Öyrənci Baxişi 54
شماره ی پنجاه و چهارم نشریه ی اویرنجی باخیشی امروز یکشنبه (۸۷/۱۱/۲۷) ، به همت دانشجویان فعال هویت طلب این دانشگاه انتشار یافت.
برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید.
http://www.uplod.ir/download.php?file=723114
بيز واريق ، وارسا وطن ، وار ايسه دوْغما ديليميز ...... اؤيرهنيب بيلمهليدير اؤز ديليني ائللريميز
شماره ی پنجاه و چهارم نشریه ی اویرنجی باخیشی امروز یکشنبه (۸۷/۱۱/۲۷) ، به همت دانشجویان فعال هویت طلب این دانشگاه انتشار یافت.
برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید.
http://www.uplod.ir/download.php?file=723114
پايان پرونده رسوايي دانشگاه زنجان: متجاوز تبرئه، قرباني شلاق
پس از وقايع خردادماه در دانشگاه زنجان انتظار مي رفت معاون دانشجويي که در صدد هتک حرمت يک دختر دانشجو بود به مجازاتي مناسب محکوم شود اما با اعلام جزييات اين پرونده ، مشخص شد که نه تنها اين انتظار بجا نبود، بلکه علاوه بر مشابه بودن حکم متجاوز و قرباني، حتي راي تبعيد استاد خطاکار نيز در دادگاه تجديد نظر لغو شده است.
جمال انصاري رييس دادگستري استان زنجان روز گذشته به خبرگزاري کار ايران (ايلنا) گفت: "معاون وقت دانشگاه زنجان به 30 ضربه شلاق تعزيري و 30 ضربه شلاق تعليقي و دختر دانشجوي دانشگاه زنجان نيز به 30 ضربه شلاق تعزيري محکوم شدند."
به عبارت ديگر از آنجا که حکم معاون سابق دانشگاه زنجان تا تخلفي مجدد اجرا نمي شود، مي توان مجازات او را با دختر دانشجوي قرباني برابر دانست.
پيش از اين همچنين اعلام شده بود که حسن مددي معاون دانشگاه به خاطر "سوءاستفاده از مقام خود" در دادگاه بدوي به تبعيد از زنجان محکوم شده است، اما انصاري ديروز خاطر نشان کرد:"از سوي دادگاه بدوي معاون وقت دانشگاه زنجان به تبعيد نيز محکوم شده بود که دادگاه تجديدنظر اين مجازات را لغو کرد."
داستان يک تجاوز
بيست و پنجم خرداد گذشته دانشجويان دانشگاه زنجان فيلمي را روي اينترنت قرار دادند که در آن معاون دانشجويي دانشگاه زنجان در يک اتاق در بسته قصد تعرض به يک دانشجوي دختر را داشت. انعکاس اين رويداد که در دانشگاه هاي ايران کم سابقه بود، موجب شد تا دانشجويان دانشگاه زنجان در اعتراض به اين عمل، دست به تحصن بزنندکه متعاقب آن رييس دانشگاه از دانشجويان عذرخواهي کرد و قول داد موضوع را پيگيري کند.
سه روز بعد تحصن دانشجويان پايان يافت و معاون متخلف اين دانشگاه، چنانکه مقام هاي محلي اعلام کردند تعليق شد؛ اما بعد از چند روز نوع برخورد مسئولان وزارت علوم و دستگاه قضايي تغيير کرد بطوريکه محمد مهدي زاهدي وزير علوم با بيان اينکه "هنوز اتهام ثابت نشده، فيلم چيزي را نشان نمي دهد، عمل دانشجويان غيرشرعي و غيراخلاقي بود"، در حمايت از معاون دانشگاه زنجان موضع گيري کرد.
از سوي ديگر در حاليکه نماينده زنجان در مجلس شوراي اسلامي در جمع دانشجويان از آنها حمايت کرد و اعتراض دانشجويان را درست دانست، اما دادستان زنجان با گفتن اينکه "افشاي گناه از خود گناه مهمتر است، ما به هر دو جرم رسيدگي مي کنيم"، عملا خطاکار اصلي را دانشجوياني دانست که از اين رويداد فيلم تهيه کرده بودند.
دو هفته بعد از اين اظهارات، در ميانه هاي تيرماه ابتدا دختر دانشجو و سپس چند تن از دانشجويان افشاکننده تخلف معاون دانشجويي بازداشت شدند. اين ماجرا وقتي عجيب تر شد که همزمان معاون متخلف دانشگاه با قرار وثيقه آزاد شد؛ چند روز بعد هم دادستان دادگستري زنجان با اعلام اينکه "بين دو متهم دانشگاه زنجان صيغه محرميت جاري شده است"، به نوشته خبرنامه اميرکبير، مقدمات تبرئه حسن مددي را فراهم ساخت.
اين سرانجام پرونده رسوايي اخلاقي معاون دانشگاه زنجان نبود چرا که شهريور ماه دانشجويان بازداشتي آزاد شدند و اعلام شد براي معاون دانشگاه و دختر دانشجو احکامي صادر شده است. در آن مقطع جزيياتي از اين حکم اعلام نشد اما آنچه مشخص بود نهاد قضايي و ساير نهادها براي محکوميت يا عدم محکوميت معاون دانشگاه دچار کشمکش هايي بوده اند.
هرچند در حکم دادگاه اوليه دختر دانشجوي قرباني تنها به همان سي ضربه شلاق محکوم شده اما پرونده و محکوميت حسن مددي معاون سابق دانشجويي دستخوش تغييرات زيادي شد. او آنچنان که اينک براي اولين بار رييس دادگستري زنجان گفته، ابتدا به شلاق و تبعيد محکوم شده بود، در دادگاه تجديد نظر تنها به مجازاتي برابر با دختر قرباني محکوم شده است.
حمايت از متجاوزان
موضوع سوءاستفاده يک مقام از موقعيت خود به منظور سوءاستفاده دختران و زنان اولين بار نيست که در چنين سطحي مطرح مي شود. تقريبا يکسال پيش وقتي فرمانده وقت نيروي انتظامي استان تهران برکنار شد، خيلي زود فاش شد که وي در پي برگزاري "نماز جماعت با شش زن برهنه" برکنار شده است.در مورد او نيز با اينکه چند هفته ديگر يکسال از آن پرونده مي گذرد، هنوز فرجام داستان معلوم نيست.
در محيط دانشگاه نيز واقعه زنجان تنها ماجراي ماه هاي اخير نبود ؛ چرا که نوزدهم ارديبهشت ماه نيز حدود دويست دانشجوي دانشگاه رازي کرمانشاه در اعتراض به تعرض معاون حراست به يکي از دانشجويان دختر تجمع کردند و خواستار برخورد با مسئولان حراست شدند. دانشجويان در آن زمان اعلام کردند که معاون حراست دانشگاه با "سوء استفاده" از مقام خود و پروندهسازي براي يک دختر دانشجو، وي را مجبور به برآورده کردن خواستههاي جنسي خود کرده است.
جالب اين است که در اين موارد وزارت علوم يا موضع مشخصي نمي گيرد و يا اگر وارد شود در کنار متجاوز قرار مي گيرد؛ به همين دليل دو روز پيش کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت به شدت از "سياست حمايتي وزارت علوم از مسئوليني که به دختران دانشجو تجاوز ميکنند" انتقاد کرد.
در نامه اي که اين کميسيون خطاب به وزير علوم جمهوري اسلامي ايران نوشت ، آمده بود: "مساله تعرض و تجاوز به دانشجويان دختر از سوي مسئولان دانشگاهي امري است که در دولت نهم بارها شاهد آن بوديم اما نحوه برخورد شما و مسئولان تحت امرتان از خود اين فجايع اسفناکتر بود."
کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت از وزير علوم دولت احمدي نژاد پرسيده: "آيا در قاموس شما اين اعمال ننگآور پسنديده است که از اين مسئولين حمايت ميکنيد؟ چرا دانشجويان معترض به رفتار مأمورين متجاوز حراست، معاون دانشجويي و کارمندهاي دانشگاه بايد به زندان بروند و در دادگاهي ناعادلانه محاکمه شوند؟"
اشاره اين نامه به دانشجوياني است که همزمان با رسويي اخلاقي معاون دانشگاه ، دست به تحصن زدند و يک ماه پس از پايان تحصن شان، يک به يک دستگير و روانه زندان شدند. اين دانشجويان هرچند اکنون با وثيقه آزاد هستند اما ديروز رييس دادگستري زنجان با ياد کردن از اين دانشجويان تحت عنوان "متهمان بخش دوم پرونده دانشگاه زنجان" ، اظهار داشت: "براي هشت نفر از افرادي که در تشکيل تجمع، اعتصاب و بر هم زدن آرامش دانشگاه دخالت داشتند، کيفرخواست صادر شده و پرونده به دادگاه انقلاب زنجان ارجاع شده است."
انصاري افزود :"هفت نفر از هشت نفر در ابتدا بازداشت شدند که پس از طي مراحل مقدماتي براي آنها وثيقه مناسب صادر شد که همگي آنها پس از توديع وثيقه آزاد شدند. متهم هشتم اين پرونده از ديد ما مجهول المکان است و هنوز نتوانستهايم به آن شخص دسترسي پيدا کنيم.دادگاه انقلاب زنجان به دليل آنکه به يکي از متهمان دسترسي نداشته يک نوبت آگهي داده و در آن زمان دادگاه در نيمه دوم اسفند ماه اعلام شده است. دادگاه در زمان اعلام شده به طور قطع برگزار ميشود و به اتهامات متهمان پرونده رسيدگي خواهد کرد."
نشریه ی اویرنجی باخیشی بعد از حدود دو سال وقفه امروز شنبه (۸۷/۱۱/۱۹) ، به همت دانشجویان فعال هویت طلب این دانشگاه انتشار یافت.
این نشریه کار دوباره ی خود از شماره ی ۵۳ آغاز کرده و هر هفته انتشار خواهد یافت.
برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید.
http://www.uplod.ir/download.php?file=473907
http://www.4shared.com/file/84916464/1f6a5134/oyrenci_baxisi_53.html
پروفسور علیرضا اصغرزاده
.
Canadian and International Education -
Language and Education -
Journal of Educational Thought -
Journal of Post-Colonial Education -
Journal of African Studies -
Anthropology and Education Quarterly -
بایقوشداکی اثرلری:
ستم گؤرموشلرین متودولوژیسی - چاغداش سؤیلم لرده (گفتمان) دیلین یئری
.
باشقا سایتلارداکی یازیلاری:
-تاملی در دلایل ریشه ای حرکت مقاومت آذربایجان جنوبی
/
مقاله لری:
The Return of the Subaltern: International Education and Politics of Voice
.
دانیشیق و چیخیشلاری:
گون آز تیوی-ده دانیشیق، 17 ژانویه 2009
در ادامه مقاله اي از پرفسور علیرضا اصغرزاده را ملاحظه مي كنيد.
کالبدشناسی نژادپرستی ایرانی: تأملی در دلایل ریشه ای حرکت مقاومت آذربایجان جنوبی
نوشته ی: پرفسور علیرضا اصغرزاده
ترجمه ی: ارکین اهرلی
در روزهای اخیر بسیاری از شهرها و بخش های آذربایجان بار دیگر صحنه انقلابی مبارزه ضد استعماری و ضد نژادپرستی بر علیه نظام در ایران بود. حرکت اخیر آذربایجان جنوبی باید درست در مرکز مسائل مربوط به ستم ملی/نژادی و استعمار داخلی در جامعه ایرانی قرار بگیرد. گفتمان مسلط فارسی با اجتناب از اشاره و ذکر "نژادپرستی" و "استعمار داخلی" تصویر کاملا وارونه ای از نابرابری قومی و اجتماعی در ایران ارائه می دهد که با این کار استادانه توانسته است رسانه های بین المللی و نیروهای پیشروی ضد نژادپرستی در سراسر دنیا را فریب دهد. حقیقت موضوع اینکه بدون توجه و استناد به "نژادپرستی" و "استعمارگری" به عنوان واقعیت های مهم اجتماعی موجود در جامعه ایران، تحلیل جامع و کامل جنبش اخیر آذربایجان و سایر حرکت های مشابه در کردستان، خوزستان، بلوچستان، ترکمن صحرا، و سایر مناطق کشور امکان پذیر نیست.
تکثر فرهنگی، تفاوت و تنوع همیشه شاخصه تعیین کننده آنچه که امروز "ایران" نامیده می شود، بوده است. مردمانی با ریشه قومی متفاوت، مثل اجداد ترکان آذربایجان، کردها، بلوچها، ترکمن ها، عربها، لرها، گیلک ها، مازندرانی ها و دیگران قرنها در ایران زندگی کرده اند. تاریخ تمدنی که امرزوه به نام ایران شاخته می شود قدمتی شش هزار ساله دارد. پیشینه زبانشناسی و باستان شناسی موجود نشان می دهد که از همان اوایل تمدن این ناحیه با تنوع شدید قومی، زبانی و فرهنگی شناخته می شد. هیچ گروه قومی اکثریت قاطع آماری در کشور را تشکیل نمی داد، اگرچه حالا ترکان آذربایجانی با جمعیتی بیش از 30 میلیون اکثریت نسبی را تشکیل می هند.
تا سال 1925، کشور ایران مطابق با سیستم کنفدراتیو سنتی اداره می شد که در آن همه گروههای قومی از آزادی لازم برای استفاده و گسترش زبان، سنن، فرهنگها و هویت های خود برخوردار بودند. با آغاز به کار رژیم پهلوی در 1925، روند طبیعی تکثر زبانی و قومی ناگهان متوقف شد و فرایند تک فرهنگی و تک زبانی شروع شد که تا به امروز ادامه یافته است. هدف چنین فرایند و اقدام شوونیستی و متعصبانه معرفی زبان، تاریخ، فرهنگ، و هویت اقلیت فارس به عنوان تنها زبان، تاریخ، فرهنگ و هویت واقعی همه ایرانیها بود.
در طول 80 سال گذشته، نقش دولت مرکزی در ایران انکار و رد تنوع و تکثر زبانی و قومی در کشور بوده است. درست همانطوری که رژیم پهلوی به نابودی تفاوتهای فرهنگی، زبانی و قومی اهتمام می ورزید، جمهوری اسلامی نیز همین روند را با سیاست یکسان سازی، محروم سازی و دفع و نژادپرستی ادامه داده است. در حاکمیت فعلی، ستم مذهبی و جنسی نیز به حجم وسیع اعمال نژادپرستانه و دافعه که میراث رژیم سابق است افزوده شده است. سیاست نژادپرستانه دستگاههای حاکم همیشه با حمایت ایدئولوژیکی و استدلالی اکثریت نویسندگان، روشنفکران و متفکران فارس همراه بود به این دلیل که اینها متعلق به گروه مسلط بودند که از مزایا و امتیازات تک زبانی، تک فرهنگی و نژادپرستی در کشور استفاده می کردند. به این گروه باید بخش آسیمیله شده نویسندگان غیرفارس و روشنفکران را نیز اضافه کرد که حمایت شدید و گرم آنها از نژادپرستی فارس خود فارس ها را متعجب و حیرت زده کرده است. در حقیقت افرادی مثل محمود افشار، ایرج افشار، احمد کسروی و دیگران که اصالتا ترک بودند بانیان این سیستم زشت نژادپرستی محسوب می شوند.
دستگاههای حاکم، نخبگان مسلط، و روشنفکری مسموم فارس زده دست در دست هم، ارکان ساختاری یکی از نژادپرست ترین نظامها را در جهان معاصر حفظ و تقویت می کند. این نژادپرستی آشکار که به الگو و مدلهای تاریخ گذشته و بی اعتبار آریایی و نظریات نژادپرستانه قرون 20-18 اروپا متکی و استوار است بیش از سیستم جدایی گرایی [طرفدار جدایی نژاد سیاه و سفید] جیم کراو در آمریکا دوام آورده و نازیسم و فاشیسم اروپایی و رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی را [در ایران] احیا نموده است. در حقیقت، در مقایسه با آلمان، اروپا، ایالات متحده، و آفریقای جنوبی، نژادپرستی فارس در ایران موفقیت شگفت انگیزی از نظر دوام، هنجار بودن و ظرفیت شبیه سازی داشته است. در پایین بعضی از مشخصات برجسته این کنش و گفتمان مسلط نژادپرستانه آمده است:
1- اعتقاد به برتری نژاد آریایی: نژادپرستی فارسی در ایران از جهان بینی راسیستی و نژادپرستانه که در آن نژاد آریایی به عنوان نژاد برتر دیده می شود حمایت می کند. با استفاده از نظرات نژادپرستانه قرون 20-18 اروپا به عنوان ارکان نظری و ایدئولوژیکی خود، گروه مسلط از منابع کشور هزینه های گزافی را صرف پژوهش و کاوش تاریخ و موجودیت این به اصطلاح "نژاد برتر آریایی" در ایران می کند. از طرف دیگر، کارهای جدیی که برتری تاریخ نگاری آریایی را به چالش می کشد نه تنها هیچ نوع کمکی دریافت نمی کند بلکه حتی در ایران اجازه انتشار نمی یابد. نمونه بارز در این مورد ناصر پورپیرار است، مورخی که کتاب اخیر او در باره سلسله ساسانیان در ایران نتوانست مجوز انتشار بگیرد. بر اساس وب سایت شخصی وی (http://naria.persianblog.com)، نویسنده خود کتاب را در سنگاپور منتشر و برای توزیع آنرا به ایران منتقل کرده است. در حالت عادی همه انتظار دارند که تحقیقی که ساختار شرقی تاریخ پیش از اسلام ایران را بررسی می کند با هیچ گونه سانسور دولتی جمهوری اسلامی مواجه نخواهد شد. اینطور نیست. کتابها و تحقیقات ناصر پورپیرار اجازه نشر نمی یابند تنها به خاطر اینکه آنها تاریخ آریا و فارس محورانه ایران را زیر سؤال می برد و قویا و با دلایل کافی ماهیت افسانه ای، مبهم و غیرواقعی و نادرست آنرا افشا می کند.
2- . اعتقاد به اینکه ایران سرزمین آریایی هاست. نژادپرستی فارس آشکارا ایران را سرزمین به اصطلاح آریایی ها می نامد که این آریایی ها به نوبه خود با گروه مسلط فارس، زبان، فرهنگ و هویت آن شناخته می شوند. بواسطه این فرایند نژادپرستانه، فارسی تنها زبان رسمی/ملی می شود و فرهنگ فارسی به عنوان فرهنگ ملی همه ایرانیها شناخته می شود؛ درست همانطوری که تاریخ ایران به نفع این نژاد "آریایی" مصادره و تاریخ، حکایت و روایت دیگر گروههای قومی تحریف، حذف و یا به کلی پاک می شود. این حذف و تحریفات در پروژه های تحقیقاتی که از حمایت مالی دولت برخوردارند، کتابهای درسی مدارس، کتب دانشگاهی، برنامه های تحصیلی، اختصاص بودجه تحقیقاتی و غیره اتفاق می افتد. خلاصه اینکه، تحت حاکمیت نژادپرستی در ایران، ایرانی بودن مساوی فارس بودن می شود. این نوع تشخیص و تمیز هویت، جوامعی را که زبانشان فارسی نیست و آنهایی که زبان مادریشان فارسی نیست بیگانه و غیرخودی می شناساند.
3- اعتقاد به خالص سازی و پالایش نژاد آریایی ایران از طریق زبان با توسل به عقاید نژادپرستانه بی اعتبار اروپا. گفتمان مسلط در ایران زبان را مساوی نژاد می داند و در تلاش است تا اینکه روابطی بین زبان هند-اروپایی با زبان مردمان غیرفارس از جمله ترکان آذربایجانی کشف و ایجاد کند و سعی می کند نشان دهد که ترکان آذربایجان در طول هزار سال گذشته به زبان هند و اروپایی تکلم می کردند وبنابراین آریایی هستند. لذا آنها باید هویت پست زبانی/قومی/فرهنگی خودشان را محو و پاک نموده و با تکلم به تنها زبان این نژاد یعنی فارسی با "نژاد برتر آریایی" یکی و همرنگ شوند. این نوع بازسازی نژادپرستانه زبانهای(خیالی) ماقبل تاریخ هویتهای زبان محور و نژادمحور را اجتناب ناپذیر و ضروری می سازد و این هویتها براساس تاریخ ساختگی منشا، ورود،...اولویت می یابند و این باعث این ایده مضحک می شود که چه کسی زودتر رسیده است، چه کسی اول آمده است، چه کسی دوم آمده است، چه کسی آخر آمده است، زبان چه کسی قبل از زبان دیگران صحبت می شد، و در نتیجه چه کسی بایستی به دیگری سلطه داشته باشد. این حرفهای پوچ و بی معنی باعث ایجاد رقابت های غیرضروری بین گروههای مختلف ملی/قومی می شود که این نیز منجر به خصومت، عدم اعتماد و عدم همکاری میان آنها می شود و این وضعیت آنها را در معرض استعمار و آسیمیلاسیون نظام نژادپرستی آسیب پذیر می کند. سیستم نژادپرستی در ایران آشکارا زبانهای غیرفارسی را تحریم و استفاده آنها به عنوان زبان آموزش، تعلیم و تربیت، یادگیری، مکاتبات و زبان اداری را ممنوع کرده است. با تحریم زبانهای غیرفارسی، گروه مسلط به هویت گروههای اقلیت اهانت می کند، اذهان آنها را مطیع می سازد، و وحشیانه با روحیات آنها بازی و برخورد می کند. این گروه مسلط، اسامی مناطق جغرافیایی، شهرستان ها، شهرها، روستاها و خیابانها را عوض می کند، قهرمانان باستانی، شخصیت های تاریخی، شخصیت های ادبی، دانشمندان، ستارگان سینما، خوانندگان مشهور، رقاصان و هنرمندانی که به جوامع به حاشیه رانده شده تعلق دارند را به نفع خود مصادره می کند. این حاکمیت مانع از این می شود که جوامع غیرفارسی زبان به کودکان خود نامهایی که دوست دارند را انتخاب بکنند، از زبان، فرهنگ، نام، کلمات، نشانه ها، و علائم خود استفاده بکنند و در مقابل آنها را مجبور می کند که از اسامی و علائمی که گفتمان و ایدئولوژی مسلط تایید کرده استفاده نمایند.
برخورد اشتباه و نادرست در تفسیر آثار تاریخی، مذهب و ادبیات. با استفاده از روش تحلیل نادرست و غلط، گفتمان مسلط در ایران تفسیری کاملا نژادپرستانه از تاریخ، حوادث تاریخی، و متون قدیمی از جمله اوستا و شاهنامه فردوسی ارائه می دهد. این گفتمان چنین متون باستانی را مطابق با نظریات و ایده های نژادپرستانه تحلیل و تفسیر می کند که در زمان نوشتن آنها اصلا وجود نداشت. توجه اصلی این قرائت تاریخی اشتباه به حفظ این ساختار نژادپرستانه در ایران معطوف است و چنین قرائتی مالکیت کشور توسط یک نژاد را قانونی می داند، درست همانطور که تنها به یک زبان، فرهنگ، تاریخ و هویت امتیاز قائل است. تاریخ نگاری دروغین به ستم ها، محرومیت ها و نابودی قومی حاضر در ایران را از نظر تاریخی توجیه می کند.
اعتقاد به ضرورت و تصور ضرورت گرایانه ایرانی بودن. گروه مسلط در ایران تصور ضرورت گرایانه از هویت مبتنی بر زبان و نژاد را ترویج می کند. عوض اینکه هویت ها را متغیر، غیرثابت و مقولاتی سیال در نظر بگیرد، نظام نژادپرستانه در ایران براساس درجه ایرانی بودن (ایرانیت) هویت های ثابت را به افراد و جوامع نسبت می دهد. تحت این ذهنیت ضرورت گرایانه، آنهایی که به زبان هند و اروپایی حرف می زنند دارای هویت حقیقی ایرانی می باشند و از اینرو "ایرانی تر" از آنهایی هستند که به زبان ترکی یا عربی سخن می گویند. نظام حاکم سعی دارد تا با ایجاد دشمنی در میان جوامع به حاشیه رانده شده از تشکیل هرگونه اتحاد و همبستگی بین آنها خودداری کند. با "ایرانی واقعی"، "آریایی واقعی" و "صاحبان واقعی ایران" خواندن بعضی از آنها، سیاست جدایی و تصرف بوجود می آید و بذر نفاق و دشمنی در میان گروه های مختلف قومی پاشیده می شود. همزمان با این سیاست از سرشماری منطقی بر اساس قومیت و زبان ممانعت به عمل می آید بخاطر ترس از اینکه سرشماری مبتنی بر زبان و قومیت ترکیب واقعی و تعداد جمعیت جوامع فارس زبان و غیرفارس زبان را فاش خواهد ساخت. درست همانطوری که مفاهیمی از قبیل "صاحبان واقعی ایران"، "آریایی واقعی" و سخنان نامفهوم مشابهی تا حد بسیار فتنه انگیز و افراطی مورد تاکید قرار می گیرد؛ مقولات و نگرانی های واقعی از قبیل نیاز به "انجام سرشماری ملی بر اساس قومیت و زبان"، " گشایش گروههای مطالعاتی در دانشگاهها" و "پژوهش و تحقیق در باره روابط قومی و گروههای قومی در کشور" بی اهمیت تلقی شده، و فراموش یا رد می شود.
اعتقاد به اعمال نظامند نژادپرستی در ایران. نظام نژادپرست در ایران از نیروی قهری سازمانهای دولتی برای منزوی کردن، مجرم شناختن و مجازات کردن فعالانی که از جوامع اقلیت حمایت می کنند استفاده می کند و به آنها برچسب خائن، تجزیه طلب، عوامل دولتهای خارجی و .... می زند. در دوره جنگ سرد، برچسب زدن به فعالان ضد نژادپرستی به عنوان کمونیست و عوامل KGB معمول بود. امروزه چنین فعالانی عوامل CIA، اسرائیل، صهیونیسم، ترکیه، و حتی جمهوری آذربایجان خوانده می شوند. از طریق این اعمال، حاکمیت از مطالبات قانونی جوامع اقلیت برای برخورد مساوی، عدالت و انصاف امتناع می ورزد. حاکمیت به شدت هر نوع فعالیت قومی و زبانی را سرکوب می کند، و با زور و اجبار حق تعیین سرنوشت ملیت های مختلف را انکار و محکوم می کند. در بعد اقتصادی، دولت منابع کشور را برای ایجاد زیرساخت ها، کارخانه و پروژه های توسعه در شهرهای فارس نشین از جمله اصفهان، شیراز، یزد و کرمان روانه می کند، در حالیکه مناطق غیر فارس کردستان، بلوچستان، آذربایجان و نواحی دیگر بیشتر و بیشتر در فقر و محرومیت فرو می روند.
مقاومت در مقابل حاکمیت نژادپرستی: بنابراین حرکت فعلی مقاومت آذربایجان جنوبی و جنبش جوامع اقلیت دیگر بایستی رویکرد ضدنژادپرستی و ضد استعماری داشته باشد. تحت حاکمیت شرایط استعماری و نژادپرستی تاریخ، تاریخ نگاری، زبان، ادبیات و نظام آموزشی قلمروهای اصلی هستند که در این زمینه ها جنگ سلطه و انقیاد اذهان جوامع به حاشیه رانده شده شعله ور شده است. گروه مسلط از این قلمروهای ممتاز استفاده می کند تا اینکه پایگاه ظالمانه قدرت خود را حفظ کند، به سلطه و وضعیت ممتاز خود مشروعیت ببخشد، و ستم و ظلم خود را توجیه نماید. همزمان با این وضعیت، جوامع حاشیه ای از این قلمروها بهره می گیرد تا حاکمیت ظالم را محاکمه کند، آنرا به چالش بکشد و با آن مبارزه نماید و در نهایت آنرا ساقط کند. برای مثال، در مبارزه زبانی، حاکمیت زبان اقلیت ها را تحریم نموده و از زبان غالب به جای آنها استفاده می کند. از طرف دیگر، جوامع حاشیه ای، بدنبال این است که زبان بومی محروم شده خود را مجددا مطرح نموده و آنرا احیا نماید تا اینکه آنها این قدرت و اختیار را داشته باشند که حق تعیین سرنوشت، خود اظهاری و هویت خودی را داشته باشند. درست همانطوری که گروه مسلط از تاریخ خود برای انکار حقانیت تاریخی جوامع به حاشیه رانده شده استفاده می کند، این جوامع نیز از تاریخ خود برای رد و انکار تاریخی که گروه غالب برای آنها درست کرده است استفاده مینمایند. گروه مسلط از نظام آموزشی برای تقویت سیاست های نژادپرستانه و هماهنگ ساز (آسیمیله کننده) استفاده می کند. جوامع حاشیه ای هدف آموزش و تعلیم و تربیت را باز تعریف کرده و معتقد است که نظام آموزشی باید برابری،انصاف و عدالت را بدنبال داشته و فراگیر باشد. درحالیکه این جوامع حداکثر توان خود برای مبارزه با نژادپرستی و ظلم و ستم بکار می گیرند، نکته حائز اهمیت این است که آنها در این کشمکش و نبرد دشوار دسترسی خیلی کمی به حوزه های استراتژیک از جمله تاریخ، ادبیات، زبان و نظام آموزشی دارند. حوزه هایی هستند که تاثیر بسیار بد و مخربی در نتیجه نبرد میان استعمارزده و استعمارگر دارند. و بیشتر این حوزه ها و قلمروها تحت کنترل گروه مسلط قرار دارند. اگر گروه حاکم به حال خود رها شود و تمامی اختیارات کنونی را داشته باشد شانس کمی وجود دارد که جوامع به حاشیه رانده شده بتواند در نهایت مبانی استعمار، ستم و نژادپرستی را حذف نماید. بنابراین ضروری است که تمامی نیروهای ترقی خواه در سراسر دنیا به مبارزات ضداستعماری، ضد نژادپرستی توجه نموده و به هر روش ممکن از آنها حمایت کنند.
-این مقاله نوشته دکتر علیرضا اصغرزاده، محقق ترک ایرانی، در باره علل ریشه ای قیام ترکان ایران است که در روزنامه “Baku Today” چاپ شده است.
http://bayqush.ca/
آغاز به کار سایت کمپین امضا برای آموزش زبان مادری
اویرنجی: با نزدیک شدن به روز جهانی زبان مادری خواستها مبنی بر تدریس به زبان مادری در سراسر آذربایجان افزایش بافته است. در این راستا سایت کمپین امضا برای آموزش زبان مادری نیز فعالیت خود را آغاز نمود. خوانندگان عزیز با ورود به این سایت می توانند در این کمپین ملی شرکت کنند.
آدرس سایت کمپین امضا برای آموزش زبان مادری : http://www.anadili.org/index.phpاستقبال مردم ترکیه از اردوغان
هزاران نفر از مردم ترکیه برای اعلام حمایت خود از واکنش اردوغان، نخست وزیر کشورشان، به شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی، و ترک اجلاس داووس، در استانبول تجمع کردند تا از اردوغان به هنگام بازگشت از سوئیس همانند قهرمانان استقبال کنند.
اجتماع کنندگان،
اظهارات اردوغان را در نشست غزه در اجلاس داووس، مایه افتخار و حرکتی به جا دانسته
و اعلام کردند اردوغان درمقابل چشم جهانیان درس بزرگی به رژیم صهیونیستی داد.
شبکههای تلویزیونی اعلام کردند سه هزار نفر در اطراف فرودگاه بین المللی اتاتورک در استانبول تجمع
کرده بودند و در استقبالی گرم از اردوغان، پرچمهای ترکیه را در دست داشتند.
تظاهرکنندگان با
دادن شعارهایی، اسرائیل و حمله آن را به نوار غزه محکوم کردند . تظاهرکنندگان
بامداد جمعه در فرودگاه استانبول بدون اعتنا به سرمای شدید شعار میدادند «ما به
تو افتخار میکنیم».
رجب طیب اردوغان در نشست غزه در اجلاس داووس که با حضور «شیمون پرز»، رئیس رژیم صهیونیستی، «بان کی مون»، دبیرکل سازمان ملل متحد و «عمروموسی»، دبیرکل اتحادیه عرب برگزار شده بود با اشاره به جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، ضمن اینکه رژیم صهیونیستی را قاتل زنان و کودکان بی گناه دانست در اعتراض به حمایت رئیس نشست از رژیم صهیونیستی، با تصریح اینکه اجلاس داووس برای وی پایان یافته است، این نشست را ترک کرد.
پرز به هنگام مباحثه در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس در سوئیس ودر سخنانی در دفاع از حمله اسرائیل به غزه از اردوغان با صدای بلند و در حالیکه دستش را با عصبانیت به سوی اردوغان دراز کرده بود سئوال کرد: «اگر این موشکها هر شب به استانبول اصابت میکرد واکنش تو چه بود»؟
اردوغان در پاسخ به پرز گفت: «جناب پرز! شما از من مسنتر هستی، صدایت هم خیلی بالا میرود. معتقدم که این طور بالا رفتن صدای شما ریشه در یک احساس روانی گناه دارد اما مطمئن باش که صدای من این طور بالا نخواهد رفت. پای کشتار که وسط بیاید، شما خوب بلدید بکشید. من خوب میدانم که شما در سواحل چطور بچهها را هدف میگیرید و میکشید. در سرزمینشما دو نخست وزیر پیشین بودند که حرفهایی زدهاند که برای من مهم است. شما نخست وزیرانی داشتید که میگفتند وقتی بر روی تانک وارد سرزمینهای فلسطین میشود، در خود احساس لذت میکنند! شما با من با ارقام صحبت کردید، من هم حاضرم نام این افراد را ببرم، شاید در میان شما کسی کنجکاو باشد که بداند. من کسانی را هم که برای چنین ظلمی کف میزنند تقبیح میکنم، زیرا فکر میکنم، تشویق این قاتلین کودکان، و این قاتلین انسانها، خود نوعی جنایت علیه بشریت است. توجه کنید. در این جا نمیتوانیم از یک حقیقت صرف نظر کنیم. من در یادداشتهایم [از سخنان آقای پرز] خیلی نکته برداری کردم اما در این جا فرصت پاسخگویی به همه آن موارد را ندارم در این جا من فقط دو مطلب را به شما عرض خواهم کرد».
(در این هنگام مدیر نشست با عبارات و حرکات دست سعی میکند مانع از سخنان اردوغان شود)
اردوغان دست مجری
را پس زده و میگوید: «اجازه بدهید و صحبتم را قطع نکنید. اول این که تورات در بند ششم آمده است که "نباید دست به قتل بزنید". اما در اینجا
[فلسطین] کشتار میشود. اما دوم؛ توجه کنید که این هم خیلی شنیدنی است. «گیلعاد
آتزمون» میگوید: «بربریت و توحش اسرائیل، بسیار فراتر از هرگونه ظلمی است»، در
کنار این مطلب، «آوی شالوم» پرفسور «روابط بینالملل» از دانشگاه آکسفورد در
روزنامه انگلیسی «گاردین» گفته است: «اسرائیل به یک دولت راهزن تبدیل شده است».
(در تمام مدت ایراد نکته دوم، مدیر جلسه با حرکات مستقیم فیزیکی و حتی زدن دست روی شانه اردوغان، سعی در پایان دادن به سخنان او دارد).
در این مرحله «اردوغان» از
فرط غضب بدون این که حتی به مدیر جلسه نگاه کند، دست او را پس زد
و این گونه به سخنان خود پایان داد: «از تو هم خیلی متشکرم!! از تو هم بسیار
متشکرم! برای من از این لحظه به بعد، «داووس» پایان یافته است. دیگر در اجلاس «داووس»
حضور نخواهم یافت. شما اجازه صحبت نمیدهید. (اردوغان با دست به «پرز» اشاره کرده)
25 دقیقه صحبت کرد،و من 12 دقیقه صحبت کردم. این قابل
قبول نیست».
(اردوغان با برداشتن یادداشت خود، بدون اینکه به پرز و بان کی مون نگاه کند از جای خود برخاست و جلسه را ترک کرد.
پاسخهای اردوغان به پرسشهای خبرنگاران
رجب طیب اردوغان پیش از حضور در میان مردم در فرودگاه استانبول در گفتگو با خبرنگاران، گفت: «رئیس نشست در حالیکه در بخش اول جلسه صحبتهای وی و عمر موسی را پس از کمتر از 15 دقیقه قطع کرد اما شیمون پرز بدون هیچگونه دخالتی از سوی رئیس جلسه 25 دقیقه صحبت کرد و در طول صحبتهای خود به شکلی غیرقابل قبول به پرخاشگری با صدای بلند و امرگونه پرداخت».
اردوغان با تصریح
این مطلب که وی به نمایندگی از طرف 72 میلیون شهروند ترکیه ای در این جلسه شرکت
کرده و موظف به حفظ شخصیت و غرور مردمش است، گفت: «من رهبر یک عشیره نیستم نخست وزیر
ترکیه هستم . کاری را کردم که باید میکردم».
اردوغان افزود: «اگر
ما سربهزیر هستیم کسی نباید از نجابت ما سو استفاده کند و به همین دلیل در آنجا
هرآنچه که لازم بود، انجام دادم و از این پس نیز انجام خواهم داد».
نخستوزیر ترکیه
گفت: «رئیس جلسه در دور دوم صحبتها در حالیکه وی در حال پاسخ به اظهارات پرز و
اتهامات وی بود، با حرکت دست درصدد قطع صحبتهای او برآمد و قصد داشت که پایان
جلسه را اعلام کند».
اردوغان افزود: «در
چنین وضعی که از ادامه صحبتهای وی ممانعت شد، برای حفظ اعتبار کشورش تصمیم به ترک
جلسه گرفتم.»
نخست وزیر ترکیه
در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران با اشاره به اینکه موضع گیریهای ترکیه نه در
قبال یهودیان و نه در مقابل مردم اسراییل، بلکه در قبال رهبران اسرائیل است، گفت: «متاسفانه
رهبران این رژیم مهارت خاصی در منحرف کردن افکار عمومی و وارونه جلوه دادن واقعیات
دارند».
نخست وزیر ترکیه پس از برگزاری نشست مطبوعاتی، با حضور در میان مردم به ابراز احساسات آنها پاسخ گفت.
"MƏNİM ÜRƏYİMSƏ O TORPAQLARDADIR"
Azıb arzularım Cıdır düzündə,
Şaqraq gülüşlərim Qarabağdadır.
Dünyanın ürəyi mənim gözümdə,
Mənim ürəyimsə o torpaqdadır.
Gəzir
xəyallarım ulu Göyçəni,
Ürəyi söz ilə dolu Göyçəni,
İndi qubarlıdır yolu Göyçənin
İzlərim hələ də o torpaqdadır.
Daha gəlmir ətri xarı bülbülün,
Əsirdir sevgili yarı bülbülün,
Duyula naləsi barı bülbülün,
Həsrəti o güldə ,o yarpaqdadır.
Qalxın, ər igidlər, qalxın ayağa,
And için, üz qoyun ana torpağa,
Sarılın müqəddəs ulu bayrağa,
Azadlıq işığı o bayraqdadır.
Narahat ruhları tez sevindirin,
Düşmənin başını yerə endirin,
Dünyaya zəfərdən xəbər göndərin,
Qəlbimin sevinci o soraqdadır.
Azıb arzularım Cıdır düzündə,
Şaqraq gülüşlərim Qarabağdadır.
Dünyanın ürəyi mənim gözümdə,
Mənim ürəyimsə o torpaqdadır
.
آشنایی با حقوق اقلیت های قومی و نژادی
ترجمه ا. فرزام
تبعیض های قومی و نژادی همچنان یکی از معضلات اصلی جهان امروز است که اقلیت ها و گاهی اکثریت ها از آن رنج می برند. بیشتر تلاش های نخستین کوشندگان بین المللی حقوق بشر معطوف به مسئله ی آپارتاید در آفریقای جنوبی بود که در سال 1994 به آن خاتمه داده شد. با این حال، مبارزه با نفرت و تبعیض قومی و نژادی ادامه دارد. به خصوص در دهه ی 1990 که برخی از بدترین مناقشات قومی جهان در بالکان و در ناحیه ی دریاچه های بزرگ آفریقا [در کشورهای رواندا و بروندی] رخ داد مسئله ی حقوق قومیت ها دوباره به صورت حادتری مطرح شد
پیشگفتار
یکی از اصول بنیادی حقوق بشر این است که همه ی انسان ها آزاد زاده می شوند و باید از حرمت و حقوق برابر برخوردار باشند. تبعیض قائل شدن و تعقیب قضایی برپایه ی نژاد و قومیت تخطی آشکار از این اصل است. تبعیض علیه قومیت ها می تواند شکل های مختلفی داشته باشد. بیرحمانه ترین آن نژادپرستی است. نسل کشی، آپارتاید و صورت های کمتر آشکار تضییع حقوق همگی از شیوه های نژادپرستانه محسوب می شوند. این شیوه ها گروه های قومی را از داشتن برابری حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی با سایر گروه های اجتماعی محروم می کند.
تبعیض های قومی و نژادی همچنان یکی از معضلات اصلی جهان امروز است که اقلیت ها و گاهی اکثریت ها از آن رنج می برند. بیشتر تلاش های نخستین کوشندگان بین المللی حقوق بشر معطوف به مسئله ی آپارتاید در آفریقای جنوبی بود که در سال 1994 به آن خاتمه داده شد. با این حال، مبارزه با نفرت و تبعیض قومی و نژادی ادامه دارد. به خصوص در دهه ی 1990 که برخی از بدترین مناقشات قومی جهان در بالکان و در ناحیه ی دریاچه های بزرگ آفریقا [در کشورهای رواندا و بروندی] رخ داد مسئله ی حقوق قومیت ها دوباره به صورت حادتری مطرح شد.
دیکشنری انگلیسی کالینز نژاد را چنین تعریف می کند: "گروهی از مردم دارای نیای مشترک، که ویژگی های ظاهری متمایزی دارند (مانند رنگ یا نوع پوست یا مو یا قامت)." همین دیکشنری قوم را چنین تعریف می کند: " گروه های انسانی که ویژگی های نژادی، دینی، زبانی و دیگر ویژگی های مشترک دارند."
درقانون حقوق بین المللی حقوق بشر واژه ی نژاد معنای گسترده تری دارد و اغلب به تمایزات مبتنی بر دین ،قومیت، گروه اجتماعی، زنبان و فرهنگ اطلاق می شود. در حقوق بشر بین الملل گاهی "نژاد" برای اطلاق به گروه هایی که نیای زیستی و نژادی مشترکی ندارند هم به کار می رود، مثلاً نظام های کاستی در هند یا ژاپن.
ماده ی 1 از کنوانسیون بین المللی برای امحای تبعیض نژادی (مصوب 1965) تعریف از "نژاد" ارائه نمی دهد، اما "تبعیض نژادی" را چنین تعریف می کند: "هر گونه تبعیض، محرومیت، محدودیت، یا ترجیح بر پایه ی نژاد، رنگ، نیا، یا منشاء ملی یا قومی که هدف یا نتیجه ی آن لغو یا محدودیت حق برابر اقلیت ها در برخورداری از حقوق بشر و آزادی های بنیادی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همه ی دیگر حیطه های حیات اجتماعی باشد." به این ترتیب قومیت صراحتاً ذیل تعریف "نژاد" گنجانده شده است. اغلب معاهدات حقوق بشری صرفاً به "نژاد" اشاره می کنند و واژه ی "قومیت" را به کار نمی برند.
حقوق مورد بحث
حقوق قومی و نژادی اقلیت ها در قانون حقوق بشر بین الملل چنین تضمین شده است:
حق صیانت در برابر تبعیض ها، نفرت و خشونت نژادی:
قانون بین الملل حقوق بشر دولت ها را ملزم می دارد تا از هرگونه تبعیض نژادی اجتناب کنند و معیارهایی وضع کنند تا مؤسسات و سازمان های عمومی و نیز افراد چنین تبعیض هایی اعمال نکنند. توصیف این معیارهای لازم، در معاهدات مختلف یکسان نیست اما می تواند شامل این موارد باشد : الزام دولت ها به بازنگری قوانین و سیاست ها، و حصول اطمینان از اینکه قوانین تبعیض آمیز نیستند؛ امحای جداسازی های نژادی و آپارتاید؛ ممنوعیت تبلیغات حاکی از برتری نژادی؛ و ممنوع کردن سازمان هایی که به تبعیض و نفرت نژادی دامن می زنند.
حق قانونی برابری در پیشگاه قانون، فارغ از منشاء نژادی یا قومی اقلیت های نژادی و قومی حق دارند از حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برابر با سایر گروه ها برخوردار باشند. اغلب معاهدات حقوق بشر (حتی آنهایی که مشخصاً به مسئله ی نژاد و قومیت نپرداخته اند) صراحتاً حاوی مفاد ضد-تعبیض هستند و دولت ها را ملزم می دارند که اصول حقوق بشر را به طور یکسان در مورد تمام مردم، فارغ از نژاد، دین ، منشاء اجتماعی و غیره اعمال کنند.
حق اقلیت های نژادی و قومی برای برخورداری از فرهنگ خود، انجام مناسک عبادی خود و کاربرد زبان خود این حق در چندین معاهده ی بین المللی حقوق بشر ذکر شده است و دایر بر این است که گروه های نژادی و قومی باید آزاد باشند تا مطابق سنت های فرهنگی خود زندگی کنند. گاهی ممکن است میان رویه های فرهنگی، دینی، یا زبانی و ارزش های حکومت و آداب اقلیت ها تعارضی وجود داشته باشد. اما برخی از حکومت ها کوشیده اند این تعارض ها را با سلطه گری فرهنگی و زبانی حل کنند.
حق بهره مندی از گام های مثبت حکومت برای ارتقای هماهنگی فرهنگی و حقوق اقلیت های نژادی حکومت ها ملزم هستند تا برای تضمین حمایت از گروه های نژادی تدابیر مناسبی اتخاذ کنند. این تدابیر شامل برنامه ها و سیاست های تشویقی است. همچنین حکومت ها ملزم هستند تا تفاهم نژادی را از طریق نظام آموزشی ارتقا دهند.
حق پناهجویی به دلیل ترس موجه از تعقیق به سبب نژاد، دین، ملیت، عضویت در یک گروه خاص اجتماعی، یا اعتقاد خاص سیاسی این تدبیر در قانون بین المللی پناهندگی به افراد تبعه ی یک کشور اجازه می دهد تا اگر آن کشور قادر به صیانت از امنیت آنها نباشد به کشور دیگری پناهنده شوند. این یکی از معدود مواردی است که در آن ناتوانی یک حکومت در صیانت از حقوق بشر افراد، این حق را به اتباع آن حکومت می دهد که در کشور دیگری پناه جویند. به علاوه، حکومت ها ملزم هستند تا در اجرای قانون بین المللی پناهندگی از هرگونه تبعیض برپایه ی نژاد اجتناب کنند.
حق پرداخت غرامت
دولت ها ملزم به وضع تدابیری هستند تا بتوانند از طریق دادگاه های ملی و دیگر مؤسسات دولتی حقوق تضییع شده ی افراد اقلیت ها را ایفا کنند. همچنین افراد حق دارند تا از طریق دادگاه ها ادعای غرامت کنند. این ماده در مورد افراد صادق است اما وقتی قرار بر اعمال آن بر گروه ها باشد، بسیار مجادله برانگیز می شود. مسئله ی پرداخت غرامت یکی از چالش برانگیزترین نکات کنفرانس جهانی علی تبعیض نژادی 2001 بود. زیرا برخی از کشورها بر پردخت غرامت به گروه ها اصرار داشتند در حالی که دولت های غربی (قدرت های استعماری سابق و ایالات متحده) در برابر هرگونه الزامی برای پرداخت غرامت در قبال اجحاف های سابق مقاومت می کردند. این مسئله شبیه مسئله ی پرداخت غرامت به بردگان سابق است.
تنظیمات بین المللی و محلی برای صیانت و ارتقای حقوق گروه های نژادی و قومی تنظیمات قانونی بین المللی در قالب معاهدات بیان شده اند (که توافق، کنوانسیون، یا پروتکل هم گفته می شوند). در تهیه ی این معاهدات، ابتدا حکومت های را به مذاکره بر سر مفاد معاهده مذاکره می کنند و پس از تکمیل مذاکرات، متن معاهده نهایی می شود و به "امضا"ی نمایندگان دولت ها در می آید. حکومت امضاکننده ملزم به رعایت مفاد معاهده است. یک دولت می تواند به انحای مختلف به یک معاهده مقید باشد. رایج ترین شیوه، الحاق یا پیوستن به معاهده است. دولت هایی هم که در مراحل تدوین یک معاهده شرکت نداشته اند می تواند بعداً به آن بپیوندد. معاهده هنگامی به اجرا گذاشته می شود که تعداد دولت های امضا کننده ی آن به حد نصاب معینی برسد.
هنگامی که حکومتی به یک معاهده می پیوندند، می تواند یک یا چند بند (ماده) از آن را معوق بگذارد، مگر اینکه معاهده تقید به تمام مواد خود را الزامی داشته باشد. معمولا ً یک حکومت در هر زمانی می تواند این تعویق ها را لغو کرد. در برخی کشورها، معاهدات بین المللی مقدم بر قوانین ملی شمرده می شوند. در دیگر کشورها ممکن است قانون ویژه ای باشد که تعهد به معاهدات بین المللی را پس از تصویب در سطح ملی به رسمیت بشناسد. در عمل همه ی حکومت هایی که به معاهدات بین المللی پیوسته اند ناچارند تا در قوانین ملی خود بازنگری کنند، یا قوانین جدیدی تصویب کنند تا قوانین ملی را با معاهدات بین المللی منطبق ساند.
در ادامه برخی از معاهدات اصلی سازمان ملل متحد را که تعیین کننده ی استانداردهای صیانت از اقلیت های قومی و نژادی هستند ذکر می کنیم:
اعلامیه ی جهانی حقوق بشر (مصوب 1948) (مواد 2 و 7)
مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر (ماده 2) هر کس " بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب " حق برخورداری از تمام حقوق و آزادی های مندرج در این بیانه را دارد. همچنین ماده ی 7 این اعلامیه تصریح می کند که همه در پیشگاه قانون برابرهستند و حق برخورداری از حمایت قانونی فارغ از هر گونه تبعیض را دارند.
کنوانسیون بین المللی محو همه ی صور تبعیض نژادی (1965)
این معاهده که از سال 1969 به اجرا گذاشته شد جامع ترین معاهده ی مربوط به حقوق اقلیت های نژادی و قومی است. این معاهده به تفصیل شرح می دهد که دولت ها برای محو تبعیض و خشونت نژادی و ارتقای تفاهم و همبستگی نژادی ملزم به انجام چه اقداماتی هستند.
وظیفه ی نظارت بر این کنوانسیون را کمیته ی محو تبعیض نژادی (CERD) بر عهده دارد که مرکب از 18 عضو متخصص است. دولت ها موظف هستند تا گزارش پیشرفت های خود در جهت اعمال این معاهده را به طور دوره ای به این کمیته ارائه کنند. الزام ارائه ی این گزارش ربطی به این ندارد که آیا دولت مزبور معتقد به وجود تبعیض های نژادی در حیطه ی حاکمیت اش باشد یا خیر. همچنین دولت ها ملزم هستند تا با اتخاذ تدابیر آموزشی پیشگیرانه از این معاهده پشتیبانی کنند، حتی اگر این تبعیض ها را مشکل بالفعل کشور خود ندانند. این کمیته همچنین می تواند با افراد و گروه هایی که مدعی نقض حقوق خود در حیطه ی این معاهده هستند مکاتبه داشته باشد.
کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (مصوب 1966) (مواد 2، 20، 26 ، 27)
این معاهده ی اصلی دولت ها را ملزم می کند تا حقوق مندرج در آن را "بدون هر گونه تبعیض بر پایه ی رنگ پوست، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و غیره، منشاء اجتماعی یا ملی، ثروت، محل تولد و موقعیت اجتماعی" به اجرا بگذارند. (ماده ی 2). همچنین این معاهده دولت ها را ملزم می کند تا در قانون خود هرگونه "نفرت ملی، نژادی، یا مذهبی را که موجب افزایش تبعیض، خصومت و خشونت می شود" ممنوع کنند (ماده ی 20). به علاوه طبق این معاهده همه ی افراد در پیشگاه قانون برابر اند و حق دارند بدون هیچ تبعیضی از حمایت های قانونی بهره مند شوند (ماده ی 26). این حق باید برای اقلیت ها محفوظ باشد که همراه با سایر اعضای گروه شان به آداب فرهنگی، مناسک دینی و تکلم به زبان خود بپردازند (ماده 27).
اساسنامه ی دادگاه جنایی بین المللی رم (1998) (مواد 6 ، 7j)
ماده ی 6 این اساسنامه ی دادگاه جنایی بین المللی، صلاحیت این دادگاه را برای بررسی پرونده های مربوط به نسل کشی گروه های خاص ملی، قومی، نژادی و دینی به رسمیت می شناسد. در ماده ی 7j هم آپارتاید به عنوان جرم علیه بشریت تعریف می شود.
شامخال آبیلوو
آذربايجان - ايسرائيل ايليشگيلرينين او بير ايستي اوزو بو ايكي اؤلكهنين توركيه و آمئريكا بيرلشيك دؤولتلرييلهده ستراتئژيك اورتاقليقلاريدير. آذربايجان ايله توركيه آمئريكانين ائشيك پوليتيكاسينا اونلارا قارشي اولومسوز ائتگي بوراخا بيلن كيچيك آما گوجلو ارمني- آمئريكا لوبيسينين قارشيسيندا ايسرائيل- آمئريكا لوبيسينين حيمايهلريندن امكداشليقلار سونوجوندا يارارلانيرلار.
آذربايجانين ايسرائيل ايله اكونوميك و سيياسال آلاندا بويوموش ايليشگيلري وار. ايسرائيل آذربايجاني بولگهده اؤزوچون اونملي ايستراتژيك اورتاق گؤرمكدهدير. آذربايجان بونلارا قارشي بوتون ديپلوماتيك ايليشگيني ايسرائيل ايله ساغلايا بيلمهميشدير. ايكي اؤلكهنين اورتاسيندا بو فاكتورون بويوك بير ائتگيسي اولموشدور. ايسرائيل ديش ايشلر باخاني تسيپي ليوني(Tsipi livni) آذربايجان خبر آژانسي Today. Az ايله دانيشيغيندا آذربايجان دؤولتيني خيطاب ائدرك، آذربايجانين ايسرائيلده ندن ائلچيليك آچماديغي اوزرينده دئييندي. بو سورغونو يانيتلاماق اوچون بيز بو ايكي اؤلكه ايليشگيلرينين تاريخي گليشيميني گوزدن كئچيريب و آذربايجانين ايسرائيلده ندن ائلچيليك آچماديغيني و بونون ندنلريني اينجهلهيهجهييك.
آذربايجان، توركييه و ميصيردان سونرا ايسرائيل ايله گليشميش اكونوميك سيياسال ايليشگييه ماليك اوچونجو موسلمان اؤلكهدير. آذربايجان باغيمسيزليغيني 1991.ده الده ائتديكدن سونرا ايسرائيل ايله ايليشگييه باشلاميشدير. آذربايجان سكولار بير دؤولتدير. 8 ميليون نفوسو اولان بو اؤلكه ائتنيك اولاراق توركدور و مذهب چوخونلوغونودا شيعهلر يارادير. بو مذهبي گورونومونه رغما آذربايجان تاريخسل اولاراق آنتي سئميتيك بير گلهنهيه ماليك دئييل. 19.جو يوزيلين سونلاريندا باكي، آذربايجانين صنعت شهري اولاراق روسييا ايمپراتورلوغوندا ايلك صيهيونيست حركتلرين قايناغي اولموشدور. ايلك صيهيون سئونلري(Havevei Zion) 1891 ده باكيدا ياراناراق ايلك صيهيونيست قورولوشلارين 1899.ده يارانماسيني آردينجا گتيردي.
آذربايجان دموكراتيك جومهوريتينين(1920- 1918) قيسا دؤنمينده يهود خالق اونيوئرسيتهسينين 1919 ايلينده يارانماسيييلا، همده بير چوخ اوخول، توپلومسال كلوپلار، خيريه قورولوشلار و كولتورل درنكلرله بو حركت گوجلندي. بيرده آذربايجان دموكراتيك جومهورييتينين ساغليق باخاني دوكتور يئوسئي گيندئس(Yevsei Gindes)، آشكئنازي يهودويدو.
روسييا تاريخدن اساسن بيلديييميزه گؤره آوروپادا ايلك آنتي سيميتيسمين دوغولدوغو يئرلردندير. بو ندنه گؤره آذربايجان جومهوريتي 1920.جي ايلده سوويئتلر بيرلييينين الييله داغيلماسيندان سونرا، آذربايجاندا بوتون يهود قورولوشلار باغلانديلار. 1960.جي ايلين باشلانيشييلا آذربايجان يهود جمعيتي اوز يئني كولتورل حياتيني بيرداها ياشامايا باشلادي. يهود ساميزدات ياييمي باشلادي. 1987.جي ايلدن سونرا بير چوخ كولتورل و صيهيونيست قورولوشلار يئنيدن باكي و سومقاييتدا يئرلشمهيه باشلاديلار، و نهايت 1982.جي ايلده سوويئتلر بيرلييينده ايلك عيبري بولومو و يهود ديني اوخول ياسال اولاراق باكيدا آچيلدي.
بوگون اؤلكه ايسرائيل و يهود آزينليغي ايله اولان ياخشي ايليشگيسينه اويونور. آذربايجان 11000 داغلي يهودون ائويدير. اونلار باكي، كرانسايا سلوبودا و قوبادا مسكن آلميشلار. 5000-ه ياخين آشكئنازي يهودلارين چوخلوسو باكيدا ياشاماقداديرلار.
آذربايجان جومهوريتينين ايسرائيلله اولان ايليشگيسينه گؤز دولانديرديغيميزدا، آذربايجانين 1991.ده باغيمسيزليغيندان سونرا ستراتژيك آلانلاريندا، گوونليك، تيجارت، كولتورل و ائييتيمسل آليش وئريش قونوسوندا ايسرائيلله ياخشي بير ايليشگيني قورا بيلميشدير. آذربايجان باغيمسيزليغيني قازانديغيندان سونرا، ايكي اؤلكه آراسيندا ائلچي آليش وئريشي قونوسوندا ديپلوماتيك دانيشيقلار باشلانميشدير. ائليئزئر يوتوات(Eliezer Yotvat) ايسرائيلين آذربايجانا گوندريلن ايلك ائلچيسييدير، بونا قارشين آذربايجان ائلچيلييي ايسرائيلده آچيلمادي.
آذربايجان پرزيدئنتي حيدر علييئو اوكتوبرين 2001.ده آذربايجان ائلچيلييينين ايسرائيلده آچيلماسينا سؤز وئرهرك، آذربايجان ديش ايشلر باخانيني ايسرائيل دوولتيندن گؤروش آپارمايا گؤندردي. بوگونه كيمي آما آذربايجان بير نئچه سيياسال سورون اوزوندن ايسرائيلده ائلچيليك آچما سوروملولوغونو يئرينه گتيره بيلمهميشدير. آذربايجان دئييركي، بو گرگين ژئوپوليتيك بير دورومدور. اؤزلليكله آذربايجانين ايرانلا قونشولوغو، همده اولوسلارآراسي ايسلام قورولوشلارينا اويهلييي، ايسرائيلده بو ميسيونون دوغرولماسينا قارشي گلير.
بونلارن هاميسينا رغما، آذربايجان ايسرائيل استراتژيك امكداشليغي آتديم آتديم بؤيومكدهدير. آذربايجان دؤولتي ايسرائيلده AZAL كيمي (اولوسال آذربايجان هاوا خطي) رسمي اولمايان نومايندهليكلري واردير.
ايران اسلام جومهوريتي، آذربايجان و ايسرائيل آراسينداكي گليشمهده اولان ايليشگيلردن قايغيلانماقدادير. ايلهام علييئو 2003-ون اوكتوبروندا پرزيدنت اولدوغوندن سونرا، ايران ايسرائيلي اورتادوغودا اوزونون أن بويوك دوشمني سايير؛ بو ندنله ايران آذربايجانين ايسرائيلله ايليشگيسينين كسيلمهسي اومودويلا اؤز ايليشگيلريني آذربايجانلا يوكسك بير دوزئيه قالديرماغي هدفلهميشدير. بونا گوره 2004-ين آگوست آييندا ايرانين يوخاري دوزئيده نئچه عسكري رسميسي باكيدان گؤروش آپارديلار. بو گؤروشلرين نيتي آذربايجانين گوونليك قونوسوندا ايسرائيلله امكداشليغيني قيرماسي و ايسرائيل عسكري و جاسوسلوك اوفيسئرلرينين آذربايجانا گليشلريني دوردورماغييدير.
آما آذربايجان اوچون ايسرائيلله ايليشگيلري ايرانلا اولان ايليشگيلريندن اؤنمليدير. بونون ندني ايسرائيلين آذربايجانا قاراباغ ساواشيندا ارمنيلرين قارشيسندا آرخا دورمالاريندان و ستراتژيك اورتاقليغيندان قايناقلانير. داغليق قاراباغ ساواشي سونوجوندا، آذربايجانين 20% ياخين تورپاغي ارمني عسكرلرينين ايشغالي آلتينا گئتدي و بو گونه كيمي بو تورپاقلار ارمنيلرين كونترولو آلتيندادي. ساواش بير ميليونا ياخين آذربايجانلينين ارمنيلرين ايشغالا آلديغي تورپاقلاردان ديدرگين دوشمهلرينه ندن اولدو. بو ساواشدا ايران و روسييا اسكيلري كيمي ارمنيلره يان دوردولار. ساواش باشلانديغي زامان، ايران آذربايجانين بويوك بير چوغونلوغونون شيعه اولماسينا باخماياراق تكجه گئنيش قاپسامدا طرفسيز قالدي. ايران شيعه موسلمانلارينين الييله ايداره اولونان بير اؤلكهدير. بو اؤلكهنين قوزئي باتيسيندا ائتنيكجه آذربايجانلي اولان و گونئي آذربايجان آدييلا تانينان بير آزينليق توپلومو ياشاماقدادير. 8 ميليونلوق قوزئي آذربايجانلا توتوشدورولدوغوندا گونئي آذربايجانليلار اوست – اوسته 25 ميليونلوق بير نفوسو دولدورماقداديرلار. داغليق قاراباغ ساواشي زاماني، ايران بوندان شوبههلييدي كي، اونون آذربايجاندان ارمنيلره قارشي حيمايهسي 19.جي يوز ايلده آذربايجان و روس ايمپئرييالاري ساواشي سونوجوندا بير- بيريندن آيري دوشن ايكي آذربايجاني بيرلشمهيه يؤنَلتسين. بونا گوره ايران أرمنيلردن آذربايجانا قارشي حيمايه ائتدي. اؤرنهيين 1992.ين آپريلينده ايرانين ارمنيلر اوچون ياناجاق و دوغال گاز حاضيرلاماسي ارمني حركتلرينين گوج آلماسينا يارديمجي اولدو.
ايران – ارمني ايليشگيلرينين گلهجكدهده گئنيشلنمهسي گؤزلهنيلير، و اينديليكده بو ايكي اؤلكه ارمنيستان – ايران دمير يولو و يئني بير گاز خطينين دانيشيقلاريني سوردورمكدهديرلر. ايران ارمنيستاني بير پوتئنسييال ضربه آليجي كيمي آذربايجانين گلهجكده گوجونون آرتماسي قارشيسيندا ايشه توتموش.
سيكهنين او بير اوزونه باخيلديغيندا، 1993.ون آپريلينده ارمنيلرين آذربايجان تورپاقلاريني ايشغال ائتديينه جاواب اولاراق، توركييه ارمنيستانا اولان اوز سينيرلاريني باغلادي. گرگينلييين ياشانديغي بير دورومدا ايسرائيل آذربايجانين تورپاق بوتوولويونو دستكلَدي. لوندوندا عربجه ياييملانان ألوسط هفتهلييينين يازديغينا گوره، داغليق قاراباغ ساواش زاماني ايسرائيل و توركييه آذربايجان اوچون ستينگر فوزهلر حاضيرلاديلار. بير چوخ آذربايجانليلار ايسرائيل دوستلوغونون داغليق قاراباغ ساواشي سورونونون چؤزومونه، آذربايجانين باتي ايله بيرلشمهسي و ياخينليغينا يارديمجي اولا بيلهجهيي اومودونداديرلار.
ايسرائيل همده آذربايجانا امنيت و ايستيخبارات بؤلوملرينده ائييتيم ساغلاماقدادير؛ اؤزلليكله گوون قونوسوندا آذربايجان پرئزيدئنتينه ائشيك گؤروشلرينده. ايسرائيل همده ايرانلا آذربايجانين خزر دنيزي آراليغيندا اورتاق سينيرلاريندا الكترونيك دينلهمه ايستاسيونلاري ياراتميشدير. اوست – اوستده، ايران و ارمنيستان گؤرورلركي، آذربايجان و ايسرائيل امكداشليغي ارمنيستان- ايران ايليشگيلري اوچون بويوك بير تهديددير، همده گؤرمكدهديرلر كي آذربايجان ژئواستراتژيك بير محورين پارچاسي اولموشدور. بو محور ارمنيستانين تاريخي دوشماني توركيه، ايسرائيل و گورجيستاندير. بو ندنله اونلار بو محوري قيرماق ايستهييرلر.
آذربايجان - ايسرائيل ايليشگيلرينين او بير ايستي اوزو بو ايكي اؤلكهنين توركيه و آمئريكا بيرلشيك دؤولتلرييلهده ستراتئژيك اورتاقليقلاريدير. آذربايجان ايله توركيه آمئريكانين ائشيك پوليتيكاسينا اونلارا قارشي اولومسوز ائتگي بوراخا بيلن كيچيك آما گوجلو ارمني- آمئريكا لوبيسينين قارشيسيندا ايسرائيل- آمئريكا لوبيسينين حيمايهلريندن امكداشليقلار سونوجوندا يارارلانيرلار.
1997.ده ايسرائيل باش باخاني بئنجامين نئتانياهونون(Benjamin Netanyahu) باكيدان گؤروش آپارماسي ايليشگيلري يئني بير فازا گوتوردو. بو تاريخدن سونرا ايسرائيل، آذربايجان عسكري گوجونون مودرنلشمهسينده آذربايجانلا سيخ ايليشگييه گيريشدي. بوگون ايسرائيل اوردوسو آذربايجان اوردوسونون ساواش احتيياجلاريني هاوادا، قارادا، همده توپخانا و تانك قارشيتي آلانلاردا اؤدمكده اونملي رول اوينايير.
11/9 تئرور اولايي سونراسي آذربايجان آمئريكانين يانيندا دونيادا تئروريزمه قارشي ساواشدا يئر آلدي. بو اولاي سونراسي آذربايجان – آمئريكا آراسيندا گوون قونوسوندا يئني امكداشليق آلاني آچيلدي. آذربايجان عيراق و افغانيستان ساواشلاري اوچون آمئريكان اوردوسونا هاوا كوريدورو آچيب، همده آمئريكانين عيراقداكي كوآليسيونونا قوشولموشدور. بو باش وئرنلر آذربايجان- ايسرائيل ايليشگيلريني ستراتئژيك بير بيچيمده ايرلي گوتورموش، ندنيده ايسرائيلين اورتا دوغودا آمئريكانين ايلك و اونملي اورتاقلاريندان اولماسينا قاييدير.
آذربايجان- ايسرائيل دوستلوق جمعيتي ديپلوماتيك و تيجارت قوللاريندا ايكي باشلي ايلگيلري راحاتلاشديريب گئنيشلنديرمكدهدير. ايلگيلرين يارانديغي زاماندان بري، اكونوميك امكداشليقلار آذربايجان و ايسرائيل آراسيندا يئترلي بويوموشدور. آذربايجانين آچيق بازار، ليبرال اكونومي ياراتما چابالاري و همده صنعتدن دؤولت موداخيلهلريني گؤتورمه جهدلري، ايسرائيل كومپانيلريني آذربايجان بازارلارينا چكيب گتيرمكدهدير. چوخلو كومپانيلر بير چوخ آلانلاردا ياتيريم ياتيرتميشلار. 1994.ده آذربايجاندا ايلك سئللولار تئلئفون اوپئراتورو باكسئل(Bakcell)، آذربايجان ايليشگيلر باخانليغي(Ministry of Communication) و GTIB-ين(ايسرائيل) اورتاق ياتيريميلا يولا دوشمهسي ايسرائيل كومپانيلرينين آذربايجاندا ياتيريمچيليغيندان ياخشي بير اورنكدير.
آذربايجان – ايسرائيل تيجاري فورومونون باشقانينا گؤره، بير چوخ ايسرائيل كومپانيلري انرژي بولومونده آذربايجاندا ايشلهمكدهديرلر. اؤرنهيين، آذربايجانا اؤزلليكده نئفت - گاز ساحهسينده يوخاري تئكنولوژي يارديم و دستهيي وئرن بير ايسرائيللي شيركت 2000.جي ايلده آذربايجاندا بير اوفيس آچدي. بيرلشميش ميلتلرين ستاتيكسال اينجهلمهسينه گؤره، آذربايجان ايخراجاتي 2004-1997 ايللر آراسيندا 2 ميليون آمئريكان دولاريندان 323 ميليون دولارا آرتيشي اولموشدور. ايسرائيل آذربايجان نئفتينين 2002 ايلينه كيمي ايتالييادان سونرا بويوك آليجيسييدير. بو آذربايجان و ايسرائيل آراسيندا انرژي بولومونده گيزليجه بؤيويَن بير امكداشليقدير.
2005 ايلي آوريل آيي سونراسي ايسرائيلين آذربايجانداكي ائلچيسي آرتور لئنك(Arthur Lenk) همين ايلين ژوئنينين 5.ده، خزر نئفت - گازينين باكيداكي 14.جو توپلانتيسيندا آذربايجان و ايسرائيلين انرژي ساحهسينده سوركلي امكداشليقلاريندان دانيشدي. ايسرائيل و آذربايجان سيخ سيياسال و اكونوميك ايش بيرليكلري وار. بو امكداشليغين اونملي بؤيوتلريندن بيري ايسرائيلين باكي- تيفليس- جيهان بوروسوندان نئفت آلماسيدير. ايكي اؤلكه ايليشگيلري گليشمهكدهدير. سوركلي ايكي اولكه باخانلارينين ايكي طرفلي گؤروشلري اولور. آذربايجان اكونومي باخاني حيدر بابايئو فئورييه آييندا ايسرائيلدن گؤروش آپارميش. آذربايجان ائشييينده ياشايانلارين كوميته باشقاني ناظيم ايبراهيموف آوريل آييندا آذربايجان نقليه باخانليغي ضياء ممدوفلا بيرليكده ايكي هفته بوندان اونجه ايسرائيلدن گؤروش آپارديلار. ايسرائيل ديش ايشلر باخانليغي رسميسي جوزف گال(Joseph Gal) بو سونلاردا آذربايجاندايدي. بو ايلين ايكينجي ياريسيندا باش باخان يارديمچيسي ستراتژيك پلانلاما باخاني آويگدور ليبئرمن(Avigdor Liberman)، نقليه باخاني شائول موفازلا((Shaul Mofaz بيرليكده آذربايجاندان گؤروش آپاراجاقلار. بو دوروملار هاميسي ستراتژيك مسئلهلريله اوست – اوستده دوشمكدهديرلر. منيم دوشوندويومه آذربايجان – ايسرائيل ايليشگيلري بيرچوخ ستراتژيك اؤزلليك داشيماقدادير.
ائلچي همده دانيشيغيندا ايسرائيلين، خزر نئفتينين آشكئلون- ايلات(Ashkelon-Eilat) بوروسويلا آسييايا ساتيشيندا ستراتژيك بير اورتاق اولماق ايستهيير. كئچن ايل بويوجا دانيشيقلار بير نئفت خطي يارانا بيلهجهيي همده توركييهدن ايسرائيله نئفت- گاز داشينماسينين ايمكانلاريني اينجهلَدي. اونون دئدييينه گوره بو ايش مومكونلشدييينده، آذربايجان نئفت ساحهسينده قونومونو هيند اوكئانينا قدر گئنيشلهدهجكدي.
بونلارين هاميسي گوسترير كي، ايسرائيل خزر دنيزي بولگهسينين گاز ايدخالينين اولاسيايمكانلاريني آختارماقدادير. بونون ندني وارلي اؤلكهلرين گازا احتيياجلاريندان و ايستكلريندن دوغماقدادير. آما اونلارين چوخلوسونون اونو الده ائتمه شانسي يوخدور. بو ندن ايسرائيلين آذربايجانلا امكداشليق ائتمهسينه يئترليدير.
آذربايجان- ايسرائيل ايليشگيلرينين گلهجهيي بللي دئييل. بونون ندني يوخاريدا دئديييم كيمي آذربايجانين OICيه (ايسلام كونفرانسي اؤرگوتو) اويهلييينه گؤرهدير. بو اؤرگوت 1969.جي ايلده عربلرين 1967 ساواشيندا (6 گون ساواشي) كواليسيونلارينين ساواشي اودوزدوقلارينا جاواب اولاراق ياراندي. بو اورگوتون اؤنملي مقصدي ايسرائيلين 1947.ده باغيمسيز بير دوولت كيمي بيرلشميش ميلتلر طرفيندن تانينديغيندان سونرا (بيرلشميش ميلتلر گئنل قورورلونون 181.جي قراري) ايشغال ائتدييي قوتسال تورپاقلاري بيرداها اله آلماقدير.
بوگون عرب دونياسي ايسرائيل عسكرلرينين قوتسال يئرلردن بيرلشميش ميلتلرين 242 و 339.جو قرارلارينا داياناراق چيخمالاريني ايستهيير(بو قرارا گوره ايسرائيل 1947 سينيرلارينا قاييتماليدير). عرب دونياسينين دستهييني آلماق اوچون آذربايجان بو پلانا آرخادير. ايسرائيل- لوبنان ساواشيندا آذربايجان OIC اويهسي 8 دوولتلردن بيريييدير كي، ايسرائيله اولتيماتوم وئرََرك، لوبناندا شيدتين دوردورولماسيني ايستهييردي. آذربايجان همده باريشي قوروما گوجون لوبنانا گوندريلمهسيني دستكلهينلردنييدي.
ايران- آمئريكا- ايسرائيل ايليشگيلرينين گرگينلشدييي بير دؤنمده، ايسرائيلله ديپلوماتيك ايليشگيلرين بؤيومهسي ايراني آذربايجانا قارشي حركته كئچيره بيلر. بو آذربايجان گووني اوچون بويوك بير قورخودور. بونون ندني ايرانين دونهلرجه آچيقلامالارينا قاييدير. ايرانين دئديكلرينه گؤره آمريكانين ايرانلا تكرار ساواشا باشلاماسي، هر شئيدن اؤنجه اونون اورتادوغوداكي موتفيقلريني ايرانين ايلك هدفينه چئويرهجكدير. بوگون آمئريكا ايران آراسي گرگيندير، و ايسرائيل آمئريكانين بو قونودا بويوك دستكچيسي اولدوغونا گؤره ايرانين ايلك اولموشدور. آذربايجانين ايسرائيلله آچيق ديپلوماتيك ايلگي قورماسي، چوخ اونملي قونشوسو اولان ايرانلا ايليشگيلرينين گرگينلشمهسي دئمكدير. بونا گوره بو دونم اوچون بو دنگهلي توتوم ياخشي بير ديپلوماسي اولا بيلر.
بو فاكتورلارين هاميسييلا برابر آذربايجان اكونومي و كولتور آلانلاريندا ياخشي بير ايليشگيلري ايسرائيلله قورا بيلميشدير. آذربايجان رسميلرينين دئدييينه گوره، آذربايجان ايسرائيلده بير آليش وئريش اوفيسي آچماغي پلانلاميش كي بو اوفيس آذربايجان دوولتيني ايسرائيلده تمثيل ائدهجكدير. Jerusalem post .ا دانيشان آذربايجان ديش ايشلر باخاني ائلمار ممدوف همده آرتيردي كي ايسرائيلله بوتون ديپلوماتيك ايليشگيلري قورماق، قوشقوسوز ياخيندا باش وئرهجكدي.
ايسرائيللي ياتيريمچيلارين ماراغي تكجه انرژي آلانينا سينيرلي اولمور. اونلار آذربايجان اكينچيليك بولومونون نفتدن سونرا بويوك ايش آپارانلاري ساييليرلار. آذربايجان بير تولئرانسلي دوولتدير. بوتون اؤلكهلرله ايليشگي قورماغا ماراقليدير. بو ايليشگيلر آذربايجانين گوونينه، اولوسال چيخارلارينا، و همده اولوسلار آراسي پرستيژينه ضربه وورماياجاقدير.
بو چئویری Why Azerbaijan Has No Full Diplomatic Relations With Israel یازیسیندان آلینمیشدیر.
قايناقلار:
1. Hilary Leila Krieger: May 17, 2006,.Azerbaijan to open trade office in Israel., Jerusalem Post
2. Ilya Bourtman: Summer 2006, .Israel and Azerbaijan^s Furtive Embrace., Middle East Quarterly, pp.47-57
3. Israeli Ambassador: 27 June 2007 .Azerbaijan and Israel have strategic relations.,
http://www.azertag.com/index_en.html
4. Joanna Sloame: July 10, 2006 .The Virtual Jewish History Tour Azerbaijan.
http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/vjw/Azerbaijan.html
5. Lev Krichevsky: February 9-13, 2006, .In meeting with Jews, Azeri leader hints at stronger relations with Israel, http://www.ncsj.org/AuxPages/021306Azerbaijan.shtml
6. Soner Cagaptay and Alexandr Murinson: March30, 2005, .Good Relation between Azerbaijan and Israel: A Model for Other Muslim States in Eurasia. The Washington Institute for Near East Policy
7. Shamkhal Abilov, 25 July, 2007, Interview with Dr. Rovshan Ibrahimov 8. Day.Az interview with Israeli Foreign Minister Tsipi Livni, 10 November 2008, http://www.today.az/news/politics/48863.ht