تبليغاتX
Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı

Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı

بيز واريق ، وارسا وطن ، وار ايسه دوْغما ديليميز ...... اؤيره‏نيب بيلمه‏ليدير اؤز ديليني ائللريميز

انتخابات ریاست جمهوری و گفتمان حرکت ملی آذربایجان جنوبی- گونئی آذربایجان سیاسی آراشدیرمالار مرکزی

انتخابات ریاست جمهوری و گفتمان حرکت ملی آذربایجان جنوبی- گونئی آذربایجان سیاسی آراشدیرمالار مرکزی

 

انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ، دوره دهم ، با تمامی حواشی خود به پایان رسید و اینک پس از پایان انتخابات با تخلفات گسترده از سوی بخشی از حاکمیت ، بخش دیگر حاکمیت با تجمعات خود به مقابله با این اقدامات می پردازند. گویا این جنگ قدرت در آذربایجان به مذاق عده ای خوش آمده و می پندارند که با شرکت در این دعواها حرکت ملی آذربایجان را نیز می توانند صاحب سهمی نموده و به زعم خود آذربایجان را در فردای ایران خارج از گود نبینند.

مدت زمانی بود که انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران مورد بحث افراد و جریان های سیاسی مختلفی در درون حرکت ملی آذربایجان قرار گرفته بود. سوالاتی از چیست؟ ، چرا؟ ، آیا؟ ، چگونه؟ ، کجا؟ ، کی؟ ، چه کسی؟ و... بارها و بارها پرسیده شده و جواب های گوناگونی برای این پرسشها از سوی کسان و نویسندگان و گویندگان متعددی داده شد. طرح این پرسشها و ارائه پاسخ های متفاوت از سوی جریانهای مختلف حرکت ملی آذربایجان بیانگر آن است که هر اتفاق سیاسی در چهارچوب جغرافیایی آذربایجان از سوی روشنفکران و فعالین سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی حرکت ، مهم می باشد. این اهمیت و به تبع ، طرح پرسش و ارائه پاسخ ، بی شک زمینه ساز طرح مباحث فراگیر و استراتژیک در درون گفتمان حرکت ملی آذربایجان است. طرح مباحث فراگیر و آینده نگرانه ، تلاشی است به تامل در مبانی نظام گفتاری حرکت ملی آذربایجان جنوبی ؛ اهمیتی که بی شک فراتر از اهمیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی و یا پیروزی و یا شکست کاندیدایی خاص در انتخابات مذکور و یا حتی تاثیرگذاری از طریق تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری است. این سوالات و پاسخها می توانند مبانی و پایه های تئوریک حرکت ملی آذربایجان را تقویت نمایند. باید توجه داشت که اینگونه بحثهای فکری می توانند در مباحث و مسائل آینده حرکت ملی تاثیرگذار بوده و مسیر مصیر به اصول و چهارچوبهای حرکت ملی آذربایجان را هموار سازند.

 

                                              ***

 

 

 


یازینین داوامی
+  یازی تاریخی:  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعات 17:51&nbs یازار:    | 

سه بحران خونین دوران زمامداری احمدی نژاد چه نسبتی با مدیر و مدبّر بودن او دارد!؟- اکبر اعلمی

سه بحران خونین دوران زمامداری احمدی نژاد چه نسبتی با مدیر و مدبّر بودن او دارد!؟- اکبر اعلمی

 

صرفنظر از بحران آفرینی های دکتر احمدی نژاد و حامیان وی در عرصه های اقتصادی و بین المللی در طول چهار سال زمامداری وی ،کشورمان حداقل با سه بحران خونین نیز مواجه شده است؛

اولین بحران خونین در خرداد 1385 در بعضی از شهرهای آذربایجان رخ داد که طی آن چندین نفر از شهروندان آذربایجانی کشته و مجروح شدند و تعداد زیادی از مردم بازداشت و روانه زندان شدند. (اینجا ) ،(اینجا ) ،(اینجا ) و (اینجا )

علت اصلی این بحران ناشی از درج یک مقاله توهین آمیز در روزنامه دولتی ایران و عدم واکنش مناسب و به موقع دولت و نسبت به آن بود.

دومین بحران در 1386 در اقلید رخ داد که با ضرب و شتم  و جرخ و دستگیری های گسترده مردم  این شهر همراه بود.

علت اصلی این بحران هم معطوف به سخنرانی نسنجیده آقای احمدی نژاد مبنی بر انتزاع دهستان خسرو و شیرین از اقلید و الحاق آن به آباده بود.(اینجا )

سومین بحران خونین نیز پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری رخ داد که در اثر آن تعدادی از مردم بی گناه کشته و مجروح شدند ،دانشگاه و دانشجو بصورت کاملا وحشیانه ای هتک حرمت شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت و خانه و کاشانه و اموال مردم نیز از تعرض سبعانه لباس شخصی ها در امان نماند! (اینجا ) و (اینجا )

منشاء اصلی این بحران نیز مصاحبه و سخنرانی نسنجیده و بدور از تدبیر رئیس جمهور و شیوه برگزاری انتخابات دهم بود.

با این وصف چنانچه بعضی از مسئولان بحران آفرین به این خقیقت واقف بودند که پاسخ اعتراضات مدنی مردم و ولی نعمتان آنها ،قساوت و توسل به خشونت ،باتوم ، سرنیزه و گلوله نیست و لاجرم با احترام به  اصل 27 قانون اساسی و خواست معترضین مبنی بر برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز ،مقدمات اعتراضات مدنی آنان را فراهم می ساختند و خواسته های قانونی معترضین را با تدبیر و درایت مورد بررسی قرار می دادند ،هیچیک از سه بحران یاد شده به خون مردم آغشته و رنگین نمی شد!

بنابراین نظر به اینکه از یکسو رئیس جمهور به موجب اصل يكصد و بيست و يكم قانون اساسی  در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كند كه پاسدار قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه خدمت به مردم و اعتلاي كشور ،پشتيباني از حق و گسترش عدالت به کار برد و از هر گونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند .

و از سوی دیگر طبق اصل يكصد و پانزدهم قانون یاد شده ،احراز مدیر و مدبّر بودن و اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران از جمله آزادی های قانونی از شرایط لازم برای ریاست جمهوری است ،در این صورت لازم است به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که میان بحران آفرینی های مورد اشاره با مدیر و مذبر بودن رئیس قوه مجریه و مفاد سوگند نامه مذکور در دو اصل 115 و 121 چه تناسب و نسبتی وجود دارد!؟

+  یازی تاریخی:  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعات 17:48&nbs یازار:    | 

یادداشت سیاسی اویرنجی: گذر انتخابات و پایداری حرکت ملی آذربایجان

یادداشت سیاسی اویرنجی: گذر انتخابات و پایداری حرکت ملی آذربایجان

 

انتخابات ریاست جمهوری ایران با تمام فراز و نشیب های آن و درنهایت با بحت و حیرت مردم ایران و جهان به پایان رسید. در این دوره از انتخابات فعالان حرکت ملی آذربایجان متفاوت از دوره های پیشین وارد عمل شده و با شکل دادن شوراهای هماهنگی فعالان حرکت ملی آذربایجان در شهرها ومناطق مختلف گامی مؤثر در جهت دهی و هم سو کرد ن مردم آذربایجان و خواسته های آنان برداشتند. هرچند که شوراهای یاد شده در بعضی جاها از انسجام عمل و قدرت لازم برخوردار نبودند و نقص هایی هم در کار آنها مشاهده می شد اما به هرحال شکل گیری این شوراها سبب هر چه نزدیکتر شدن فعالان حرکت ملی آذربایجان به یکدیگر و گسترش روحیه ی تعامل و کار گروهی بین آنان شد. امید آن داریم که این شوراها همچنان به فعالیت های خود ادامه داده و زمینه ساز رشد و پیشرفت بیش از پیش حرکت ملی آذربایجان در آینده باشند.

در این یادداشت به بررسی برخی از پتانسیل های حرکت ملی آذربایجان درشرایط موجود خواهیم پرداخت که مطمئنا شوراهای یاد شده می توانند نقش محوری در آن داشته باشند.

محمود احمدی نژاد باردیگر به عنوان رئیس جمهور هیئت حاکمه بر مسند امور اجرایی کشور نشست. این امر چه با تقلب در انتخابات و چه بدون تقلب در انتخابات و چه ما بخواهیم و چه ما نخواهیم به هر حال صورت گرفته است. حال باید به بررسی اوضاع پرداخته و با عبرت گرفتن از روزها و سال های گذشته به مدیریت و سازمان دهی نیروها و تاکتیک ها پرداخت.احمدی نژاد در مناظره ی تلویزیونی خود با محسن رضایی به صراحت وجود ملل مختلف در ایران را رد کرد و طرح فدرالیسم اقتصادی مطرح شده از سوی محسن رضایی را به شدت زیر سؤال برد و بر این نکته تاکید نمود که ایران یک ملت واحد است و باید به صورت متمرکز از مرکز کشور اداره شود. عملکرد دولت احمدی نژاد در طول این چهار سال بر کسی پوشیده نیست.مقام رهبری هم با حمایت قاطع و سرسختانه از احمدی نژاد در واقع مهر تاییدی بر گفته ها و عملکردهای احمدی نژاد زده است. به نظر می رسد که در آینده جو اختناق و خفقان در کشور بیش از پیش شده و فعالیت های سیاسی و گروههای مختلف همچون گذشته به شدت بایکوت و سرکوب شوند. هزینه هایی که حرکت ملی آذربایجان در برخورد با رژیم آپارتاید در این چهار سال پرداخته بسیار گزاف بوده و موجب شده تا یک حالت رکود و انجماد در بخش هایی از حرکت ملی آذربایجان از جمله در دانشگاههای آذربایجان و ایران به خصوص در واحدهای سیاسی حاکم شود. با توجه به شرایط موجود و تجربیات گذشته بایستی از نو به مدیریت و سازمان دهی نیروها و تاکتیک ها پرداخت و تلاش نمود تا هر روز یک گام به جلو برداشته شود. نقش شوراهای هماهنگی فعالان حرکت ملی آذربایجان که به بهانه ی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم شکل گرفته می تواند در این امر بسیار مهم ، حائز اهمیت باشد.پیشنهاد می شود با توجه به مطالعات انجام گرفته و تجربیات گذشته و بررسی موج نوی حرکت ملی آذربایجان به مدیریت و سازمان دهی موارد زیر پرداخته شود.

1-      تئوریزه کردن حرکت ملی آذربایجان

یکی از ضعفهای حرکت ملی آذربایجان، ضعف تئوریک آن است. این چهار سال فرصت بسیار خوبی خواهد بود تا فعالان حرکت ملی آذربایجان در اقسا نقاط جهان به مطالعه و تفکر و تامل پرداخته و اقدام به انتشار جزوه ها و کتابهای تئوری و نظری به صورت زیرزمینی و مخفی کنند. تنها بحث کردن ازمبانی تئوریک و نقد کردن حرکت ملی آذربایجان نمی تواند چاره ساز باشد بلکه بحثهای یاد شده باید به صورت مکتوب در آید.چهار سال فرصت مناسبی خواهد بود با تجربه ی یک مبارزه ی سیاسی مخفی و سازمان دهی شده و سیستماتیک را بدست آوریم.تک روی ، کارهای پراکنده و... هر چند در کوتاه مدت تاثیرات مثبتی در حرکت ملی آذربایجان و جامعه ی آذربایجان می تواند داشته باشد اما در بلند مدت اثر خود را از دست داده و در نهایت به خستگی ، دل زدگی و ناامیدی فعالان خواهد انجامید. مبانی تئوریک و نظری لازمه و زیر بنای کارهای عملی و عملیاتی است.یک جنبش اجتماعی – سیاسی فعال و پویا نیازمند مباحث تئوریک و نظری است. جنبشی که فاقد گفتمان های نظری باشد همانند شخصی است که چراغ در دست ندارد و در تاریکی به سوی هدفی نا معین در حرکت است.

2-  تاسیس و سازمان دهی شبکه های ردایو – تلویزیونی د ر خارج از کشور

عصری که ما در آن به سر می بریم ، عصر تبلیغات و تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات است. شاید بتوان بزرگترین ضعف حرکت ملی آذربایجان را چه در سال های اخیر و چه در گذشته نبود شبکه های رادیویی و تلویزیونی دانست. وقت آن است که آذربایجانیان مقیم خارج از کشور و فعالان حرکت ملی آذربایجان درتمام جهان اختلاف ها را کنار گذاشته وضمن حفظ افکار و عقاید خود به یک اتحاد و همدلی قابل قبول برای رفع نیازهای رسانه ای آذربایجان برسند. هر چند که حرکت ملی آذربایجان در فضای اینترنت به خصوص در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته اما باید از خود بپرسیم به چند درصد مردم آذربایجان از اینترنت استفاده می کنند. در جامعه ی آذربایجان و ایران با توجه به محدودیت های اعمال شده بر سایت های اینترنتی و سرعت کم اینترنت و هزار و یک مشکل دیگر ، استفاده کنندگان از اینترنت بسیار کم تعدادند.به جرات می توان گفت که تنها قشری از دانشجویان آن هم دانشجویان آذربایجانی فعال در حرکت ملی آذربایجان یا علاقه مند به فرهنگ و هویت آذربایجان از سایت های آذربایجانی بهره مند می شوند آن هم نه هر روز بلکه هر چند روز و چه بسا هر چند هفته یک بار! این نکته را هم باید متذکر شد که بهترین ارتباط با مردم ارتباط سمعی – بصری است. ما باید بدانیم که عامل تعیین کننده در یک مبارزه ، برتری در جنگ روانی و تبلیغات است.درجهان امروز برنده کسی است که از قدرت تبلیغاتی  و روانی قوی برخوردار باشد.

3- تاسیس و سازمان دهی جنبش دانشجویی آذربایجان در خارج از کشور

با توجه به اختناق و خفقان موجود در داخل کشور و سرکوب فعالیت های فرهنگی، مدنی و سیاسی دیگر وقت آن رسیده است که دانشجویان آذربایجانی مقیم خارج از کشور اقدام به تاسیس و سازماندهی شاخه ی جنبش دانشجویی آذربایجان در خارج از کشور کرده و با اختصاص یک نام ویژه و تهیه و تنظیم اساس نامه ی مخصوص به خود اقدام به عضو گیری و فعالیت در خارج از کشور کنند. مطمئنا  تاثیر شاخه ی جنبش دانشجویی آذربایجان در خارج از کشور بر روند پیشرفت و بهبود حرکت ملی آذربایجان بسیار خواهد بود. این کار گامی مهم و مؤثری در شناساندن هویت و حرکت ملی آذربایجان در سطح جهان خواهد بود.باید یاد آور شد که در عصر حاضر و شرایط موجود حرکت ملی آذربایجان به دلیل فقر اقتصادی – علمی و فرهنگ حاکم برجامعه که تا حدودی نیز طبیعی است حتی توانایی و قدرت آن را ندارد که دانشجویان و فعالان سیاسی داخل کشور را که در شرایط بدی از لحاظ معیشتی و... هستند چه در داخل ایران و چه به خارج از ایران جا به جا کند و از آنان حمایت کند. جنبش دانشجویی آذربایجان خارج از کشور می تواند نقش مهمی در نزدیک کردن احزاب و گروههای خارج از کشور و در نهایت آذربایجانیان مقیم خارج از کشور داشته باشد.

4- تاسیس و راه اندازی یک حزب داخلی در آذربایجان

زمان آن رسیده است که افرادی همچون آقای اکبر اعلمی و نویسندگان سرشناس آذربایجان چون آقایان حسن راشدی ، علیرضا صرافی و ... اقدام به تاسیس یک حزب قانونمند و مدافع حقوق آذربایجان در داخل ایران بکنند. هر چند که چنین کاری تا حدودی بعید به نظر می رسد اما باید گفت که امکان پذیر است. نبود یک حزب سیاسی در منطقه ی آذربایجان یا یک مؤسسه ی فرهنگی – اجتماعی سراسر قدرتمند  در تمام آذربایجان سبب شده است تا جوانان و فعالان سیاسی آذربایجان جذب احزاب و گروههای سراسری شده و وقت و انرژی خود را بیهوده صرف منافع آن گروهها و احزاب کنند. مطمئنا تاسیس چنین حزبی در آذربایجان خلع ناشی از وجود یک حزب قانونی را پر خواهد کرد. شاید این حزب در اوایل ضعیف بوده و از قدرت عمل کمی برخوردار باشد ولی مطمئنا در آینده می تواند بزرگترین خدمات را به آذربایجان بکند.

5- سراسر کردن مبارزات و مسایل فرهنگی – اجتماعی

به دلیل وجود جو حاکم بر جامعه و قاطعیت و خشونت حاکمیت در برخورد با مسایل سیاسی، به ناچار بخش عظیمی از فعالیت ها و مبارزات متوجه مسایل فرهنگی – اجتماعی خواهد شد. لازم به یاد آوری است که استعمار فرهنگی و زبانی دروازه ی ورود به استعمار اقتصادی – سیاسی است. راه اندازی کلاس های مختلف آموزش زبان تورکی برای تورکان و فارس ها در دانشگاهها و شهرها ی مختلف ، انتشار نشریات و کتب فرهنگی – تاریخی ، انتشار نشریات دانشجویی مختص مسئله ی آذربایجان ، تولید و تکثیر cd  های فرهنگی ، به راه انداختن وبلاگ ها و وب سایت های فرهنگی ، پوسترهای تبلیغاتی با محتوای فرهنگ آذربایجان ، صنعت توریسم و مشاهیر و... آذربایجان ، راه اندازی بزرگداشت ها و کنسرت های موسیقی ، گسترش و ترویج کلاس های رقص و موسیقی آذربایجانی و دهها کار فرهنگی دیگر می تواند در بیداری و خود آگاهی جامعه ی آذربایجان نقش مهمی بازی کند.

انجام اقدامات یاد شده شاید زمان بر می باشد ولی مطمئنا بهترین تاثیر را در بلند مدت خواهد داشت. شوراهای هماهنگی فعالان حرکت ملی آذربایجان که در شهرها و مناطق مختلف شکل گرفته اند می توانند نقش مهمی در انجام اقدامات یاد شده داشته باشند.آ

+  یازی تاریخی:  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعات 17:45&nbs یازار:    | 

یادداشت سیاسی اویرنجی: گذر انتخابات و پایداری حرکت ملی آذربایجان

یادداشت سیاسی اویرنجی: گذر انتخابات و پایداری حرکت ملی آذربایجان

 

انتخابات ریاست جمهوری ایران با تمام فراز و نشیب های آن و درنهایت با بحت و حیرت مردم ایران و جهان به پایان رسید. در این دوره از انتخابات فعالان حرکت ملی آذربایجان متفاوت از دوره های پیشین وارد عمل شده و با شکل دادن شوراهای هماهنگی فعالان حرکت ملی آذربایجان در شهرها ومناطق مختلف گامی مؤثر در جهت دهی و هم سو کرد ن مردم آذربایجان و خواسته های آنان برداشتند. هرچند که شوراهای یاد شده در بعضی جاها از انسجام عمل و قدرت لازم برخوردار نبودند و نقص هایی هم در کار آنها مشاهده می شد اما به هرحال شکل گیری این شوراها سبب هر چه نزدیکتر شدن فعالان حرکت ملی آذربایجان به یکدیگر و گسترش روحیه ی تعامل و کار گروهی بین آنان شد. امید آن داریم که این شوراها همچنان به فعالیت های خود ادامه داده و زمینه ساز رشد و پیشرفت بیش از پیش حرکت ملی آذربایجان در آینده باشند.

در این یادداشت به بررسی برخی از پتانسیل های حرکت ملی آذربایجان درشرایط موجود خواهیم پرداخت که مطمئنا شوراهای یاد شده می توانند نقش محوری در آن داشته باشند.

محمود احمدی نژاد باردیگر به عنوان رئیس جمهور هیئت حاکمه بر مسند امور اجرایی کشور نشست. این امر چه با تقلب در انتخابات و چه بدون تقلب در انتخابات و چه ما بخواهیم و چه ما نخواهیم به هر حال صورت گرفته است. حال باید به بررسی اوضاع پرداخته و با عبرت گرفتن از روزها و سال های گذشته به مدیریت و سازمان دهی نیروها و تاکتیک ها پرداخت.احمدی نژاد در مناظره ی تلویزیونی خود با محسن رضایی به صراحت وجود ملل مختلف در ایران را رد کرد و طرح فدرالیسم اقتصادی مطرح شده از سوی محسن رضایی را به شدت زیر سؤال برد و بر این نکته تاکید نمود که ایران یک ملت واحد است و باید به صورت متمرکز از مرکز کشور اداره شود. عملکرد دولت احمدی نژاد در طول این چهار سال بر کسی پوشیده نیست.مقام رهبری هم با حمایت قاطع و سرسختانه از احمدی نژاد در واقع مهر تاییدی بر گفته ها و عملکردهای احمدی نژاد زده است. به نظر می رسد که در آینده جو اختناق و خفقان در کشور بیش از پیش شده و فعالیت های سیاسی و گروههای مختلف همچون گذشته به شدت بایکوت و سرکوب شوند. هزینه هایی که حرکت ملی آذربایجان در برخورد با رژیم آپارتاید در این چهار سال پرداخته بسیار گزاف بوده و موجب شده تا یک حالت رکود و انجماد در بخش هایی از حرکت ملی آذربایجان از جمله در دانشگاههای آذربایجان و ایران به خصوص در واحدهای سیاسی حاکم شود. با توجه به شرایط موجود و تجربیات گذشته بایستی از نو به مدیریت و سازمان دهی نیروها و تاکتیک ها پرداخت و تلاش نمود تا هر روز یک گام به جلو برداشته شود. نقش شوراهای هماهنگی فعالان حرکت ملی آذربایجان که به بهانه ی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم شکل گرفته می تواند در این امر بسیار مهم ، حائز اهمیت باشد.پیشنهاد می شود با توجه به مطالعات انجام گرفته و تجربیات گذشته و بررسی موج نوی حرکت ملی آذربایجان به مدیریت و سازمان دهی موارد زیر پرداخته شود.

1-      تئوریزه کردن حرکت ملی آذربایجان

یکی از ضعفهای حرکت ملی آذربایجان، ضعف تئوریک آن است. این چهار سال فرصت بسیار خوبی خواهد بود تا فعالان حرکت ملی آذربایجان در اقسا نقاط جهان به مطالعه و تفکر و تامل پرداخته و اقدام به انتشار جزوه ها و کتابهای تئوری و نظری به صورت زیرزمینی و مخفی کنند. تنها بحث کردن ازمبانی تئوریک و نقد کردن حرکت ملی آذربایجان نمی تواند چاره ساز باشد بلکه بحثهای یاد شده باید به صورت مکتوب در آید.چهار سال فرصت مناسبی خواهد بود با تجربه ی یک مبارزه ی سیاسی مخفی و سازمان دهی شده و سیستماتیک را بدست آوریم.تک روی ، کارهای پراکنده و... هر چند در کوتاه مدت تاثیرات مثبتی در حرکت ملی آذربایجان و جامعه ی آذربایجان می تواند داشته باشد اما در بلند مدت اثر خود را از دست داده و در نهایت به خستگی ، دل زدگی و ناامیدی فعالان خواهد انجامید. مبانی تئوریک و نظری لازمه و زیر بنای کارهای عملی و عملیاتی است.یک جنبش اجتماعی – سیاسی فعال و پویا نیازمند مباحث تئوریک و نظری است. جنبشی که فاقد گفتمان های نظری باشد همانند شخصی است که چراغ در دست ندارد و در تاریکی به سوی هدفی نا معین در حرکت است.

2-  تاسیس و سازمان دهی شبکه های ردایو – تلویزیونی د ر خارج از کشور

عصری که ما در آن به سر می بریم ، عصر تبلیغات و تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات است. شاید بتوان بزرگترین ضعف حرکت ملی آذربایجان را چه در سال های اخیر و چه در گذشته نبود شبکه های رادیویی و تلویزیونی دانست. وقت آن است که آذربایجانیان مقیم خارج از کشور و فعالان حرکت ملی آذربایجان درتمام جهان اختلاف ها را کنار گذاشته وضمن حفظ افکار و عقاید خود به یک اتحاد و همدلی قابل قبول برای رفع نیازهای رسانه ای آذربایجان برسند. هر چند که حرکت ملی آذربایجان در فضای اینترنت به خصوص در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته اما باید از خود بپرسیم به چند درصد مردم آذربایجان از اینترنت استفاده می کنند. در جامعه ی آذربایجان و ایران با توجه به محدودیت های اعمال شده بر سایت های اینترنتی و سرعت کم اینترنت و هزار و یک مشکل دیگر ، استفاده کنندگان از اینترنت بسیار کم تعدادند.به جرات می توان گفت که تنها قشری از دانشجویان آن هم دانشجویان آذربایجانی فعال در حرکت ملی آذربایجان یا علاقه مند به فرهنگ و هویت آذربایجان از سایت های آذربایجانی بهره مند می شوند آن هم نه هر روز بلکه هر چند روز و چه بسا هر چند هفته یک بار! این نکته را هم باید متذکر شد که بهترین ارتباط با مردم ارتباط سمعی – بصری است. ما باید بدانیم که عامل تعیین کننده در یک مبارزه ، برتری در جنگ روانی و تبلیغات است.درجهان امروز برنده کسی است که از قدرت تبلیغاتی  و روانی قوی برخوردار باشد.

3- تاسیس و سازمان دهی جنبش دانشجویی آذربایجان در خارج از کشور

با توجه به اختناق و خفقان موجود در داخل کشور و سرکوب فعالیت های فرهنگی، مدنی و سیاسی دیگر وقت آن رسیده است که دانشجویان آذربایجانی مقیم خارج از کشور اقدام به تاسیس و سازماندهی شاخه ی جنبش دانشجویی آذربایجان در خارج از کشور کرده و با اختصاص یک نام ویژه و تهیه و تنظیم اساس نامه ی مخصوص به خود اقدام به عضو گیری و فعالیت در خارج از کشور کنند. مطمئنا  تاثیر شاخه ی جنبش دانشجویی آذربایجان در خارج از کشور بر روند پیشرفت و بهبود حرکت ملی آذربایجان بسیار خواهد بود. این کار گامی مهم و مؤثری در شناساندن هویت و حرکت ملی آذربایجان در سطح جهان خواهد بود.باید یاد آور شد که در عصر حاضر و شرایط موجود حرکت ملی آذربایجان به دلیل فقر اقتصادی – علمی و فرهنگ حاکم برجامعه که تا حدودی نیز طبیعی است حتی توانایی و قدرت آن را ندارد که دانشجویان و فعالان سیاسی داخل کشور را که در شرایط بدی از لحاظ معیشتی و... هستند چه در داخل ایران و چه به خارج از ایران جا به جا کند و از آنان حمایت کند. جنبش دانشجویی آذربایجان خارج از کشور می تواند نقش مهمی در نزدیک کردن احزاب و گروههای خارج از کشور و در نهایت آذربایجانیان مقیم خارج از کشور داشته باشد.

4- تاسیس و راه اندازی یک حزب داخلی در آذربایجان

زمان آن رسیده است که افرادی همچون آقای اکبر اعلمی و نویسندگان سرشناس آذربایجان چون آقایان حسن راشدی ، علیرضا صرافی و ... اقدام به تاسیس یک حزب قانونمند و مدافع حقوق آذربایجان در داخل ایران بکنند. هر چند که چنین کاری تا حدودی بعید به نظر می رسد اما باید گفت که امکان پذیر است. نبود یک حزب سیاسی در منطقه ی آذربایجان یا یک مؤسسه ی فرهنگی – اجتماعی سراسر قدرتمند  در تمام آذربایجان سبب شده است تا جوانان و فعالان سیاسی آذربایجان جذب احزاب و گروههای سراسری شده و وقت و انرژی خود را بیهوده صرف منافع آن گروهها و احزاب کنند. مطمئنا تاسیس چنین حزبی در آذربایجان خلع ناشی از وجود یک حزب قانونی را پر خواهد کرد. شاید این حزب در اوایل ضعیف بوده و از قدرت عمل کمی برخوردار باشد ولی مطمئنا در آینده می تواند بزرگترین خدمات را به آذربایجان بکند.

5- سراسر کردن مبارزات و مسایل فرهنگی – اجتماعی

به دلیل وجود جو حاکم بر جامعه و قاطعیت و خشونت حاکمیت در برخورد با مسایل سیاسی، به ناچار بخش عظیمی از فعالیت ها و مبارزات متوجه مسایل فرهنگی – اجتماعی خواهد شد. لازم به یاد آوری است که استعمار فرهنگی و زبانی دروازه ی ورود به استعمار اقتصادی – سیاسی است. راه اندازی کلاس های مختلف آموزش زبان تورکی برای تورکان و فارس ها در دانشگاهها و شهرها ی مختلف ، انتشار نشریات و کتب فرهنگی – تاریخی ، انتشار نشریات دانشجویی مختص مسئله ی آذربایجان ، تولید و تکثیر cd  های فرهنگی ، به راه انداختن وبلاگ ها و وب سایت های فرهنگی ، پوسترهای تبلیغاتی با محتوای فرهنگ آذربایجان ، صنعت توریسم و مشاهیر و... آذربایجان ، راه اندازی بزرگداشت ها و کنسرت های موسیقی ، گسترش و ترویج کلاس های رقص و موسیقی آذربایجانی و دهها کار فرهنگی دیگر می تواند در بیداری و خود آگاهی جامعه ی آذربایجان نقش مهمی بازی کند.

انجام اقدامات یاد شده شاید زمان بر می باشد ولی مطمئنا بهترین تاثیر را در بلند مدت خواهد داشت. شوراهای هماهنگی فعالان حرکت ملی آذربایجان که در شهرها و مناطق مختلف شکل گرفته اند می توانند نقش مهمی در انجام اقدامات یاد شده داشته باشند.آ

+  یازی تاریخی:  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعات 17:44&nbs یازار:    | 

پاسخهای مهم مهدي کروبي به ستاد پيگيري مطالبات آذربايجان

پاسخهای مهم مهدي کروبي به ستاد پيگيري مطالبات آذربايجان

میللی حرکت چهار شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸:

شماره: 11/ ت

تاریخ: 3/3/1388

کاندیدای محترم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای حجت الاسلام مهدی کروبی

ضمن عرض سلام و احترام

مسلما مستحضر هستند که مردم آذربایجان و به طور اعم ترکان ایران، بنا به دلایل تاریخی و گستره جمعیتی خویش همواره نقش مهمی در سرنوشت سیاسی کشور ایفا نموده اند و در سال های اخیر نیز طرح مستمر مطالبات ملی و مدنی حال و هوای تازه ای به منطقه بخشیده است که نمونه بارز آنرا می توان در نتایج دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری ایران ملاحظه کرد.

قطعا توجه ویژه به مطالبات انباشته شده مردم و ارائه راهکاری برای جبران سیاست های تبعیض آمیز گذشته در صدر وظایف شخصیت هائی است که تا آستانه سکان‌داری کشور پیش آمده باشند.

ما به عنوان گروهی از فعالین آذربایجان، وظیفه ملی خویش می دانیم تا گزارشی از نحوه رویکرد کاندیداها به مسئله آذربایجان را تهیه و تقدیم پیشگاه ملت نمائیم تا آنان را در تصمیم گیری خویش یاری کرده باشیم.

بدین منظور به پیوست چند سئوالی را که بر مبنای خواستهای عمومی مردم آذربایجان و از جمله بیانیه شورای هماهنگی فعالین ملی آذربایجان تنظیم شده است را ارائه کرده، و انتظار داریم پاسخهای مشخص و روشنی از حضرت عالی دریافت نمائیم.

قابل ذکر است که عین این سوالات طی همین روز به دفاتر کاندیداهای چهارگانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با اخذ رسید تحویل می شود و پاسخهای مربوطه نیز به طور همزمان دریافت شده و رسید ارائه خواهد شد. و متعاقبا گزارش مراجعات ما و عین پرسش و پاسخ های حضرتعالی بدون هیچگونه دخل و تصرفی، بلافاصله در اختیار افکار عمومی ( رسانه ها و خبرگزاریها و مطبوعات و سایتهای اینترنتی و..) قرار داده خواهد شد تا جهت تنویر افکار انتشار یابند.

ستاد پیگیری مطالبات مردم آذربایجان - تهران

(ویژه دهمین انتخابات ریاست جمهوری)



متن کامل پاسخ مهدی کروبی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

ستاد محترم پیگیری مطالبات آذربایجان- تهران

با سلام

عطف به نامه شماره 11/ت مورخ 3/3/1388 به پیوست پاسخ سئوالات مطروحه، ارائه می‌گردد.

مهدی کروبی

سئوال 1) با توجه به سیاست‌های تبعیض‌آمیز گذشته، رتبه آذربایجان درطول قرن‌حاضر نسبت به مناطق دیگر مرتباً کاهش یافته‌است. آیا برنامه‌ای برای رفع ظلم و طرد سیاست‌های تبعیض‌آمیز علیه آذربایجان دارید؟ برای شتاب بخشیدن به رشد و توسعه منطقه و بازگرداندن جایگاه صنعتی، تجاری، علمی و فرهنگی آذربایجان چه اقداماتی خواهید کرد؟

همه میدانیم که خطه‌آذربایجان تا اوایل قرن حاضر، درتمامی یا اغلب زمینه ها ایالتی پیشرو بوده است. همچنین نیازی به توضیح نیست که اولین مدارس، کارخانجات، چاپخانه‌ها، روزنامه‌ها، دانشگاه‌ها وبسیاری از نهادهای مدنی به ابتکار و پایمردی فرهیختگان آذربایجانی در کشور ما بنیان‌گذاری شده‌اند. این واقعیت را میتوان بامراجعه به کتاب «تبریز، شهر اولین ها» اثر پژوهشگر فقید، مرحوم صمدسرداری نیا به‌روشنی دریافت. جا دارد در اینجا ذکر خیری از دوشخصیت پیشتاز فرهنگی ‌یعنی مرحومین میرزاحسن رشدیه و جبار باغچه‌بان بعمل آید. براثر سیاست‌های تفرقه انگیز و تبعیض آمیزی که ریشه در برنامه‌های استعماری با هدف تضعیف کشورهای اسلامی داشته، از ابتدای حکومت رضاخان پهلوی و پسرش در ایران، به تدریج موقعیت این ایالت کاهش یافته؛ بطوریکه مثلا به لحاظ درصد باسوادی از رتبه اول، و از لحاظ صنعتی از رتبه دوم، به رتبه‌های پائین‌تر سقوط کرده؛ و درحالیکه قسمت اعظم تجارت خارجی کشور به‌دست آذربایجانی‌ها انجام می‌شد، اکنون بازارهای آذربایجان دچار رکود جدی میباشد.

متأسفانه وقوع هشت سال جنگ تحمیلی در سالهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی نیز فرصت و امکان جبران این قصورات را ازمسئولین مومن و دلسوز صدر انقلاب سلب کرد. بعدها نیز همواره موانعی باعث شده‌ تا این مهم به نتیجه نرسد.

اما معتقدیم بیش از اینکه تعمدی در کار باشد علت اصلی، مربوط به زیرساخت‌هایی است که از رژیم گذشته به ارث مانده و کماکان نیز بدون تغییر مهمی ادامه یافته است. ازعوامل اساسی‌ این امر، سانترالیسم (تمرکز شدید امور در پایتخت) و محدودبودن اختیارات و امکانات مدیران منطقه میباشد؛ که خود از معضلات بزرگ بجامانده از دوران سابق، و اساساً ادامه وضعیت پیش از انقلاب عظیم اسلامی محسوب میشود. در واقع میتوان گفت که باوجود تحولات مهمی که در عرصه‌های گوناگون انجام گرفته، تغییری اساسی در نظام اداری کشور رخ نداده است.

به‌نظر می‌رسد که گام اصلی در راه حل این‌معضل، تجدیدنظر در سیستم اداری کشور باشد. بطوریکه میدانید شعار اساسی ما تغییر در عرصه های گوناگون سیستم ومدیریت اجرائی کشور میباشد. این تغییر البته شامل سیستم تمرکزگرای موجود نیز میشود. بدیهی است که تأثیر اصلی تمرکززدائی و توزیع قدرت تصمیم و اجرا درمناطق کشور (بجای مرکز) در درازمدت به ‌ظهور خواهد رسید ولی درکوتاه مدت نیز می‌توان با اعمال سیاست تبعیض مثبت، به رفع معضلات آذربایجان شتاب بیشتری بخشید. باسپردن زمام بسیاری ازکارهای هرمنطقه به خود مردم، و نیز تقویت شوراهای اسلامی در روستا و شهر و استان، خیلی از مسایل در همان منطقه قابل حل و فصل است.

از سایرمشکلات در این مورد، عدم ثبات مدیریت و وجود مدیران به‌اصطلاح پروازی است که باز از مظاهر بارز تمرکزگرائی است. اکنون دربسیاری از مناطق کشور، از رئیس فلان اداره کل تا امام جمعه، هفته‌ای یکی دو روز به منطقه آمده؛ سپس به تهران برمی‌گردند. این مسئولین، چون فرصت بسیارکمی برای آشنائی با مسائل محل خدمت خود دارند بالطبع نمی‌توانند هیچ برنامه حساس و مهمی را طراحی و پیگیری نمایند. سعی ما این خواهدبودکه در آذربایجان نیز همانندسایر مناطق کشور، از مدیران مقیم و حتی الامکان اهل محل، بهره‌مند شویم. همچنین به جای تعویض پی‌درپی مدیران تلاش خواهیم کرد تا مشکلات و موانع کار را از پیش پای آنها برداریم.

بطوری‌که اشاره شد برای تسریع در رشد و توسعه آذربایجان و بازگرداندن جایگاه شایسته صنعتی، تجاری، علمی و فرهنگی آن لازم است سیاست تبعیض مثبت را بکارگرفت بدین‌معنی که اگر در گذشته، بودجه کافی برای آذربایجان تخصیص نیافته، بودجه ویژه‌ای علاوه بر بودجه عادی استان‌های دیگر، برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های زیربنائی صنایع، معادن، راه، علوم و فنون وفرهنگ به‌طور جداگانه به آذربایجان اختصاص داد به‌طوریکه طبق یک برنامه زمانبندی مثلاً در طول ده سال آذربایجان بتواند موقعیت شایسته خویش را بازیابد. یادآور می‌شویم که همچنین باید توجه و حمایت جدی نسبت به صنایع بویژه تولید وصادرات دو صنعت بسیار مهم کفش و قالی آذربایجان به‌عمل آید؛ همچنانکه تقویت بخش کشاورزی نیز باید از عمده ترین برنامه‌های دولت آینده باشد.

در اینجا تذکر این‌نکته، ضرورت داردکه بی‌مهری مسئولین سابق حکومتی، تنها شامل آذربایجان نبوده؛ بلکه سایر نقاط کشورمان نیز از لطمات این بی‌مهری، مصون نمانده اند؛ و اگر با دیدی منصفانه به‌مسائل بنگریم ملاحظه خواهدشد که مشکلات خیلی از مناطق کشور نسبت به آذربایجان بیشتر است. قصد ما این‌است که با مشارکت و به‌دست خود مردم، و با استفاده از تمامی امکانات فراوان کشورمان، بویژه بهره‌گیری از توانائی‌های علمی- فنی نیروهای انسانی، در ترمیم خرابیها و جبران خساراتی که درطول سالها، دهه ها وحتی قرنها، به هم‌میهنان مان در نقاط مختلف کشور تحمیل گردیده است بکوشیم. و اطمینان داریم که بر اساس برنامه های مشخص و روشنی که داریم موفق هم خواهیم شد؛ ان شاءالله.

سئوال 2) هرچند آذربایجان از دیرباز قطب تجاری کشور بوده است، اما در حال حاضر بازارهای تبریز و اورمیه و خوی و اردبیل و زنجان و مراغه حداقل رونق خود را دارند. درعوض، گروه های قاچاقچی از راه های غیرقانونی نسبت به تبادل کالا، ارز، مواد مخدر و اسلحه و تجارت انسان مبادرت می‌ورزند؛ که ضمن غیرسالم کردن اقتصاد منطقه، به لحاظ امنیتی نیز مشکل‌آفرین هستند. چه برنامه ای برای ریشه کن کردن قاچاق در مرزهای شمال غرب کشور دارید؟

بلی. پیش از آغاز کار سلسله پهلوی، آذربایجان چنین موقعیت ممتازی را به‌اتکای پتانسیل‌های خویش داشته است؛ و بخش عظیمی از اتکای دولت‌های وقت نیز به عایدات گمرکی و مالیات‌ها و وام‌هایی بود که از تجار و بازاریان دریافت می‌کردند. بعدها به دلیل وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه عملاً یکی از طرفهای مهم تجاری آذربایجان حذف شد. کشف و صدور نفت نیز بتدریج اقتصاد ایران را متکی به نفت‌جنوب کرد و این‌آزادی عمل را به دولت‌های بعدی داد که حتی درصورت پریشانی بخش‌خصوصی، منبع‌مالی مطمئنی داشته باشند و مستقل از خواست‌های ملت بتوانند بودجه برنامه‌های مدنظرشان را تأمین‌کنند. لذا درسایه درآمدهای هنگفت حاصل از فروش منابع‌زیرزمینی و تضعیف نقش‌مردم در اقتصاد، دولت‌های مستبد و توتالیتر در ایران شکل‌گرفتند که چون قادربودند باز ازمحل درآمدهای بادآورده نفتی، معیشت بخش‌هایی از مردم را نیز به خود وابسته و تأمین کنند، با جان‌سختی بیشتری درعرصه‌سیاسی باقی‌ماندند. در این‌میان به لحاظ اقتصادی نیز اولین وشاید بیشترین ضربه‌ها را آذربایجانی‌ها خوردند؛ و این باعث شد که اغلب تجار آذربایجانی به مرکز(که امنیت اقتصادی بیشتری داشت) روی آوردند و به‌دنبال آن نیز مهاجرت‌های‌ وسیع نیروی جوان و جویای‌کار، موجبات رونق اقتصادی نسبی در استان‌های مرکزی، و متقابلاً رکود اقتصادی در آذربایجان گردید.

با توجه به سابقه‌تاریخی، ظرفیت‌ها وموقعیت آذربایجان در امر اقتصاد اصلی‌ترین برنامه دولت ما سامان‌دهی و بازسازی زیربنایی استان‌های آذربایجان به‌عنوان مهم‌ترین پایانه تجاری کشور و قطب اصلی بازرگانی است. به‌این‌منظور علاوه بر تسهیلات خاص برای تجارت در آذربایجان، اقدام به تأسیس مناطق آزاد تجاری در مناطقی چون ارومیه، خوی، صوفیان، مغان و آستارا خواهد شد. طبعاً با تأمین تسهیلات لازم برای تجارت آزاد، دیگر نیازی به قاچاق کالا نخواهد بود. در این‌صورت اگر مواردی هم باقی‌بماند تنها مربوط به قاچاق اجناس غیرمجاز مانند موادمخدر واسلحه و ورود وخروج غیرقانونی از مرز خواهدبود؛ که با برخورد قانونی، مسلماً میزان آنها هم به حداقل خواهد رسید.

سئوال 3) محتوای اصلی شعارهای مردم آذربایجان (بخصوص از اعتراضات خرداد 85 به بعد) رسمی‌شدن زبان ترکی بوده است. چه برنامه ای برای تحقق این امر درحیطه‌هایی چون آموزش وپرورش، دانشگاهها، رسانه‌های سرتاسری، دوایر و ادارت دولتی و... دارید؟ همان‌گونه که درقانون اساسی جمهوری اسلامی آمده، استفاده از زبان مادری و آموزش‌آن درمدارس، آزاد است. معهذا متأسفانه تاکنون هیچ اقدامی برای اجرائی‌کردن آن بعمل نیامده است. تلاش ما بر این خواهدبود که اصل 15 هم که ناظر به این موضوع است همانند سایر اصول قانون اساسی منجمله اصول 19 و 43 که معطل مانده ویا بطورکامل به اجراء درنیامده است تحقق یابد.

ازطرفی باتوجه به گستره جغرافیائی زبان ترکی در ایران که زبان اول و یا دوم اغلب استان‌های کشور شمرده می‌شود، اختصاص یک شبکه تلویزیونی سرتاسری به این‌زبان که بتواند با استفاده ازهنرمندان، شعرا، نویسندگان و ....آذربایجانی برنامه‌هائی با کیفیت بالا تهیه و ارائه نماید جزو برنامه‌های ما می‌باشد. بدیهی‌است که در این مورد برای دیگراقوام کشورمان نیز اقدام متناسب به‌اجراء درخواهدآمد.

میدانیم که در ادارات و دوایر دولتی، افرادی که به زبان رسمی کشور تسلط نداشته یا اصولا آن‌را بلد نیستند دچارمشکلاتی میشوند. این مشکل، بخصوص درمحاکمات دادگستری به نحو بارزی خودنمائی می‌کند بطوری‌که برخی از مراجعین به‌دلیل اینکه نمی‌توانند به زبانی دیگر از خود دفاع نمایند، ای بسا بلادفاع مانده؛ و دچار تضییع حق می‌شوند. همه این موارد با روح قانون اساسی و انسانیت و اسلامیت مغایرت دارد و مسلما هرکس بایستی اجازه داشته باشد از زبانی که راحت‌تر می‌تواند به دفاع از خود بپردازد، استفاده نماید. البته این واقعیت را نیز نباید فراموش‌کردکه از دیرباز و هم اکنون نیز درتمام ادارات و نهادهای دولتی و محاکم دادگستری، گرچه نوشتجات به زبان فارسی است لیکن تکلم به زبان محلی نیز رایج میباشد.

سئوال 4) در سالهای گذشته تعداد کثیری از نشریات و موسسات فرهنگی، نهادهای مردمی(غیر دولتی) آذربایجان که به‌نحوی مدافع هویت، زبان، فرهنگ و تاریخ و...مردم خویش بوده اند به‌دلایل واهی از فعالیت بازمانده اند. ضمن اینکه اجازه تأسیس هیچ سازمان و حزب سیاسی و احیانا برگزاری تجمعات مسالمت آمیز نیز صادر نشده است.

آیا حضرت‌عالی نیز به همین سیاست‌های یک‌سویه ادامه خواهیدداد؟ یا بالعکس نهادها و تجمعات ملی- مدنی آذربایجان را به‌رسمیت شناخته؛ از آنها حمایت خواهیدکرد؟

دو هدف اساسی انقلاب اسلامی مردم ایران به‌رهبری امام خمینی، عبارت ازاستقلال و آزادی بود که در جای‌جای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز موردتأکید قرارگرفته است. آزادی بیان و نشرمطبوعات و فعالیت موسسات فرهنگی و نهادهای مردمی، جملگی ازمصادیق بارز اصل اساسی آزادی است. تأمین بستر لازم برای تحقق آنها نیز برعهده دولت اسلامی است. لیکن این را هم باید پذیرفت که نباید تحت نام وعنوان آزادی، مرتکب اعمال و اقدامات مغایر قانون شد.

آذربایجان که خود از پیشتازان ایجاد جامعه مدنی در صدرمشروطیت بوده، مسلماً شایسته داشتن نشریات ومطبوعات بسیار وزین سراسری‌است. در زمینه فرهنگ غنی آذربایجان نیز علاوه بر اینکه هیچ مانعی نباید بر سرراه فعالیتهای موسسات مدنی (چنانچه مرتکب تخلف قانونی نشوند) وجود داشته باشد، بلکه دولت نیز باید به وظایف خود در حمایت از فرهنگ و هنر آذربایجان عمل نماید.

درمورد تجمعات مدنی آذربایجان منجمله گردهم آئی سالانه مردم درقلعه‌بابک، مراسم یادبود قهرمانان ملی چون ستارخان، باقرخان وخیابانی، نظر ما این‌است که مردم باید بتوانند درمراسم تجلیل ازقهرمانان خویش شرکت داشته باشند.

البته میدانید که حضور افرادی مشکوک و افراطی در این تجمعات، و اعمالی همچون سردادن شعارهائی غیرقانونی و حتی مغایر تمامیت ارضی کشور، جنبه مسالمت‌آمیز آنها را ازبین میبرد. معتقدیم که مردم فهیم آذربایجان بویژه فرهیختگان و رهبران فکری این‌سرزمین، بخوبی قادر به مدیریت این‌تجمعات هستند؛ و ضمن مقابله با هرگونه رفتار ناهنجار، سوءاستفاده کنندگان احتمالی را شناسائی و منزوی خواهندنمود. اگر عزیزانی که در این تجمعات شرکت میکنند خودشان مانع خودنمائی این‌عناصر قانونگریز (که بعضاً مرتبط و وابسته به خارج ازکشور هم هستند) بشوند مسلماً نیازی به دخالت مسئولان انتظامی و امنیتی نخواهدبود. قهرمانان ملی آذربایجان، مورد احترام همه ایرانیان و درواقع قهرمانان ملی ایران هستند.

سئوال 5) متأسفانه در لغت‌نامه مورد استفاده برخی ازنیروهای امنیتی، آذربایجان دوستی: معادل تجزیه طلبی، دفاع از زبان و فرهنگ: معادل پان‌ترکیسم، اعتراض مدنی به سیاست‌های تحقیرملی و آسیمیلاسیون فرهنگی : معادل برهم زدن نظم عمومی معنی می‌شوند که همگی اینها متأثر از ایدئولوژی شوونیسم (بازمانده از رژیم سابق) است. در سالهای اخیر نیز تعداد کثیری از فعالین آذربایجانی باهمین دلایل واهی دستگیر، زندانی وتبعید شده‌اند. آیا شمانیز همچون پیش، فعالیت های سیاسی، اجتماعی وفرهنگی آذربایجانی‌ها را یک معضل امنیتی تلقی خواهیدکرد؟ یا بالعکس با دشمنان آذربایجان و ایدئولوژی شوونیسم مبارزه کرده؛ و به از بین‌بردن مظاهرمختلف آن اقدام خواهید نمود؟

بدواً باید به این واقعیت توجه‌داشت که مسئولان نظام جمهوری اسلامی و در رأس همه آنها مقام رهبری که خود فرزند آذربایجان هستند، آذربایجان‌دوستی، دفاع از زبان وفرهنگ، اعتراض به توهین وتحقیر، ومقابله با‌آسیمیلاسیون را نه فقط معادل آنچه که دربالا نوشته‌اید نمی‌دانند بلکه همواره توجه وعلاقه خود را نسبت به‌ آذربایجان و زبان وفرهنگ غنی آن ابراز داشته‌اند. ما هم فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آذربایجانی‌ها وسایر هم میهنان را معضل امنیتی تلقی نمیکنیم.

از سوی‌دیگر بنا به‌قوانین کشور که برگرفته ازتعالیم‌عالیه اسلام می‌باشد مسلماً نمی‌توان شخصی را بعلت طرزتفکر و تعلق‌خاطری که به سرزمینش دارد بازخواست و محاکمه نمود.

گرچه درسال‌های گذشته به‌خصوص ازسال 1385به این سو تعدادی ازدانشجویان وفعالین سیاسی- فرهنگی‌آذربایجان دستگیر شده وبعضاً مجازات‌های سنگینی چون محرومیت از ادامه تحصیل، یا زندان وتبعید را متحمل شده‌اند؛ ولی اولاً این برخوردها منحصر به هم‌وطنان آذربایجانی نبوده؛ و ثانیاً حضور بعضی عناصرناآگاه درجمع فعالین سیاسی، موجب حساسیت مسئولین امنیتی می‌شود. داخل شدن برخی افراد مرتبط با جریانات ضد نظام درصفوف مطالبه‌گران منطقی نیز این‌حساسیت را افزایش می‌دهد. عامل اصلی بسیاری ازبازداشتها، وجود عناصر ماجراجو وفرصت‌طلب‌ (و درهرحال، نامطلوب) درمیان فعالان سیاسی قانون‌گرا است. از این‌رو اغلب بازداشتی‌های در این ارتباط، با احراز مراتب بی‌گناهی‌شان درمراحل تحقیق، آزاد می‌شوند. البته تنگ‌نظری و برخورد جناحی پاره ای ازمسئولین را نیز نمی‌توان نادیده گرفت؛ که محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل، از این باب است. عقیده ما این‌است که دانشجو، ستاره درخشان جامعه است؛ و ستاره‌دارکردن دانشجو را محکوم میکنیم. همچنین بر این باوریم که مردم آذربایجان مطالباتی معقول ومنطقی دارند؛ که اکثرآنها ازطریق قانونی، قابل اجراء ‌است؛ و امنیتی تلقی‌کردن موضوع، به هیچ روی، درست نیست.

با توجه به مطالب یادشده، اعمال تجدیدنظر در پرونده‌های اینگونه متهمین ومحکومین، ضروری به‌نظرمی‌رسد؛ تا چنانچه حقی ازکسی ضایع شده باشد نسبت به جبرانش اقدام گردد. درعین‌حال لازم است که یک نقدعمومی هم نسبت به انواع پانیسم (ازجمله پانیسم باقی‌مانده ازرژیم دست نشانده سابق) به‌عمل آید تا افکارعمومی جامعه، از عصبیت‌های ناشی ازتمایلات حاد ناسیونالیستی رهائی یابد؛ و احساس برابری و برادری در سطح جامعه افزایش یابد و بدین ترتیب انسجام وهمبستگی ملی تقویت شود.

سئوال 6) چه برنامه‌ای برای افزایش اختیارات و حمایت از شوراهای استانی و تأسیس پارلمانهای ایالتی، و سپردن کارهای مردم به خود آنها دارید؟

چنانکه اشاره شد شوراهای استانی طبعا بایستی تقویت شوند و استانداران نیز می‌توانند با نظر همین شوراهای استانی انتخاب گردند. باافزایش اختیارات شوراهای مختلف محلی وصنفی، اغلب مسائل منطقه، در این نهادها قابل طرح و حل است؛ و به‌این ترتیب از انباشته‌شدن مسائل ومشکلات منطقه جلوگیری خواهدشد.

درمورد آنچه که تحت عنوان پارلمان‌های ایالتی مطرح کرده‌اید قطعا میدانیدکه این امر ازحیطه اختیارات رئیس جمهور و هیأت دولت، خارج است؛ ولی باید دانست که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت‌های زیادی درجهت تمزکززدائی و توزیع قدرت حکومتی در سرتاسر کشور دارد. ما البته تلاش خود را درجهت استفاده از این ظرفیت‌ها به‌کار خواهیم برد.

طبعا برای حل مشکلات باقی‌مانده از سیاست‌های تبعیض‌آمیز گذشته و سوء‌مدیریت‌های پیشین، نیاز به بودجه و اعتبار کافی خواهدبود؛ که آن نیز از محل بودجه معوقه آذربایجان قابل تأمین می‌باشد. به‌این‌منظور البته سازمان برنامه و بودجه کشور بایستی ردیفی برای بودجه معوقه آذربایجان اختصاص دهد. میدانیدکه احیای دوباره سازمان برنامه و بودجه (یا سازمان مدیریت و برنامه ریزی) که توسط دولت نهم تعطیل گردیده، از مهم ترین برنامه های اعلام شده ما است.

سئوال 7) درصورتی که جنابعالی از تحقق بخشیدن به قول‌های خود ناتوان باشید و دست‌هایی مانع از اقدامات موثر شما در این زمینه شوند چه عکس العملی خواهیدداشت؟ آیا بعد از انتخاب‌شدن نیز به نیروی مردم اتکاء خواهید کرد؟ چگونه نسبت به سازماندهی نیروی مردم اقدام خواهید کرد؟ و آیا صادقانه موانع تحقق حقوق مردم را به آنان معرفی خواهید کرد؟

گرچه رئیس جمهور، به‌عنوان بالاترین مقام اجرائی کشور، ریاست کابینه، هم‌آهنگ‌کننده قوای سه‌گانه، و مسئول نظارت بر اجرای قانون اساسی، قدرت و اختیارات گسترده‌ای دارد؛ ولی این قدرت به‌هرحال، محدود میباشد؛ و قسمت اعظم قدرت اداره کشور، نزد سایر نهادها وسازمانها است. حتی ازآنجائی‌که هریک از اعضاء کابینه، همانندسایرکشورهای دموکراتیک، دارای رأی و نظر مستقل هستند لذا در درون هیأت دولت نیز قدرت رئیس‌جمهور، نفوذ قطعی ندارد. این است که نباید انتظار معجزه‌ از رئیس جمهور داشت.

چند عامل در میزان اقتدار رئیس جمهور برای انجام شایسته وظایفش، تأثیر دارد. نخستین وشاید مهم‌ترین عامل، میزان رأیی است که مردم به وی داده‌اند. هرقدر که رأی مردم به یک رئیس جمهور بیشتر باشد توان عملی وی نیز به‌همان نسبت بیشتر خواهدبود. پس از انتخاب شدن نیز پشتیبانی فعال و آگاهانه مردم از رئیس‌جمهور، اقتدار وی را درجهت تحقق و پیشبرد برنامه‌های مورد نظر، و غلبه بر موانع احتمالی، افزایش خواهد داد. ظرفیت و توان تعامل شخص رئیس جمهور با مسئولان سایر نهادها نیز که اصطلاحا قدرت‌چانه‌زنی خوانده میشود عاملی دیگر در میزان موفقیت وی به‌شمارمیرود. امید میرود با مشارکت گسترده مردم در انتخابات 22خرداد 1388، و به اجراءدرآمدن تمهیداتی که جهت صیانت از آراء آنان به‌عمل آمده، و متعاقبا حمایت مستمر ملت از رئیس جمهور منتخب‌شان امکان تغییر اساسی دروضعیت نامطلوب فعلی فراهم آید.

اما درمورد موانع احتمالی و راه مقابله با آن، واقعیت این است که عده‌ای مخالف تحقق آزادیهای مشروع وقانونی بوده؛ و به‌هرنحوممکن میخواهند جلو این‌آزادی‌ها را یگیرند. تردیدی نیست که مدافعان راستین آزادی نباید بهانه‌ای به‌دست مخالفین بدهند. ازموانع دیگر، وجود برخی افراد وجریانهای افراطی است که معمولا ازخارج مرزها الهام میگیرند. توصیه ما این است که ضمن جلوگیری از ورود آنان درمیان نیروهای قانون‌گرا، به افشای ماهیت‌شان بپردازیم.

همچنین همواره باید به‌این نکته توجه داشت که استقلال وآزادی، دومفهوم موازی شمرده می‌شوند که هیچ‌یک را نمی‌توان فدای دیگری کرد لذا مسلما تنها با تکیه‌وتأکید برحفظ استقلال و تمامیت‌ارضی‌ایران است که فعالین‌صدیق آذربایجانی قادربه تأمین وکسب آزادی‌های دموکراتیک خواهند بود. بنابراین توصیه میشود که همه ما بایستی به این اصل بسیارمهم، عنایت جدی داشته باشیم تا مانعی در راه تحقق مطالبات برحق مردم به‌وجود نیاید.

به هرحال ما ازهیچ تلاشی برای شکوفائی اقتصادی و رشد فرهنگی، و تأمین آزادی تشکل‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در آذربایجان همچون هرنقطه دیگرمان فروگذار نخواهیم کرد تا بدین ترتیب بخشی از دینی را که همه مان نسبت به آذربایجان عزیز داریم جبران کرده‌باشیم.

نکته آخر اینکه چنانچه علیرغم عملکرد متین ومسئولانه مردم، کسانی بخواهند مانع اجرای برنامه‌ها بشوند، نسبت به معرفی آن موانع و مشکلات اقدام خواهیم کرد.  

+  یازی تاریخی:  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعات 14:28&nbs یازار:    | 

بيانيه شماره 3 شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان در خصوص انتخابات رياست جمهوري

بيانيه شماره 3 شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان در خصوص انتخابات رياست جمهوري

سه‌شنبه  ۱۹ خرداد ۱٣٨٨ -  ۹ ژوئن ۲۰۰۹

 

از حدود شش ماه پيش جمع کثيري از فعالان ملي و هويت طلب آذربايجان با درک شرايط حساس کشور، منطقه و جهانی با هدف تأثيرگذاري در گفتمانهاي مطرح در عرصه انتخابات رياست جمهوري دهم با رويکردي فعال تلاشهاي منسجمي را آغاز کردند که عليرغم تمامي ناملايمات و کاستيها، با تشکيل شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان و همچنين انتشار منشور آن و به تبع آن حمايت تشکلها، طيفها، دانشجويان و فعالان مستقل آذربايجاني تأثيرگذار از آن، اميد فراواني را ايجاد نمود. البته ايجاد اميد در کنار وضعيت بسيار حساس حاکم بر اتمسفر سياسي آذربايجان به همراه رد صلاحيت غيرحقوقي و غيرمنطقي آقاي دکتر اکبر اعلمي به عنوان کانديداي مطرح در دفاع از حقوق ملي آذربايجان، وضعيت را براي ادامه فعاليت شورا و نحوه تصميم گيري آن بسيار سخت تر نمود. از طرفي حاضر شدن يکي از فرزندان آذربايجان به عنوان کانديداي رياست جمهوري و ايجاد و تشديد فضاي احساسي تعلق خاطر ملي و قومي، فشار احساسي قابل تأملي را بويژه از طرف بعضي فعالان براي تصميم گيري شوراي هماهنگي وارد آورده است. در کنار اين، عده  ديگري از فعالان ملي آذربايجان با توجه به داشتن رويه مطالبه محوري حرکت ملي آذربايجان و اعلام برنامه هاي مطالبه محور توسط يکي ديگر از کانديداها و حمايت جريانها و تشکلهاي مطالبه محور از وي، بر ضرورت حمايت شوراي هماهنگي  از کانديداي مذکور تأکيد داشته اند.

از طرفي شوراي هماهنگي در بيانيه شماره 2 خود با تأکيد بر اصول ششگانه خويش يعني:

1. رسمي شدن زبان ترکي و آموزش به زبان مادري.

 2. ايجاد سيستم فدراليسم و مبارزه با تمرکزگرايي و تشکيل پارلمان هاي ايالتي.

 3. رفع کليه مظاهر شونيسم و آسيميلاسيون و لغو کليه قوانين و بخشنامه هاي پيدا و پنهان در خصوص اعمال سياست¬هاي شونيسم و تبعيض آميز بر عليه اقوام وملل ساکن در کشور.

 4. توقف سياست مهار قومي و جلوگيري از به هم خوردن تناسب جمعيتي در غرب آذربايجان و به رسميت شناختن جغرافياي فرهنگي و تاريخي آذربايجان.

 5. ايجاد بسترهاي لازم جهت توسعه و رونق اقتصادي آذربايجان و اختصاص بودجه ويژه براي فقرزدايي و رفع محروميت ها و مقابله با مهاجرت ناشي از سياست هاي 80 سال گذشته.

 6. به رسميت شناختن فعاليت¬هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي با ماهيت قومي و ملي و رفع موانع تاسيس و فعاليت احزاب، تشکل ها و رسانه هاي مدافع حقوق ملت آذربايجان.

((شورای هماهنگی)) اعلام نموده بود که هر کدام از کانديداهاي رياست جمهوري که خود را ملزم به حمايت رسمي از اصول ششگانه شوراي هماهنگي نموده و از تريبون رسمي از آنها دفاع نمايند و مکانيزمهاي اجرايي آنرا تبيين کنند، در نزد شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان مورد بررسي و نهایتا مورد پذيرش قرار خواهند گرفت. در غير اين صورت شوراي هماهنگي عدم حمايت خود از کانديدهاي موجود را به عموم مردم اعلام خواهد کرد. بر اين اساس، «ستاد پيگيري مطالبات ملي آذربايجان» همسو با شوراي هماهنگي در تهران خواسته هاي مطرح در قالب هفت سؤال طي نامه هاي جداگانه به صورت حضوري تحويل ستادهاي مرکزي چهار کانديداي رياست جمهوري گرديد و ستاد مذکور پيگيري گسترده اي را جهت دريافت جوابهاي مشخص، کتبي و شفاف انجام داد که گزارش مذکور به صورت مبسوط طي اطلاعيه اي براي تنوير افکار عمومي آذربايجان منتشر گرديده است.

از اينرو با عنايت به موارد فوق الذکر شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان تحليل و ديدگاه نهايي خود را در خصوص انتخابات رياست جمهوري و کانديداهاي حاضر و برنامه هاي آنها به شرح ذيل اعلام مي دارد:

1-   ضرورت تغيير و تحول:

شرايط سياسي حاکم در چهار سال اخير وضعيت کشور را در ابعاد مختلف مورد تأثير قرار داده و وضعيت ناگواري را از لحاظ اقتصادي و معيشت مردم، فرهنگي، سياسي، آزاديها و فعاليتهاي مدني فراهم آورده است. به تبع اين شرايط حاکم، حرکت ملي آذربايجان نيز به عنوان يک حرکت مدني تحت شديدترين محدوديتها و برخوردها قرار گرفته است که بي اغراق مي توان گفت فضا براي فعاليتهاي مدني در حد خفقان قرار گرفته است. از اينرو با توجه به نياز و خواست عموم مردم جامعه و همچنين ضرورت لزوم فضاي فعاليت مدني براي بسط و گسترش و آگاهي بخشي هويتي و ملي به ملت آذربايجان، شوراي هماهنگي ايجاد تغيير و تحول در شرايط حاکم سياسي را مهم  و لازم مي داند و معتقد است عليرغم همه انتقادات وارده به برنامه ها و عملکردهاي گذشته، از بين کانديداهاي موجود، انتخاب کانديداهاي جريان اصلاح طلب عملگرا مي تواند براي ايجاد تغيير و تحول و برپایی قانون گرایی و آزادیهای اجتماعی و سیاسی مفيد باشد؛ اگرچه بر اين باوريم فضاي ايجاد شده مدني در صورت پيروزي اين جريان محدوددتر از فضاي گذشته بويژه فضاي بعد از دوم خرداد 1376 خواهد بود.

 

2-  برنامه هاي کانديداهاي موجود:

کانديداهاي حاضر هر يک در خصوص مسائل کشور و خواسته هاي گروهها و جريانهاي اجتماعي ديدگاههاي خود را منتشر کرده اند که طبيعي است هر يک از اين جريانها و گروهها برنامه ها و ديدگاههاي مذکور را از منظر خواسته هاي خود مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهند. از اينرو شوراي هماهنگي برنامه ها و ديدگاههاي کانديداها را از نگاه توجه به خواسته هاي اقوام و ملل ساکن ایران مورد بررسي قرار داد و با توجه به معيارهاي سنجشي تعيين شده در منشور و اصول ششگانه خود، نظر خود را در خصوص برنامه هاي ارائه شده توسط کانديداها براي تأمين خواسته هاي اقوام و ملل ساکن در کشور به شرح زير بيان مي دارد:

2-1 برنامه هاي آقاي مهدي کروبي:

 آقاي کروبي در ميان بيانيه ها و برنامه هاي منتشره خود در چهار بيانيه احياي برنامه ريزي، ملي کردن درآمدهاي نفتي، احيا و بسط حقوق شهروندي، احياي حقوق اقليتهاي قومي و مذهبي خواسته هاي اقوام و ملل ساکن در کشور را مورد توجه قرار داده است. بررسي اين بيانيه ها و برنامه ها نشان مي دهد که ايشان و تيم تکنوکرات و مطالبه محور حامي وي شناخت نسبتا مناسبي را از اهميت و جايگاه خواسته هاي اقوام و ملل کشور بدست آورده اند که اهم آن عبارتند از:

- داشتن نگاه فرهنگي و اجتماعي به موضوع هويت طلبي اقوام ايراني و برخلاف اصول ۱۵ و ۴۹ قانون اساسي دانستن نگاه هاي امنيتي به آن.

- تأکيد بر ضرورت مشارکت و حضور همه اقشار مردم و اقوام و مذاهب موجود در ايران، در قدرت و مديريت سياسي کشور.

- به رسميت شناختن حقوق همه ملل و اقوام .

- اعتقاد به حقوق سياسي و دسترسي آزاد به اطلاعات و آزادي بيان.

- تأکيد بر حقوق اقوام و گروه‌هاي مختلف زباني و مذهبي و اعلام خلاف قانون اساسي بودن عدم اجراي اصل 15 قانون اساسي.

- تأکيد بر وحدت ملي از طريق پذيرش و احترام به تفاوت‌ها در ذيل اشتراکات ملي و رد ايجاد آن از طريق يکسان‌سازي.

- تقبيح تمرکزگرايي اداري در مرکز و يکي از موانع اصلي و عمده عدم پيشرفت و توسعه و نيز مشارکت آحاد مردم در سرنوشت و توسعه منطقه و محل سکونت خود.  

- تقويت جدّي نهاد شوراها در تمام سطوح وانتقال بسياري از وظايف و اختيارات مرکز به مناطق و استان‌ها از طريق احياي شوراهاي استاني و تجديدنظر در اختيارات اين شوراها از خلال بازنگري در قانون اساسي.

- تأکيد بر اجراي اصول معطل مانده قانون اساسي و ديگر قوانين مدون ضامن حقوق ملت خصوصاً اقليتهاي قومي و مذهبي.

- تعهد به اجراي کليه اصول قانون اساسي خصوصاً اصول معطل مانده و يا ناقض اجرا شده آن از جمله اصول ۳ـ۱۲ـ۱۳ـ۱۵ـ۱۹ـ۲۶ـ۴۱ـ۴۴ـ۴۸ و … و رفع موانع اجرايي آن و معرفي اشخاص و گروههاي مانع به دادگاه و ملت.

- مقابله با تبعيض و نابرابري هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و مديريتي و برطرف نمودن نگاه حاشيه اي و امنيتي به اقليتهاي قومي و مذهبي.

- رفع موانع تحصيل و استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مراکز آموزشي و مطبوعات.

- تأييد و تأکيد بر حفظ ويژگيهاي فرهنگي اقوام ايراني اعم از زبان، لباس و رسم و رسومات.

- تأييد بارزترين ويژگي هويت ملت بودن زبان و ادبيات قومي و محلي انکار و تضعيف داستن آن با انکار هويت آن قوم.

- تأکييد بر جبران محروميتها و عقب افتادگي هاي مناطق محروم و مرزي.

- تقويت حکمرانان محلي و واگذاري اختيارات و اداره امور منطقه اي از ميان نخبگان و شايستگان همان منطقه.

 

2-2 برنامه هاي آقاي ميرحسين موسوي:

آقاي موسوي نيز خواسته هاي اقوام و ملل ساکن در کشور را در بيانيه حقوق بشر و حقوق شهروندي در مورد اقوام و ملل ايراني مورد توجه قرار داده است. بررسي اين بيانيه نشان مي دهد که ايشان و تيم حامي وي خواسته هاي اقوام و ملل کشور را بصورت نسبتا مناسبي مد نظر داشته اند که اهم آن عبارت است از:

-  تأييد همزيستي مسالمت‌آميز و تاريخي ايرانيان و وجود همبستگي اجتماعي و وجد مشکلات خاص در محل استقرار اقوام.

-  تقسيم بندي خواسته هاي اقوام در 3 دسته توزيع عادلانه ثروت،  امکان مشارکت در قدرت و مناصب مديريتي کشور و  منزلت برابر اجتماعي و فرهنگي.

- تعهد به توسعه و تقويت شوراها و تقويت مديريت محلي.

- تعهد به رسميت شناختن حقوق اقوام بر اساس الگوي مديريت غيرمتمرکز و شريک نمودن اقوام در اداره امور خود.

- تأکيد بر تاسيس بنيادي براي حفظ و گسترش زبان‌هاي مختلف اقوام ايراني.

 

که در اين خصوص راهبردها و سياست‌هاي زير را بيان کرده اند:

-  تأمين مطالبات قانوني اقوام در چارچوب قانون اساسي (اصول12، 15، 48 و100).

-  باور به تنوع قومي در ايران و نگاه فرصت‌محور به اقوام ايراني به عنوان يک پديده خدادادي.

-  تهيه و تصويب لايحه مربوط به توسعه وظايف شوراهاي اسلامي شهر و روستا به ‌نحوي که الگوي مطلوب مديريت قومي در ايران را امکانپذير گرداند.

- توسعه متوازن اقتصادي و اجتماعي در مناطق قومي و مرزي طي يک برنامه مشخص جهشي و مدت‌دار همراه با اولوِيت اجراي برنامه بازسازي و توسعه همه جانبه مناطق آسيب‌ديده از جنگ در غرب و جنوب کشور.

- ضرورت تقويت اعتماد،‌ مشارکت و رضايت ميان حاکميت و اقوام از طريق توزيع عادلانه ثروت، قدرت و‌ منزلت.

- پرهيز جدي از تحريک و‌ توهين فرهنگي،‌ اجتماعي و مذهبي اقوام ايراني.

- مشارکت اقوام و مذاهب در عرصه‌هاي تصميم‌گيري ملي و ايجاد احساس خودي دانستن ايشان و باور به نقش مؤثر آنان در سطح ملي.

 

2-3 برنامه هاي آقاي محسن رضايي:

 آقاي رضايي در خصوص خواسته هاي اقوام و ملل ساکن در ايران برنامه مشخص و خاصي را ارائه نداده اند و تنها ايجاد 9 فدرال اقتصادي را با تأکيد بر حفظ سانتراليسم سياسي، فرهنگي و نظامي موجود مطرح نموده اند. در عين حال در بعضي از مناظرات و سخنرانيهاي خود مباحثي را به شکل زير مطرح نموده اند:

- دردولتم از قوميتها و به خصوص اکراد و اهل تسنن نهايت استفاده را خواهم برد.

- ارزش‌هاي قوميتي در چارچوب هويت ايراني اسلامي مي‌تواند احيا شود. خيلي از قوميت‌هاي ما مهد تمدن‌هاي بزرگ بوده‌اند و فرهنگ قومي مي‌تواند مقوّم هويت شود.

 

2-4 برنامه هاي آقاي محمود احمدي نژاد:

 آقاي احمدي نژاد هم در اين دوره و هم در دوره قبل هيچ برنامه مشخصي در خصوص خواسته هاي اقوام ارائه ننموده اند و تنها در روزهاي اخير و در برهه تبلیغات انتخاباتی، شوراي عالي انقلاب فرهنگي که رياست آن بر عهده رئيس جمهور مي باشد، با مصوبه اي اجازه دو واحد تدريس اختياري زبانهاي اقوام را در دانشگاهها صادر کردند که در نهایت برنامه ریزی و مدیریت آن نیز به عهده فرهنگستان فارسی سپرده شد. البته در بعد تخصیص اعتبارات ايشان در طول چهار سال فعاليت خود، نگاه مرکزگراي اقتصادي را تاحدودي تعديل کرده اند.

 

3-  اعتقاد، پشتوانه فکري و برنامه عملي کانديداهاي موجود:

در کنار بررسي برنامه هاي ارائه شده در خصوص خواسته ها و حقوق اقوام و ملل ساکن در کشور، شوراي هماهنگي رسالت و وظيفه خود دانست تا با بررسي افکار، اعتقادات و عملکردهاي گذشته کانديداهاي موجود، برنامه هاي اجرايي و تيم عملياتي آنها را براي اجراي اين برنامه ها مورد کنکاش قرار دهد؛ چرا که همه چهار کانديداي تأييد صلاحيت شده افراد شاخص حاکميت در طول 30 سال گذشته بوده اند که به طرق مختلف در تعيين سياستهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي کشور نقش داشته اند و صرف ارائه برنامه هاي زيبا نمي تواند تضميني براي اجراي آنها در آينده باشد. البته شورا بر اين باور است که سياستمدران و فعالان اجتماعي نيز مي توانند دچار تحول در انديشه ها، ديدگاهها، اعتقادات و عملکردها شوند. از طرفي تيم عملياتي کانديداها که بازوي اجرايي آنها در اجراي برنامه ها هستند، بايد اعتقاد خود را به اين برنامه ها در قول و عمل نشان دهند و صرف حمايت پوپوليستي به خاطر رد کانديداي ديگر نمي تواند دليل منطقي براي نشان دادن راه به مردم باشد.

از اينرو با جمع بندي موارد فوق، ((شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان در خصوص انتخابات رياست جمهوري)) از بين چهار کانديداي حاضر آقايای مهدي کروبي  و ميرحسين موسوي را داراي برنامه هاي کمابیش مطلوب و نزدیک به کف مطالبات ملت آذربایجان و دو کانديداي ديگر را فاقد برنامه در خصوص خواسته هاي اقوام ملل و ساکن در ايران مي داند. از طرف ديگر از ديدگاه اعتقاد، پشتوانه فکري، برنامه عملي و همچنين تيم عملياتي معتقد و مناسب براي اجراي برنامه هاي ارائه شده و سابقه عملکردي گذشته، ((شوراي هماهنگي))  به وثوق قابل تأييد، اعلام و تأکيد در خصوص دو کانديداي مذکور نرسيده است. از سویی وجود برخی پالسهای منفی نیز باعث ایجاد برخی شائبه‌های منفی در مورد دو کاندید اصلاح طلب شده است علاوه بر این با توجه به اصل چهار اصول ششگانه مبنی بر ضرورت"توقف سياست مهار قومي و جلوگيري از به هم خوردن تناسب جمعيتي در غرب آذربايجان و به رسميت شناختن جغرافياي فرهنگي و تاريخي آذربايجان"و نظر به حمایت حزب دمکرات کردستان و شخص مسعود بارزانی از آقای مهدی کروبی، شورای هماهنگی برنامه و دیدگاه و رویکرد آقای کروبی را در این خصوص توجیه پذیر نمی داند و بر تمامیت سرزمینی و جغرافیای تاریخی آذربایجان تاکید می کند.

اميد است اين جمع بندي شوراي هماهنگي بتواند ملت آذربايجان و فعالان ملي آن را در انتخاب آگاهانه رهنمون و کمک نمايد.

۱۳۸۸/۳/۱۹

www.oyrenci.com

+  یازی تاریخی:  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعات 16:46&nbs یازار:    | 

توقیف نشریه اویرنجی باخیشی

توقیف نشریه اویرنجی باخیشی

دیروز سه شنبه (88/3/5) پس از انتشار شماره ی پنجاه و هشتم نشریه اویرنجی باخیشی و برگزاری تجمع اعتراضی در صحن دانشگاه، مسئولان دانشگاه اقدام به توقیف غیر قانونی این نشریه کردند.

http://www.gigaimage.com/images/l4yhxlyjor6b7i4piu55.jpg

http://www.gigaimage.com/images/c638mnhwwcmrsafnvysl.jpg


برای دانلود فایل این شماره بر روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 58

+  یازی تاریخی:  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعات 19:9&nbs یازار:    | 

گزارش تصویری تجمع دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اعتراض به توهین سید محمد خاتمی و نژاد پر

گزارش تصویری تجمع دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اعتراض به توهین سید محمد خاتمی و  نژاد پرستی

http://www.gigaimage.com/images/jen9azquri839xawh7j.jpg

http://www.gigaimage.com/images/lzlhqdj8gy285lxlr7g2.jpg

http://www.gigaimage.com/images/52lhskzkay8f82y10ja.jpg

http://www.gigaimage.com/images/jy3eknnlwg2eogk0g9sk.jpg

http://www.gigaimage.com/images/h7592h3bmmih7devn4.jpg

http://www.gigaimage.com/images/otoy2efkapazw87162rl.jpg

http://www.gigaimage.com/images/t7b8iw2ufj7xpkvlh6e3.jpg
+  یازی تاریخی:  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعات 16:12&nbs یازار:    | 

همزمان با ورود موسوی به دانشگاه تبریز، دانشجویان تورک یکصدا فریاد می کشند: هارای هارای من تورکم

همزمان با ورود میر حسین موسوی به دانشگاه تبریز، دانشجویان تورک یکصدا فریاد می کشند: هارای هارای من تورکم


میللی حرکت سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸:

براساس اخبار رسیده از تبریز، به دنبال ورود میر حسین موسوی به دانشگاه تبریز، تشنج شدیدی فضای این دانشگاه بسیار مهم و تاثیر گذار در سطح ایران، را فرا گرفته و جمع کثیری از دانشجویان هویت طلب آذربایجانی با فریاد در حال سر دادن شعارهای هارای هارای من تورکم، فاشیزمه اولوم، یاشاسین آذربایجان،... هستند.

گفته می شود که دانشجویان به شدت به اهانتهای شرم آوری که علیه ملت آذربایجان هم از سوی هواداران احمدی نژاد و هم از سوی طرفداران خاتمی صورت گرفته معترضند.

این احتمال وجود دارد که تظاهرات دانشجویان به خارج از دانشگاه کشیده شود.


+  یازی تاریخی:  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعات 14:49&nbs یازار:    | 

دستگیری چندین نفر در سخنرانی میرحسین موسوی در شهر تبریز

  دستگیری چندین نفر در سخنرانی میرحسین موسوی در شهر تبریز

خبرنامه امیر کبیر: میر حسین موسوی عصر روز گذشته در ورزشگاه باغشمال تبریز سخنرانی کرد، موسوی که سخنان خود را با جملات ترکی آغاز کرده بود به اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی اشاره کرد و گفت: طبق قانون اساسی این اصول باید  مورد توجه و اجرا قرار بگیرد.

 عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای دهمین دوره ی ریاست جمهوری  آذربایجان را شهر لحظات سرنوشت ساز معرفی نمود و اظهار داشت: تحولات دوره صفویه، قاجار، مشروطه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس همواره آذربایجان را برصف مقدم دفاع از ایران دیده است.

 میر حسین موسوی صبح امروز نیز به منزل  مجتهد شبستری، امام جمعه تبریز رفت، مجتهد شبستری از روحانیون است که در رد صلاحیت اکبر اعلمی در هشتمین دوره ی انتخابات مجلس نقش پر رنگی داشت.

 به گزارش خبرنامه امیر کبیر در این میتینگ انتخاباتی که با بارش باران برخی از حاضرین جلسه را ترک کردند نزدیک به هزار نفر از فعالان هویت طلب و دغدغه مند آذربایجان حضور داشتند که ضمن اعتراض به اهانت خاتمی در قالب بیان جوک ترکی شعار علیه موسوی و خاتمی سر می دادند.

 محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین در فیلمی که اخیرا در بلوتوث ها پخش شده است در قالب بیان جوک اعتقادی به مردم ترک اردبیل اهانت کرده است و علی رغم جو اعتراضات شدید آذربایجان تاکنون هیچ نهاد و ارگان رسمی اصلاح طلبی از کار زشت که منجر به آزرده خاطری مردم آذربایجان گشته عذرخواهی ننموده است. محمد خاتمی در انتخابات دهم از میر حسین موسوی حمایت کرده و جریان اصلاح طلبی از حامیان جدی موسوی به حساب می آیند. سکوت مهندس موسوی که خود را فرزند برومند آذربایجان می خواند هم در مسئله خرداد ۸۵ و هم در این مسئله ی اهانت خاتمی به هموطنانش معنا دار است.

 گفتنی است محمد علی ابطحی مشاور محمد خاتمی در دوره ی  اصلاحات در سایت خود با انتشار مطلبی با عنوان “سفر تبریز و بلوتوث آقای خاتمی” ضمن تایید واقعی بودن این فیلم دلیل انصراف محمد خاتمی را از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ترس از انتشار این فیلم  اعلام می کند.

 بر اساس گزارش های رسیده از تبریز بعد از پایان مراسم با حمله ی انتظامات ستاد موسوی در قالب کمیته ی بسیج و نیروهای انتظامی با باتوم و گاز اشک آور بیش از ۱۵ نفر از فعالیت هویت طلب دستگیر و از وضعیت آنان خبری در دسترس نیست.

 اسامی علی و مهدی ایمانی (دو برادر و عضو انجمن اسلامی دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تبریز)، عسگر قدیمی و حامد حسن زاده در میان دستگیر شدگان به چشم می خورد.

 سایت قلم پایگاه اطلاع رسانی مهندس موسوی نیز با انعکاس اخبار سفر چنین می نویسد: “گفتنی است نیروی انتظامی درجهت هرچه بهتر برقرار شدن این مراسم نهایت همکاری را با ستاد میر حسین موسوی ومردم شریف به عمل آورد.”

+  یازی تاریخی:  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعات 14:38&nbs یازار:    | 

اونجه کی یازی لار
 
windows Media Player Winamp QuickTime Real Player