنا دیلی

اولدوز یئددی یاشیندا
قارا چارشاب باشیندا

 

قوشولاراق کوکبه

یولا دوشدو مکتبه

 

معلم ایلک درسینه

ایقدام ائتدی ترسینه

 

آنا دیلین بوشلادی

آیری دیلده باشلادی

 

دئدی آچین کیتابی

بیلن وئرسین جاوابی

 

چؤره یی گؤستره رک

اولدوز سسلندی: "چؤره‌ک"

 

یوخ! کوکب جاواب وئردير: "نان"

اولدوز ائشیت٫ سنده قان!

 

سؤیله اولدوز! نه دیر بو؟

اولدوز جاواب وئردی: "سو"

 

یوخ! کوکب سن وئر جاواب!

کوکب جاواب وئردی "آب"

 

کوکب سوینجه دولوب

اولدوزون رنگی سولوب

 

سولوب دایاندی اولدوز

اولدوز تک یاندی اولدوز

 

ائوه گلنده آنا

اونو باسدی باغرینا

 

"آنا قوربانین اولسون

نه یازدین٫ نه اوخودون؟"

 

دن سو وئریب قوشونا

گئچدی سوفرا باشینا

 

سوال وئردی آنا جان٫

"بو "چؤره کدیر یوخسا "نان"؟

 

بس بو نه دیر "آب" می "سو"؟

آنا جاواب وئردی "سو"

 

اولدوز سئویندیییندن

آناسيیلا اؤپوشدو

 

آنا باخیب اوزونه

سؤیله دی اؤز اؤزونه:

 

یا معلم آزیبدیر!

یا کیتاب سهو یازیبدیر!

+  یازی تاریخی:  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعات 13:14&nbs یازار:    | 

اییرمی بیر آذر نهضتی نین یارانماسی

اییرمی بیر آذر نهضتی نین یارانماسی

 

21 آذر نهضتیندن 30 ایل کئچدی، بو نهضت ایکینجی دونیا محاربه ‏سیندن عموما ایران آزادلیق حرکاتی خصوصا ملی آزادلیق حرکتی‏نین ذیروه سیدیر. بو حرکت علیهینه ایستر داخل و ایستر خارجده تجزیه ‏طلب آدلاندیریب و بیگانه لر الیله یارانمیش بیر حرکت گؤسترسه ‏لرده، 21 آذر نهضتی مشروطه ‏دن 1324 – نجو ایله قدر ایران آزادلیق حرکاتینین تمامیله، طبیعی و لازمی بیر نتیجه لی ایدی، بونا گؤره‏ده هئچ بیر خارجی ال واسطه‏ سیله یارانمیشدی، بو حرکت او دؤوردن اجتماعی حادثه ‏لری قوجاغیندا تدریجله و طبیعی حالدا و خلق حرکتینین ایسته ‏یی و ارده‏ سی ‏ایله یاراندی. بو مسئله ‏لری ایشیقلاندیرماق اوچون 21 آذر نهضتینین مختلف چهتلرینه دقت ائتمک لازیمدیر.

21آذر نهضتی نئجه یاراندی؟

1289 – نجو ایل اتابک پارکی جنایتی‏ایله ارتجاع غلبه چالمیش دموکراتیک مشروطه انقلابینی بوغدو و اونون قهرمانلارینی تدریجله مختلف یئرلرده آرادان آپاردی. لاکن آزادلیق فیکری و آزادیخواهلار آرادان گئتمه ‏دی. بونلار یئنی شرایط و فرصت آختاریردیلار تا قانون اساسی و مشروطه ‏نی یئنی‏دن دیرچلدیب دموکراتیک انقلابی تمامسینلار. 1299 نجو ایلده بو فرصت یاراندی چونکو تزار روسیه ایرانین سیاست صحنه‏ سیندن چیخمیشدی. اساسا مشروطه انقلابی اشتراکچیلارینین رهبرلیگی آلتیندا تبریزده خیابانی قیامی، گیلاندا جنگل نهضتی، خراساندا ایسه کلنل محمدتقی ‏خان قیامی باش وئردی. بو حرکتلرده ارتجاع طرفیندن یاتیریلدی، لاکن گئنه ‏ده نه مترقی فیکیرلر بولدوغو و نه ‏ده تمام آزادی‏خواهلار محو اولدو. رضاشاه ناقص قانون اساسیه ال آپاریب اونو روحسوز بیر کالبده چئویردی آزادیخواهلارا گؤرونمه ‏میش دیوان توتدو و بیر سیراسینی زنداندا اؤلدوردو. ایرانین آزادیخواه قوه ‏لری رضاشاهین سیماسیندا مشروطه جیلدینه گیرمیش بیر دیکتاتورون نئجه انگلیس‏لر طرفیندن یارانیب ایران خلقلرینه تحویل ائیلمه ‏سینی بوتون وارلیقلاریله لمس ائتدیلر. ایکیجی دونیا محاربه ‏سی باشلاندی و شهریور حادثه ‏سینده ایرانی‏دا احاطه ائتدی. انگلیس‏لی‏لر رضاشاهی گتیردیکلری‏کیمی آپاردیلار. ارتجاع ضغیفله ‏دی لاکن ارتجاعه دستگاهی ال دییلمه‏ میش قالدی. آزادیخواهلار زندانلاردان چیخدیلار. سورگوندن قایتدیلر. ایران آزادلیق حرکاتینین مرحله‏ سی باشلاندی. بو حرکتین باشیندا یئنده مشروطه انقلابی و 1299 نجو ایل حرکتلرینین اشتراکچیلاری دایانیردیلار. اجتماعی حرکت گوجلند و حزیلر فعالیته بالادیلار خلق حرکتیله برابر یواسی ساغلام قالمیش ارتجاع‏دا فعالیتدن ال گؤتورموشچوخ آشکار شکیلده مترقی قوه لرخطابا دئییردی :

«قوی متفقلر قوه ‏لرینی آپاسینلار، اوندا بیز سیزه آزادلیق و دموکراتیک نه اولدوغونو گؤستره ‏ریک» پیشه‏وری 1324 آذربایجان روزنامه سی 30 شهریور.

آزادیخواهلار ایرانین فاشیزیم علیهینه غلبه‏ده اوینادیغی رولا بئل باغلاییر و دیکتاتورلوغون تازادان احیاسینا آز گمان ائدیردیلار.

لاکن فاشیزیم ازیلیب و متفقلرین ایرانی تورک ائتمه ‏سی یاخینلاشدیقدا کیریمیش ارتجاع آزادیخواه قوه ‏لری قارشی جدی هجوما باشلادی.

مرحوم پیشه ‏وری 1324نجو ایل شهریورین 29 ندا بو حقده یازیردی : «تهران سریع قدملرله ارتجاع طرفه گئتمگده‏ دیر باشیمیزا یونان خلقینین باشینا گلن اویونو گتیرمک فیکیرینده ‏دیرلر. مجلس و دولت و مطبوعات ساتیلمیش خالن آداملارین الینه دوشموشدور. بونلار ویریب ییغیب، اؤز سیاستلرینی یئتیرمک ایسته ‏ییرلر. آزادلیق، دموکراتیک نامینه چالیشدیقدا اولان قوه‏ لرجوربه ‏جور بهانه ‏لر ایله بوغولوب تارومار ائدیلمکده ‏دیر. رضاخاندان داها قابان، داها خشن بیر جلاد وجودا گتیرمک نقشه ‏سی جدی صورتده موقع اجراعیه قویموشدو. پیشه ‏وری آذربایجان روزنامه ‏سینده یازیردی » محاربه خاتمه تاپار-تاپماز اؤلکه ‏میزده ارتجاعی عنصرلر باش قالدیریب ایگیرمی ایلیک استبداد و دیکتاتورلوق اصولونو دوباره دیریلتمه ‏یه باشلامیشلار... بیز بیلمیریک آتلانتیک منشوری نه اولدو، پوتسدام کنفرانسینین رای‏لاری یئنه ایرانا شامل اولا بیلمه‏ دی؟!

اوندان علاوه منشور آتلانتیک بوتون دونیا ملتلرینه اوز مقدارتینی تامین ائتمک حقینی وئرمیشدیر. بیز آذربایجانلیلاردا بو حقدن استفاده ائدیب ایران‏دا خلقینده اؤز سرنوشتیمیزی تعیین ائدیب و وئردیگیمیز بؤیوک قربنلار بهاسینا الده ایدیلن قانون اساسینی دیریتمگ ایستیه ‏ییریک. «پیشه ‏وری آذربایجان روزنامه ‏سی صحیفه 231. ایکینجی دونیا محاربه ‏سیندن تازا مئیدانا آتیلمیش آمریکا امپریالیزمی‏دا ایرانین سیاست مئیدانا آت چاپماغا باشلادی. بو مسئله آزادیخواه لاری بتر نگران ائدیردی. چونکو اولار بیلیردیرکی، آمریکا طرفیندن‏ده حمایه اولان تازا دیکتاتورلوق داها خشن و داها گوبود اولاجاق‏دیر.ارتجاعین قاباغینی آلماق اوچون آزادیخواه قوه ‏لر ایکینجی دونیا محاربه‏ سی نتیجه ‏سینده یارانمیش نسبتا مساعد فرصتی الدن وئره ‏بیلمزدیلر. کئچمیش انقلابی سابقه ‏لری و انقلابی زمینه جهتدن ارتجاعیله مقابله آذربایجاندان سوایی ایرانین آیری یئرینده ممکن دئیلدی. دئمک بئله بیر مقابله ایران آزادلیق حرکیتینین مشروط یه‏ دن 1324 – نجی ایله انکشافینین طبیعی محصولدایدی. بو زامان انقلابی قوه ‏لر ال ال ال اوسته قویوب باخا بیلمزدیلر و بو ایشی محض آذربایجاندان باشلامالیدیلار.

بو حقیقتی مرحوم پیشه ‏ورینین 1324 – نجو ایل شهریورین 24 – نده تبریزین شیر و خورشید سالونداکی نطقوندا آچیق گؤرمک اولار او دئیردی : وضعیت ائله آغیر بیر حال آلدی کی، آرتیق تهراندا اوتوروب مقاله یازمادان نطق ائتمکدن بیر نتیجه اولا بیلمیه ‏جگینی یقینائتدیم. مناچار بیر ایل بوندان اول تبریزده اوزون – اوزادی بحث ائتدیگیمیز مسئله اطرافیندا دوشونمگه باشلادیم.

بو چوخ ساده تدبیرایدی، منیم تبریز مسلکداشلاریمدان دئدیلر : آذربایجاندان باشلاماسی بورانی اصلاح ائتمه آذربایجان خلقینین اؤز گوجوایله بوردا ملی حکومت گتیرمه ‏لییک، تهران ارتجاعین باشی استبدادین مرکزی‏دیر. بیر نئچه نوبه ‏ده اوردان گؤز یوموب مستقیما بوردا ایش گؤرمه ‏لییک. بو فیکرین حقیقتی او وقت نظریمده داها آشکار بیر صورتده جلوه ائتدی‏کی، دؤلتین مسئول مامورلاری ایله آذربایجان خلقینین تظلم و دادخاهلیق تلگرافلاری حقینده مذاکره ائتدیم. مثلا بیات دئدی : من رادیو واسطه ‏سیله مراجعت ائتمیشم. آرتیق خلق عریضه و تلگراف واسطه ‏سیله اؤزونه زحمت وئرمه ‏مه‏ لیدیر. صدر دئدی : بیر تلگراف اولماسین مین تلگراف اولسون من بو کیمی بوش سؤزلره جواب وئرمه ‏یه ‏جه ‏یم. بو سؤزلرین آیری جوابی اولابیلمزدی، گرک خلقه مراجعت ائتمک. خلقین یومروغون گوجوایله آزادلیغی تامین ائتمک. بو شعارلار من تبریز آزادیخواهلارینین تکلیفی اوزه ‏ره تهراندان آذربایجانا حرکت ائتدیم. پیشه ‏وری 21 آذر روزنامه‏ سی صحیفه 8.

بئله بیر شرایطده 1324- نجو ایلین اوللریندن بیر سیرا آزادیخواهلار ایرانین مختلف یئرلریندن تبریزه گلیب شهریورین 12- سینده آذربایجان دموکرات فرقه‏ سینی تشکیل ائتدیلر. بو فرقه ‏نین مؤسسلری و قاباقجیل‏لارینین چوخو مشروطه انقلابی، خیابانی قیامی، جنگل نهضتی و 53 تفرین اشتراکچیلاری ایدیلر. بو شخصلردن آشاغیداکیلاری نمونه گؤسترمک اولار. حاجی عظیم‏خان (ستارخانین قارداشی)، نظام‏الدوله رفیعی (فرقه ‏نین مؤسسلریندن و مشروطه انقلابی زمانی آذربایجان انجمنین عضوو).مستشارالدوله (مشروطه دورو آذربایجان انجمنین عضوو).میرجعفر پیشه ‏وری(جنگل حرکاتینین فعال رهبرلریندن)، میرزه نوراله خان‏یکانی (مشروطه انقلابینین ان مشهور قهرمان مجاهد رهبرلریندن). مرندلی برهانی (خیابانی قیامی اشتراکچیلاریندان)، علی فطرت شاعیر (مشروطه آزادیخواهلاریندان). علی قهرمانی (ستارخان آتلیلارینین رئیسی و خیابانی قیامی انقلابچیسی). تقی شاهین (53 نفردن)، طسوجلو جمالی (مشروطه و خیابانی انقلابچیلاریندان). میرکاظم (مشروطه انقلابی مجاهدلریندن). جعفر ادیب و میر عبدالحسین فائقی (مشروطه و خیابانی قیامی معارفچی‏لریندن) و ... بو شخصیلردن آذربایجانین بوتون شهرلری و قصبه و کندلریندن واریدی و فرقه‏نین اؤن سیرالاریندا گئدیردیلر.

آزادلیق، مشروطه بوتون ایرانین یولوندا گئتمیش قیرخ ایللیک (1945- 1905) دؤیوشلر و مبارزه ‏لرین اشتراکچیلارذین طرفیندن بیگانه ‏لر الیله یارانان فرقه آدلانا بیلر. بئله بیر فرقه آزادیخواه قوه ‏لر طرفیندن قانون اساسینی دیریتمک، آزادلیق دموکراسی رولو حقوقلاری تامین ائتمک و دیکتاتورلوغون قاباغینین آلماق اوچون یارانا بیلردی.

آذربایجان دموکرات فرقه ‏سی بو ایش اوچون‏ده یارانمیشدی. بونو قید ائتمک لازم‏دیرکی، دونیانین هئچ بیر یئریندن و هئچ بیر زامان ائله انقلابی حرکت باش وئرمه ‏میش و باشدا وئره ‏بیلمزکی، خارجی ذی‏نفع قوه ‏لر اؤز خبرلرینه اوندان استفاده ائتمه ‏گه جان آتماسینلار. بئله خارجی جه دلر بیر حرکتین خلقی‏لیگی و اونون خلقی طرفیندن یارانماسینی خدشه‏ دار ائده بیلمز. آذربایجان دموکرات فرقه‏سینین یارانماسی و 21 نهضتی‏ده بو قانوندان مستثنی دئیلدیر.

21 نهضتی نئجه یاراندی؟

ایرانین یوخاریدا گؤستردیگیمیز اجتماعی – سیاسی وضعیتی نظره آلاراق 1344 – نجو ایل شهریور آیینین 12 سینده فرقه ‏نین 12 ماده ‏دن عبارت اولان مراجعت نامه ‏سی نشر اولوندو. بئله ‏لیک‏ده آذربایجان دموکرات فرقه ‏سینی تشکیل اولوب ایشه باشلادی. بو مراجعت‏نامه فرقه ‏نین آذربایجان باره‏ده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ملی احتیاجلاری اساسیندا شعارلار ایره ‏لی سورودور. مراجعت‏نامه‏ نین 48 نفر امضاء ائتمیشدی‏کی، بیر پاراسی سونرالار دالی چکیلدیلر. بیر آی کئچمه ‏دن آذربایجان کارگر اتحادیه ‏سی و حزب توده ایرانین آذربایجان و زنجان تشکیلاتیدا فرقه‏ یه ملحق اولدولار، بئله ‏لیکده آز بیر مدت عرضینده فرقه آذربایجانین ن قدرتلی و نفوذلر اجتماعی تشکیلاتینا چئوریلدی. بو مراجعت‏نامه و یا فرقه‏نین اساسی هدفلرین مرحوم پیشه ‏ورینین 1325 – نجو ایل اردیبهشت آیینین 24 نده آذربایجانی شخصیت‏لری کنفراسیندا بئله خلاصه ائتمیشدی : «ایران داخیلینده ایرانین استقلال و تمامیت ارضی‏سینی مراعات ائتمک شرطیله اؤز داخلی ایشلریمیزی اؤز الیمیزه آلماق و اؤز ائویمیزی اؤز اداره‏میزایله اداره ائتمک اؤز آنا دیلیمیزده ملی فرهنگیمیزی مترقی و معاصر حالا سالماق» پیشه ‏وری 21 آذر روزنامه ‏سی صحیفه 30

آذربایجانین آذربایجانلی الیله اداره اولما ایشینین فرقه قانون اساسینین بیر ستونی اولان ایالتی و ولایتی انجمن‏لری واسطه‏ سیله حیاتا کئچیرمک ایستردی، بونا گؤره تهراندان بو انجمن لری تشکیل ائتمک طلبینی ایره ‏لی سوردو، لاکن صدرالاشراف کابینه ‏سی بو تکلیفی مهر آییندا رد ائتدی و آذربایجاندا جدی ترورا ال آتدی. بئله‏ لیک‏له بیر داها معلوم اولدوکی، تهران آذربایجانین قانون حقینی دینج یولیله وئرمیه‏ جکدیر. فرقه یارانمیش امکانی الدن وئره بیلمزدی بونا گؤره ‏ده مستقل حرکت ائتمه ‏لی‏دیر. «خلقیمیز سیاستده سردار ملینین تهرانا گلمه ‏دن قاباق تعقیب ائتدیگی یول ایله گئتمه‏ لی، اونا تقلید ائتمه‏لیدی». پیشه ‏وری 21 آذر روزنامه‏ سی صحیفه 149.

بئله اولدوقدا فرقه ایالتی انجمن ایله کفابت‏لنیب قالا بیلمزدی. خلقین آرزولارینی حیاتا کئچیره ‏ن تشکیلات لازم‏ایدی بو ایش اوچون خلق کنفرانسلاری یاراندی. خلقه مراجعت اولدو.

خلق کنفرانسلاریندا اون مینلرجه امضایا مالک اولان قرارلا تهرانا منتظر اولمادا ملی آزادلیق تامین ائده ‏ن مختاریت و ملی حکومت تشکیلاتی طلب ائده ‏ن تصمیم نامه ‏لر سئل کیمی آخیب تبریزه گلدی، فرقه ‏میزایسه خلقیمیزین روحوندان قوپان بو بؤیوک نفسه لاقید قالا بیلمز و خلقی اؤز حالینا قویا بیلمزدی. اونا گؤره چوخ سریع بیر صورتده خلق کنفرانسلارین آرزولارینی عملی ائتمک و خلقین سسینین تمرکز وئرمک اوچون آبان آیینین ایگیرمی دوقوزوندا، اؤزونو مؤسسلر مجلیسی آدلاندیران، خلق ییغینجاغی یاراتدی.» پیشه‏ وری 21 آذر روزنامه ‏سی صحیفه 22

240 نفر حدودوندا نماینده ‏سی اولان و تبریزین شیر خورشید سالونوندا کئچیریلن بو ییغینجاق ملی حکومتین اساسینی قویدو و فوریتله ملی مجلسین چاغیریلماسی قرارینی قبول ائتدی. آذر آیینین بیرینجی یاییندا مجلسین انتخاباتی کئچیریلدی. بو زامانلار تهران حکومتی "بیاتی" تبریزه گؤندردی "بیات " ایالتی انجمن گلجکمجلسین تصویب ائده‏ جگی صورتده قبول ائتدی و بو ایش دقت قازانمادان اؤتورایدی. فرقه اؤز ایشینه دوام ائتدی. 21 آذر گونو ملی مجلس آچیلدی و ملی حکومت قفورولدو. رسمی دولت تشکیلاتی یاراتماق ایشیله مشغول اولماقلا برابر فرقه اؤز اساسینی محکم‏لندیرمک ایشیند غافل دیلدی. بئله ‏کی مهر آیینین دوقوزوندا فرقه‏نین بیرینجی کنکره ‏سی تشکیل اولوب فرقه ‏نین خط حرکتینین و مرامنامه ‏سی تصدیق ائتدی. 1324- جو ایل آذرین اییرمی بیری خلقیمیزین تاریخینده ان هیجانلی گونلردن بیرایدی. بو گونه شاهید اولانلار بییرلرکی، بو گون بیر طرفدن ساعتین بناسیندا ملی محل آچیلیر و او بیری طرفدن ایسه فدائی قوه ‏لری طرفیندن محاصره اولونموش تبریز ارتشی‏نین فرماندهی سرتیب "درخشانی" ایله مذاکره دوام ائدیردی. تا اوردو قارداش قانی تؤکولمه‏ دن تسلیم اولسون.

فدائی قوه ‏لر نئجه یارانمیشدی؟

دئمک فرقه دولت تشکیلاتی یاراتماغا چالیشماقلا برابر بیلردی‏کی، تهران اردوسی تبریزده اولدوغو حالدا ملی حکومت ایش باشینا گله‏ بیلمز بونا گؤره یارانان ملی حکومتین سلاحی آرخاسیندا حقینده ‏ده دوشونور و فعالیت ائدیردی. بورادان اوخوجولارا بئله بیر سؤال میدانا گله ‏بیلر. بو فدائی‏لر کیملرایدیلر؟ فدائی تشکیلاتی نئجه یاراندی؟

1320 – نجو ایل شهریور آییندا رضاشاه قاچیب ایراناوردوسو داغیلاندا آذربایجان کندلرینین البته چوخلو سلاح دوشدو و اربابلارلا کندلیلر آراسیندا توقوشمالار باشلاندی. بو توقوشمالار زمان کئچدیکجه شدتلنیردی و کندلیلر یایین اوللرینده حزب توده ایرانین آذربایجان ایالتی کمیته‏سینین تشبثوایله آذربایجان استاندارینین کفیلی آقای نیکخو کندلیلرین وئرمه ‏لی اول دوغو بهره مالکانه باره‏ ده بخشنامه صادر ائله ‏دی. بو بخشنامه حزب توده ایرانین ایالتی کمیته ‏سی طرفیندن تکثیر اولونوب بوتون کندلره گؤندریلدی. بو ایش اربابلا کندلی آراسینداکی توقوشمانی داها شدتلندیردی. بونون نتیجه‏ سینده فرقه‏نین یارانماسی عرفه ‏سینده آذربایجانین بوتون زندانلاری کندلیلرله دولوایدی. کندلیلرین حزب توده‏ یه شکایتی او یئره چاتمیشدی‏کی، 1324- نجو ایلین یاییندا حزب توده نین مرکزی کمیته ‏سی اصفهانلی وکیل دادگستری "مرتضی راوندی" نی تبریزه گؤندریلمیشدی. تا زندان اولموش کندلیلردن محکمه ‏لرده مدافعه ائله ‏سین. بو زمانلار تهران حکومتینین کندلیلر علیهینه فشاری آرتدیقجا اونلارین ناراضی‏لیقلارینی داها آرتیردی. فرقه یارانان زمان آذربایجان کندلیسی بو وضعیتده ایدی. فدائی‏لر همین ناراضی کندلیلر ایدی، و فدائی تشکیلاتی‏دا بونلارین طرفیندن یارانمیشدی. آذربایجان دموکرات فرقه‏سینین رولوایسه بو ناراضی کندلیلری اؤز عضولری واسطه‏ سیله منتظم حالا سالماق و معین هدفه دوغرو یونلتمکدن عبارت ایدی. مرحوم پیشه‏ وری فدائی دسته ‏لری و اونون تشکیل باره ‏سینده دئمیشدیر. «بو فدائی دسته‏ لرینین باره‏ سینده متاسفانه بو وقته ‏دک چوخ ائشیدیلمیشدیر. فدائی تشکیلاتی چوخ طبیعی بیر صورتده خلق حرکاتیندا دوغموشدور، کندلردن انتقام آلماق قصدیله مئیدانا چیخاان بو جریاندا فرقه تشکیلاتلارینین گؤستردیکلر و فداکارلیغی انکار ائتمه‏یه لزوم یوخدور. دوغرودور کندلی، ژاندارم ظلموندن جانا دویوب اونون شرینی دفع ائتمه اوچون سلاح الده مبارزه‏ یه قیام ائتمیشدی، لاکن اونون تشکیل ائدن اونون باشیندا دوران،اونو دوزگون هدفه سوق ائده‏ ن فرقه‏ میزین یئرلی تشکیلاتلارینین ترتیب ائتدیگی قهرمانلار اولمیشدی. آجی تنقیدلر و شدید تعروضلره باخمیاراق کمال خونسردلیکله خلقی تشکیل ائدیب فدائی دسته ‏لرینین فرقه‏ نین اینانیلمیش آداملارین رهبرلیگی آلتیندا چکمه‏ گه چالیشیردی. نهایت حرکت خلق ایچره ‏سیندن باشلاییب بوتون اؤلکه ‏نی بورویوب تهران ارتجائنین قوشون قلعه ‏لرینی اوزوک قاشی کیمی محاصره‏یه آلیب ملی قدرتیمیزین قاباغیندا دیز چؤکمگه مجبورائتدی.»پیشه‏ وری21آذر روزنامه‏ سی صحیفه64

فدائی تشکیلاتی آذربایجانین بؤیوک یئرلرینده یارانمیش بؤیوک بیر مسلح تشکیلات ایدی. بو تشکیلات اؤزوده ارتجاعین هجوما کئچدیگی و بیداد ائتدیگی بیر زاماندا یاغرانمیشدی. خلقیمیز و 21آذر نهضتی‏نین بؤیوک افتخارلاریندان‏دیرکی، بئله بیر شرایطده فدائی تشکیلاتی‏نین یارانماسی جریانیندا بیر نفرده اولسون خیانت ائتمه ‏میشدیر. مرحوم پیشه ‏وری 1325 – نجو ایل مهرین 25 نده دئییردی : «بو گون افتخار ائدیریک‏کی، آغیر بیر شرایطده او وقت‏کی، آذربایجاندا ارتجاع تام قدرتله حکمرانلیق ائدیردی، بیز آذربایجاندا بیر مسلح فدائی تشکیلاتی وجوده گتیردیک‏کی، اونون افرادیندان بیر نفرده اولسون خیانت ائتمه ‏دی. پیشه‏وری 21 آذر روزنامه سی صحیفه 128

بلی فدائی قوه‏ سی و اونلارین قرمانلیق حرکاتی تهران، اونون ؤاندارمالاری و دولت مامورلارینین آذربایجانا گؤستردیگی اقتصادی و ملی ظلمون قانونا اویغون عکس ‏العمل ایدی. نئجه ‏کی محمدعلیشاهی ظلمو بو فدائی‏لرین آثارلارینی تفنگ گؤتوروب مجاهد دسته‏ ری یاراتماغا مجبور ائتمیشدی.

21 نهضتی بوتون ایران آزادلیغینین باشلانقیجی‏ایدی 

سلطنت رژیمی بیرینجی 21 آذر نهضتی تجزیه ‏طلب آدلاندیریب و چوخلاری بو نغمه ‏نی تکرار ائتمکده ‏دیرلر.

دوغروداندانمی 21 آذر نهضتی آذربایجانی ایراندان آییرماق ایستردی؟ فرقه زمانی‏نین بوتون سندلری و مرحوم پیشه ‏وری‏نین بوتون مقاله ‏لری و سخنرانلیقلارینی نظردن کئچیردیکده چوخ چتین ائله مدرک و مقاله ‏یه راست گلمک اولارکی، اورادا فرقه‏ ین بوتون ایستکلرینین ایران چارچوبه ‏سی داخلینده اولدوغونو قید اولونمامیشدیر. 1324- نجو ایل فرقه ‏نین بیرینجه رسمی سندی اولان 12 شهریور مراجعت‏نامه ‏سینین بیرینجی ماده ‏سی همین بو مسئله ایدی. بو باره سندلر اوقدردیرکی، گؤسترمک و یا یازماقلا باشا گلمز. اگر اوخوجولار خصوصیله جوان نسل بو باره حقیقتی بیلمه ‏ک ایسترلرسه، مرحوم پیشه ‏ورینین سئچسلمیش اثرلری و 21 آذر کتابی هابئله 12 شهریور کتابینی الده ائدیب و اوخوسونلار.

بونونلا برابر قید ائتمک لازم حساب ائدیریک‏کی، اؤز فعالیتینی بیرینجی مرحله‏سینده آذربایجان دموکرات قوه‏سی چالیشیردی. بوتون ایرانی آزاد ائتمک اوچون آذربایجاندا بیر دایاق و مرکز یاراتسین. 1324- نجو ایل شهریورین 21 ینده مرحوم پیشه‏وری یازیردی : «تاریخ بیزیم عهده‏میزده بؤیوک بیر وظیفه ثویموشدور. بیز آذربایجاندا سارسیلماز بیر آزادلیق قلعه‏سی وجوده گتیرمه‏لییک».

بو ایشه موفق اولاندان سونرا فرقه اؤز فعالیتینی ایکینجی مرحله‏ سینه باشلامیشدیر، اودا بوتون ایرانی آزاد ائتمک مسئله ایدی.

دئمک فرقه ‏نین ایلک گوندن هدفی بوتون ایرانی اسارت و دیکتارلوغوندان آزاد ائتمک ایدی. مرحوم پیشه ‏وری 1324 – نجو ایل مهر آیینین سکیزینده یازیردی : «بیز مقاله ‏لریمیزین بیرینده یازمیشدیق اگر تهران اؤزونو ازتجاعین آغوشینا آتارسا بیز اؤز آزادلیغیمیزی مستقل بیر صورتده تامین ائده‏جییک، او ایشیمیزین باشلانغیجی ایدی. ایندی فرقه‏ میزین قدرتی آتمیشدیرکی، بیر قدر ایره ‏لی قویوب دئییریک اگر تهران توتدوغو یولدان قاییتماق ایسته مزسه،بیز اون قهر و غضبله او یولدان قایتارمالییق». پیشه ‏وری سئچیلمیش اثرلری صحفه 224.

21 آذر نهضتی و باشقا ایران ملتلری

21 آذر نهضتینده ان اساسی مسئله‏ لردن بیری‏ده ملی حقوق مسئله‏ سیدی، لاکن او بو ملی حقوقو تک‏جه آذربایجانلیلار و ایران تورک‏لری اوچون دییل بوتون ایران خلقیلریاوچون ایستیردی. یعنی فرقه یراندا آزادلیق و دموکراسینین برقرار اولماسین بیر طرفدن، آزادیخواه قوه‏لرین کمکی و ایکینجی طرفدن ایسه محروم ملتلرین آذربایجان‏کیمی اؤز ملی حقوقلارینا چاتماسی یولوایله باشا دوشور. چونکو فرقه و اونون رهبرلری ملی ظلمون آجیسینی دادمیش و چوخ ملتلی ایراندا ملی قوه ‏نین نئجه بؤیوک قدرت اولدوغونو یاخشی بیلیردیلر. اولار یاخشی باشا دوشورلرکی، اگر محروم ایران ملتلری آذربایجان‏کیمی اؤز ملی حقوقلارینی آلماق اوچومن بیرلیکده آیاغا قالخسالار ایران ارتجاعی مطلق ییخیلاجاق‏دیر. فرقه ‏نین کورد خلقیله همکارلیغی و قارداشلیغی بو حقیقتی عملی شکلده ثبوت ائدیر. فرقه ‏نین بو سیاستی تکجه کورد ملتینه عاید دئیلدی، بوتون محروم ایران ملتلری نظرده توتولوردو. لاکن تاسف‏لرله قید ائتمک لازم‏دیرکی، او زامانلار باشقا محروم ایران ملتلرینده ملی شعور هله لازیمی سویه ‏ده دییلدی. بونا گؤره ‏ده مرحوم پیشه‏ وری بو مسئله‏ یه اؤرتولو توخوناراق 1324-نجو ایل آذرین سکیزینده یازیردی : «بیز هئچ بیر قوم و هئچ بیر مات و هئچ بیر جکتعته دوشمن دگیلیک، اؤزوموزه روا گ|ؤردوگوموز یاشاماق و ترقی ائتمک وسیله لرینی اؤزگه ‏لره اوچون‏ده روا گؤروب بو گونه ‏دک کیمسه نین ترقی و تعالیسین مخالف ائتمه‏ میشیک حتی تهران ارتجاعی حکومتینین آزادلیغینینز علیهینه ایشلتمکده اولدوغو خائنانه تدبیرلریده فارس ملتینی حسابینا یازماق ایسته ‏میریک. ملس اسارت و استبداد اصولونون مزه ‏سینی آنلادیغیمیزا گؤره اسسیر ملتلره اوره "یمیز یانیب اونلارین اسارت و استعمار بویوردوغو آلتیندان خلاص اولماقلارین صمیم قلبدن آرزو ائتدیگیمیز حالدا زلف یاره توخونماق قورخوسوندان، اونلارین آزادلیق حرکتی حقینده بیرلشدیریب و اونلاری دموکراتیک فرقه‏ سینه باغلایان آنجاق فرقه‏ میزین میدانا آتدیغی ملی شعارلاردی.» پیشه ‏وری 21 آذر روزنامه‏ سی صحیفه 123

مرحوم پیشه وری بیلیریرکی، آذربایجان خلقی، تاریخی بویو همیشه ایران استقلالی و تمامیت ارضی‏سینی اؤز قانیله حفظ ائتمیشدیر. اگر لازم گلسه یئنه‏ ده بو مقدس وظیفه‏ نین شرفله یئرینه یئتیره }کدیر. لاکن هئچ وقت اؤز ملتینی و دوغما دیلی و ملی خصوصیتلریندن صرفنظر ائتمیه جکدیر. ایران بوتون ایران ملتلری‏کیمی آذربایجانیلار و تمام ایران تورکلرینین‏ده قدیمدن وطنی اولموشدور. باشقا ایران ملتلری‏کیمی ؟آذربایجانیلار و بوتون ایران تورکلری اوندان سونرا کئچمیش کیمی حقوقسوز یوخ، آزاد، برابر حقوقلو بیر ملت کیمی ملی وارلیق، دیل و ادبیات و ملی خصوصیتلرینی توسعه وئرمک‏له آزاد شکیلده ایراندا یاشایاجاقلار. 

بوتون محروم ایران ملتلری ال- اله وئریب بو آرزولارینی تخته چیخارراجاقلار. دیل مسئله ‏سی همیشه آذربایجان روشنفکرلرینی دوشوندورموشدو. آذربایجان دموکرات فرقه ‏سینین بیرینجی کنگره‏ سینده کنگره‏نین رسمی نماینده‏ سی آقای مکرم‏المله محکم منطق‏له دئمیشدیر : «مسئوللارین گوج‏ایله اؤز دیللرینه آذربایجان‏لیلارا تحخمیل ائتدیکلرینی ادعا ائدنلر چوخ نادان آداملاردیر مسئول‏لار یوز ایلدن آرتیق آذربایجاندا حکومت ائده ‏بیلمه‏دیکلری حالدا اؤز دیللرینی بیزه تحمیل ائتمیش‏لر. عجبا آلتی یوز ایلدن زیاده حکومت ائن فارسلار نه اوچون بو دیلی دییشدیرمه‏ یه موفق اولمامیشلار؟ پیشه‏ وری سئچیلمیش اثرلری صحیفه 296.

گؤستردیگیمیز 21 آذر نهضتی‏نین سون هدفی بوتون ایراندا آزادلیق دموکراسی و قانون اساسی برقرار ائتمک ایدی. بونلا برابر بو انقلابین خصوصیتی اونون انترناسیونالیزم روحونا مالک اولان ملی سیماسیندا ایدی ... بونا گؤره دیل و ملییت مسئله‏سی اونون اساس سنگری و دایاغی‏ایدی. بو نهضتی بوتون دونیادا تانیتدیران‏دا بو خصوصیتلرایدی. محض همین دیل و ملیت اوسطه‏ سیله ‏ایدی‏کی، بوتون عالم بیلدی‏کی، ایرانین اوچده بیر حیصه‏ سیندن چوخونو تشکیل ائده ‏ن ائله بیر ملت واریمیش‏ی، ایللر بویو ملی حقوقلاردان محروم اولموش و ایندی اؤز دیلینده یازیب اوخویور، اؤز ایشلرینی اؤزو اداره ائدیر و بوتون ایرانی آزاد ائتمک ایسته ‏ییر.

21 آذر نهضتی و دونیا خلقلری

ایکینجی دونیا محاربه ‏سیندن سونرا 21 آذر نهضتی دونیادا غلبه چالان بیرینجی ملی آزادلیق حرکتی ایدی. بونا گؤرده ‏ده بوتون دونیا خلقلری‏نین دقتینی جلب ائتمیشدی. اگر 1325-1324 ایللر آذربایجان روزنامه سینین صفحه ‏لرینه باخیبسا، فرانسه و سایر اروپا اؤلکلرینین اجتماعی، سیاسی تشکیلاتلاری و سیاسی شخصیتلرین 21 آذر نهضتینین غلبه‏ سی مناسبتله گؤندردیکلری تبریک تلگرافلاری دقتی جلب ائده جکدیر. 21 آذر نهضتی زامانی بوتون شرق و آفریقا خلقلری او جمله‏ دن یاخین و اورتا شرق منطقه‏ سی خلقلری استبداد و امپریالیزمین پنجه‏ سی آلتیندا ان آغیر و فلاکتلی گونلر کئچدیردیلر. بو خلقلرین آزادیخواه لاری او جمله‏دن عراق، الجزایر، تونس، بلوچستان و سایر اؤلکه و خلقلرین مترقی شخصلری کیمی و یا شفاهی شکیلده 21 آذر نهضتینی صمیم قلبدن تحسین ائتمیش و اوندان بؤیوک اومود گؤزله‏ دیکلرینی بیلدیرمیشلر. 21 آذر نهضتی بو خلقلرین مبارزه روحونون گوجلنمه‏ سینه جدی تاثیر ائتمیشدیر.

ملی حکومت نه ایشلر گؤروردو؟

بؤیوک اجتماعی ایشلر گؤرمک اوچون بیر ایل چوخ آز بیر مدت‏دیر. بونلا برابر ملی حکومت بیر ایل عرضینده، تهران حکومتینین ایللر اوزونو آذربایجاندا گؤرمه ‏دیگی ایشلری گؤردو. بونودا علاوه ائتمک لازمدیرکی، اصلاحات اوچون پول لازمدیر. لاکن ملی حکومت ایش باشینا گلنده بو ایش الیله ایش باشلادی. چونکو دوشمنی آییق سالماقدان اؤتور فرقه آذربایجان بانک‏لارینی 21 آذره بیر هفته قالانا قدر اؤز الینه آلمامیشدی. تهران حکومتی بو فرصتدن استفاده ائدیب تبریز بانک‏لاریندا اولان نقد پول‏لاری چکیب آپارمیشدی. بئله‏ کی فرقه‏ بانک‏لاری تحویل آلاندا دولت بانکیندا ایکی میلیون و ایکی یوزمین نومن آیری بانک‏لاردا ایسه یاریم میلیون تومن پول واریدی. بونون مقابلینده بانک‏لار 10 میلیون تومن خلقه بورجلو ایدیلر. بوندان علاوه ملی حکومت آذر آیی بابتیندن کارمندلره اون میلیون تومن‏ده آرتیق حقوق وئرمه ‏لیدی. دئمک ملی حکومت ایش اوستونه گلنده بوش الیله ایش باشلامیشدی. بونون مقابلینده آذربایجانین بوتون کندلری، شهرلری آبادلیق، اقتصاد، معارف، ایش و سایره جهتلردن اولدوقجا گؤزه ‏یم‏ایدی.

بونون نتیجه ‏سینده تبریزین کلی اهالی‏ سیندن آنجاق 200- می نفری قالیردی و آذربایجانین یوزمینلرجه اهالیسی عائله ‏لرینی دولندیرماق اوچون آذربایجانی ترک ائدیب ایرانین باشقا یئرلرینه سپه‏ لنمیشدیلر. بونا گؤره ‏ده 21 آذر نهضتینینی مهم ایشلریندن بیری‏ده آذربایجانین برباد حالدا سالینماسی و محو اولماغا دوغرو گئتمه ‏سیدی. بو بربادلیق مشروطه‏ انقلابی و خیابانی قیامی زامانی خلقیمیزین گؤستردیگی قهرمانلیق‏لارین و ایرانین استقلالینی قوروماقلارین، تهران حکومتی و رضاشاه طرفیندن آذربایجانا وئریلن جزل و مکافات موزدی‏ایدی.

دئمک آذربایجان اوتوز ایل تهران طرفیندن عمدا برباد حالا سالینماسیندان سونرا الی بوش ایش اوسته گلمیش ملی حکومته تاپشیریلدی. لاکن خلقه و اونون همتینه دایانان، خلق طرفیندن و اونون ایستگی ایله ایش باشینا گلن ملی حکومت دؤرد بئش آی مدتینده عادلانه مالیاتلار، خلقین کونوللو کمگی کارخانالار و سایر گلیر منبعلرینی ایشه سالدی.

آذربایجان ورشکست حالیندا اولان ملی وضعیتی دوزه لدیر

مرحوم پیشه ‏وری باش وزیر اولدوغو زامان 1325- نجی ایل فروردین آیینین 16 سیندا ملی مجلسین ایکیننجی اجلاسیندا دئییردی :

«بوگون‏، آیین 16 سیدیر، مالی جهتدن داها وحشتیمیز یوخدور. بیز بیلیریک‏کی، پولوموز وارسا بؤیوک موفقیت‏دیرکی، بورجوموزو تنظیم ائتمیشیک و کسر بودج ه‏میزده یوخدور.» پیشه ‏وری سئچیلمیش اثرلری 350

ملی حکومتین مختلف قسمتلرینده آپاردیقی اصلاحاتین هامیسینی گؤسترمک ممکن دئییلدیر. بورادا اونلارین ان مهم‏لرینه اشاره ائده ‏جییک. اکینچیلیک و کند حیاتی باره ‏ده دئمک لازم‏دیرکی، ملی حکومت زامانی بوتون خالصه تورپاقلار و آذربایجاندان قاچمیش خلق دشمنلرینین تورپاقلاری کندلیلر آراسیندا بولوندو، اکین‏چیلیگی گئنیش‏لندیرمک اوچون کندلیلره توخوم وئریلدی و مادی کمک اولوندو. صوفیان طرفینده اکین‏چیلیگین نمونه و تجربه یئرلری و علمی تحقیقات ایشلری اوچون بینوره حاضیرلانماغا باشلادی. تورپاق صاحبلریله کندلر آراسیندا عادلانه مناسبتلر و قانونلار قویولدو. صنایع ساحه ‏سینده آذربایجانین مختلف شهرلرینده یاغلانمیش کارخانالار جدی کمک ائتمکله ملی حکومت اونلاری ایشه سالدی. ایشسیزلرین بؤیوک حصه‏ سینه ایش تامین ائتدی و آذربایجانین اقتصادیاتینی جانلاندیریب محکم اساسلار اوزه ‏رینده قوردو.

ملی حکومت آنجاق خشکبار و سایره اولونمالی محصول‏لارا بو شرطه صادر اولماغا اجازه وئردی‏کی، صادر ائدنلر اؤلکه ‏نین احتیاجی اولان شئی‏لری وارد ائتسینلر. 21 آذر نهضتیندن قاباق آذربایجاندا مریض خانلارین فقط 20تختخوابی واریدی. فرقه زامانیندا آذربایجاندا بیر ایل مدتیننده 20 تازا خسته خوانا آچیلدی، اونلاردا 800 تختخواب واریدی. دیل و فرهنگ، مدنیت ساحه سینده ملی حکومتین گؤردویو ایشلر تهران حکومتینین 50 ایل عرضینده آذربایجاندا گؤردویو ایشلردن قات – قات اوستون ایدی. بو بیر ایل عرضینده تبریز دانشگاهی یارانیب، آنا دیلینده ایشه باشلادی و اونون بناسینین اساسی قویولدو. بو بیر ایلده آذربایجان فولکلورو، خواننده ‏لر و موسیقی اوستادلارینین الیله آنا دیلینده نمایشلر وئرمکله یارانمیش تئاتر و دسته‏لری اساسیندا رسمی دولت تئاتری یارانیب آنا دیلینده موفقیتلی نمایشلر وئرمگه باشلادی. ملی حکومت دورو بوتون ابتدائی و اوورتا مکتبلرده حتی تازا قورولموش تبریز دانشگاهیندا درسلر آنا دیلینده ایدی.

بو مدتده ابتدائی مکتبلرین اکثر کلاسلاری اوچون آنادیلینده درس کیتابلاری حاضیرلانیب چاپ ائدیلدی و مجانا اوشاقلارین اختیاریندا قویولدو. ملی حکومت رادیوسو قورولوی ایشه باشلادی. آذربایجان و زنجان‏دا تورک دیلی رسمی دولت دیلی‏ایدی. بونوندا نتسجه‏ سینده بو بیر ایلده آنادیلیمیز کئچمیش بیر عصیردن داها چوخ انکشاف ائدیب گؤزللشدی. یوزلرجه شاعیر یازیچی، روزنامه‏ یازان مئیدانا گلدی. دیلین ادبیاتیمیزین بو سرعتلی انکشافی تهران اوردولارینین تبریزه گلمه‏سینله گئنه دایاندی.

1325 – نجی ایل آذرین 22 سینده تهران‏دان گلن جلادلار فرقه زامانی آنادیلینده چاپ ائدیلمیش کیتابلاری تبریزین کوچه‏لرینده اودلاییب یاندیردیلار. آذربایجان خلقی، اونون دیلین ادبیاتی و ملتینه اولونان تحقیر و توهین بو وحشی حرکتی هئچ بیر زامان یاددان چیخارمایاجاقدیر.

ملی حکومت زامانی تبریز- زنجان اردبیل، ارومیه، ماراغا و سایر آذربایجان شهرلرینین کوچه ‏لری آسفالت اولدو. چوخلو کتابخانالار و اجتماعی مدنی یئرلر آچیلدی. بو شهرلرده اجتماعی بنالارین تیکیلمه ‏سینه باشلاندی. تبریز لوله ‏کشی‏سینین اساسی قویولدو و تبریز سو جهتدن اساسی شکیلده تامین ائتمک اوچون "سیوان" چایی‏نین تبریزه گتیریلمه ‏سینین نقشه‏ سی چکیلیب قورتارمیشدی.

ملی حکومت و آذربایجان دموکرات فرقه‏ سی گنج نسلین تربیه‏ سینه خصوصی فیکیر دیریردی. مرحوم پیشه ‏وری 1325- نجی ایل تیرآیینین 15 نده تشکیل اولموش دموکرات جوانلارینین بیرینجی کنگره‏ سینه گؤندردیگی پیامیندا یازیردی :

«جوانلاریمیز گله ‏جگیمیزدی، اونلارا همیشه بیز امید گؤزی ایله باخیریق. اگر اولارین تربیه ‏سی دوزگون یولیله گئدیرسه بیز هامیمیز خوشبخت اولاریق.» پیشه‏ وری 21 آذر روزنامه‏ سی صحیفه 71

جوانلار تشکیلاتینین رهبرلیگی آلتیندا آذربایجانین هر یئرینده اوشاقلار تشکیلاتی یارانمیش و اونون مینلرجه اوشاغی متحدالشکل حالا سالمیشدی. آذربایجان دموکرات فرقه ‏سینین رهبرلیگی آلتیندا یارانان 21 ؟آذر نهضتی و قورولان ملی حکومتین هدفلری بیر ایل عرضینده آذربایجان و زنجاندا گؤردویو ایشلری بیر مقاله ‏ده احاطه ائتمک ممکن دئییلدیر. بو حرکت ایران آزادلیق مبارزه ‏سی، هابئله آذربایجان خلقی تاریخینده ائله بؤیوک حادثه ‏دیرکی، اونون باره‏سینده چوخلو یازیلمیش و گئنه‏ ده یازیلاجاقلدیر. 21 آذر نهضتی ائله ‏جه‏ده کردستان نهضتی و اونلارین رهبرلیگی حرکتین سون گونونه قدر یعنی 1325- نجی ایل آذرین ایگیرمیسینه قدر اؤز انقلابی خط‏لرینده ذرجه‏ده اولسا دگیشیکلیک عمله گتیرمه ‏میش. بیر آتدیم‏دا اولسا گئری چکیلمه ‏میشدیر. عکسینه زنجان، تهران جلادلاری طرفیندن قان دریاسینا چئوریندن سونرا آذربایجانین هر یئرینده تازا روحیه ‏ایله 1324- نجو ایل آذریندن داها شدتلی حاضیرلیق گئدیردی. خلق یئنی اومیدلرله مثل‏سیز شکیلده سلاحا ساریلیردی.

او گونلر آذربایجاندا اولمامیش آدام ستارخان اولادینین بودرجه ‏ده یوکسک انقلابی احوال روحیه ‏سینی تصور ائده‏ بیلمز. بو گونلر 21 آذر نهضتی ایل دؤنومونه حاضیرلیقا برابر مرکزی کمیته و مرحوم پیشه ‏ورینین امرایله اساس بابک آدلی یئنی فدائی دسته ‏سی یارانیردی. بو فدائی دسته‏ سینین یارانماسیندا شخصا اشتراک ائدیردیم. فدائیلر سیراسینا ایستیه ‏نلرین سایی او قدرایدی‏کی، اونلارین هامیسینی تعليمات مئيدانلاريندا مشق ائله‎ مك اوچون منظم ائتمك ممكن اولموردو.

بو گونلر تبريزين بوتون محله‌لرين گئنيش يئرلري حربي تعليمات مئيدانينا چئوريلميشدي. تفنگ گؤتوروب تعليمات مئيدانلاريندا مشق ائله‌ين قادين و قيزلارين سايي كيشيلردن آز دئييلدي. مرحوم پيشه‌وريني سونونجو دفعه آذرين ايگيرميسينده سحر مركزي كميته‌نين بناسيندا گؤردوم. اولدوقجا توتغون و عصبي‌ايدي، بئله بير حالتي مرحوم پيشه‌وري‌ده 1324 –نجو ايل 21 آذر گونو سحر سرتيب درخشانيليه مذاكره‌دن قايداندا پاساژدا گؤرموشدوم. لاكن اوندا گؤزلرينين ايچي گولوردو. اوزوندن موفقيت ياغيردي. دايانيب گوله – گوله : اوغلوم ايشلر نئجه گئدير؟ زنگينه تسليم اولماق ايسته‌مير. اورمويا آدام گؤندرمك لازيمدير، ايشلر دوزه‌لر دييه تله‌سيك گئتدي. لاكن سونونجو دفعه من اونو گؤره‌نده باشيني آشاغا ساليب هئچ نه دئمه‌دن اؤز اوتاغينا گيردي و سونرا بير داها اونو گؤره‌بيلمه‌ديم.

همين گون آخشام چاغلاري جوانلارين مركزي كمبته‌سيندن تلفون ائتديلركي، فرقه بناسي مقابلينده ميتينگ وار. يولداش پيشه‌وري نطق ائده‌جكدير دئييه اورايا گئتديك. لاكن پيشه‌وريدن خبر يوخ‌ايدي. محمد بي‌ريا بنانين بالكونوندان مقاومت گؤسترمك باره‌سينده اؤزوده مركزي كميته آديندان دانيشيردي. ميتينگيدن سونرا مركزي كميته‌يه گئتديم. اوردا بي‌ريادان باشقا مركزي كميته‌نين عضولريندن هئچ كيم يوخ‌ايدي. بي‌ريانين اعلان ائتديگي تصميم هانسي مركزي كميته‌ طرفيندن و نه زامان توتولدوغو هئچ كيمه معلوم دئيلدي. اتحاد شورويه گئدندن سونرا مرحوم پيشه‌وري وفاتينا قدر ايرانا قايتماق اوچون مرحوم بي‌ريا دوشونور و چاليشيرميش لاكن ...

مرحوم پيشه‌ورينين ايراني ترك ائتمه‌سينده چوخلو سيررلر وارديركي، هله‌ليكله آچيلماميشدير. بير اونون شورويده ايرانا قاييتماغا چاليشماسي و بو چاليشمالار زاماني گؤزله‌نيلمه‌دن وفاتي بو سيررلرين چوخ مركب اولماسيندان حكايت ائدير.


                                                                              پروفسور محمدتقی زهتابی

                                                    قایناق : گوناسکام

 

+  یازی تاریخی:  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعات 17:40&nbs یازار:    | 

اونجه کی یازی لار
 
windows Media Player Winamp QuickTime Real Player