تبليغاتX
Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı

Əmirkəbir Türk Öyrəncilərinin Veblaqı

بيز واريق ، وارسا وطن ، وار ايسه دوْغما ديليميز ...... اؤيره‏نيب بيلمه‏ليدير اؤز ديليني ائللريميز

اعتراض به عملکرد یکجانبۀ تلویزیون «صدای امریکا»

اعتراض به عملکرد یکجانبۀ تلویزیون «صدای امریکا»

http://bizimtabriznews.com/thumbnail.php?file=BTN_VOA_152671682.jpg&size=article_medium

آمریکا بعنوان کشوری که پرچمدار بسط و گسترش دمکراسی و اصول آن در جهان می باشد و همه ساله با اختصاص بودجه های مختلف به مقابله با سانسور و دشمنان آزادی و ارزشهای دمکراتیک می پردازد، شناخته می شود. این درحالیست که صدای آمریکا که بودجه آن از مالیات شهروندان دمکرات آمریکا تامین می شود اين اواخربه مرکزی برای سانسور و حمله به ملتهای تحت ستم و بنگاهی برای راسیستهای فارس و فارس گرا تبديل شده است.

ما شاهد سانسور شدید اخبار مربوط به فعالیت های فعالان فرهنگی و سیاسی آذربایجان و ديگر ملل ایران هستیم. از طرفی دیگر عدم بررسی و پرداختن به مسئله مبارزات دمکراتیک ملل غیر فارس ساکن ایران که امروزه یکی ازمسائل مهم مردم ایران  می باشد نشان دهنده هدایت صدای آمریکا از طرف افرادی است که طرفدار ایدولوژی نژادپرستان فارس و فارس گرا می باشند.

صدای آمریکا مدعی است

انتشار خبرهای دقيق، جامع، متعادل، و آگاهی دهنده در راستای منشور صدای آمریکا، با در نظر گرفتن معیارها و ضوابط حرفه ای روزنامه نگاری در راس اهداف ما است. احترام به مخاطبان و علایق آنها در کانون کار ما قرار دارد و همواره مورد نظراست. خلاقیت و آمادگی همکاران ما در برآوردن خواست مخاطبان نقشی اساسی دارد. ما برای مخاطبان خود و خواستهای آنان احترام کامل قائليم و در اين راه می کوشيم. مخاطبان اصلی برنامه های ما در ایران هستند. با اين حال شبکه خبری فارسی صدای آمریکا به علائق و نیازهای فارسی زبانان در کشورهای دیگر نیز توجه دارد” .

برنامه  دو روز اول مدعی است

دو روز اول برنامه ای روشنفکرانه و متعادل، که به تقویت گفتمان عمومی (با جستجوی صداها و نگرش های گوناگون) در باره مسایل مهم ایران پای بند است و به موضوعات گسترده ای از سیاست و اقتصاد تا ادبیات و تاریخ ایران خواهد پرداخت.

دو روز اول، تلاش خواهد کرد در پیشاپیش هر برنامه سیاست ها و تصمیمات دولت آمریکا را برای تماشاگران ایرانی توضیح دهد. همچنین ممکن است با انجام مصاحبه هایی با چهره های مهم در عرصه هنر و فرهنگ عامه و مشابه آن، برنامه هایی به مخاطبان فارسی زبان ارائه دهد.

 ولی به رغم تمام این ادعا ها در برنامه 12.12.2009  در بررسی حوادث 21 آذر 1324 (12.12.1945 ) با دعوت از کارشناسانی چون حمید احمدی و خانم مهرا ملکی که به دشمنی با مردم آذربایجان و دشمنی با خواستهای دمکراتیک مردم آذربایجان ایران معروف هستند در برنامه  تحت عنوان "21 آذر روز نجات آذربایجان!"  به بررسی یک طرفه این حادثه مهم تاریخی پرداخته است.

این برنامه صدای امریکا با مجری گری  طرفدارانه و استهزا های نابه جای آقای  فرهودی در تمسخر معترضان به برنامه  سعی  در وارونه نشان دادن و تحریف حقایق تاریخی انسانها را یاد رادیو و تلويزیون جمهوری اسلامی و روشهای آن انداخت. آن روزصدای آمریکا در عمل هیچ فرقی با صدای جمهوری اسلامی نداشت.

واقعا جای بسی تاسف و تا ثر است افرادي که برای تبلغ دمکراسی و ارزشهای انسانی  استخدام شده اند مبلغ ناسیونالیسم کور فارسی شده و بر علیه حقوق بشر فعالیت می کنند.

 ما امضا کنندگان زیر ناراحتی خود را از برنامه ها ومجریان صدای آمریکا اعلام داشته و انتظار داریم که در جهت دمکراتیزه کردن صدای آمریکا و ادامه کار این ارگان طبق اصول اعلام شده  در اهداف آن شبكه اقدامات لازمه از طرف مدیران محترم آن شبكه  مبنی بر بی طرفي و حرفه ای بودن برنا مه ها و توجه به خواستهای مخاطبان آنجام شود.

کمیتۀ اتحاد آذربایجان جنوبی

 برای امضای این پتیشن بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.petitiononline.com/ah3d1344/petition.html


+  یازی تاریخی:  جمعه چهارم دی 1388ساعات 6:38&nbs یازار:    | 

درخواست از بخش جهانی‌ بی‌ بی‌ سی‌ برای تاسیس سرویس مختص آذربایجان جنوبی


درخواست از بخش جهانی‌ بی‌ بی‌ سی‌ برای تاسیس سرویس مختص آذربایجان جنوبی


در صورتیکه موافق طرح فوق هستید میتوانید روی عکس زیر کلیک کرده و طومار آنلاین این درخواست را امضا نمائید


Please sign


+  یازی تاریخی:  پنجشنبه سوم دی 1388ساعات 10:23&nbs یازار:    | 

کمپین امضا درخواست از بی بی سی جهت تاسیس رسانه مختص آذربایجانیها در ایران

کمپین امضا درخواست از بی بی سی جهت تاسیس رسانه مختص آذربایجانیها در ایران

 آذربایجانیها در ایران با امضای طوماری اینترنتی خواهان تاسیس سرویس آذربایجانی شبکه بی بی سی جهت پوشش اخبار منطقه آذربایجان در ایران هستند.

امضا کننگان طومار که شمارشان تا کنون به بیش از ۱۱۰۰ تن می رسد با استناد به اینکه آذربایجانیها قسمت عمده ای از جمعیت ایران را تشکیل میدهند چنین خواستی را مطرح کرده و از مسئولین شبکه جهانی بی بی سی خواسته اند تا اقدام به راه اندازی سرویس آذربایجانی مختص آذربایجانیها در ایران نماید.

تهیه کنندگان طومار فوق که جامعه آذربایجانیهای مقیم انگلیس هستند با اشاره به اینکه اخبار منطقه آذربایجان از سوی رسانه های خبری فارسی زبان خارج از ایران مورد توجه قرار نمی گیرد چنین خواستی را مطرح کرده اند. یکی از تهیه کنندگان این طومار می گوید: «حدود سی میلیون نفر ترک آذربایجانی در ایران زندگی می کنند و شبکه جهانی بی بی سی تا کنون از پوشش اخبار مربوط به منطقه آذربایجان در ایران غافل بوده است. از این رو رو ما بر آن شدیم تا با جمع آوری امضا و تهیه طوماری از مسئولین شبکه جهانی بی بی سی و وزارت خارجه انگلستان بخواهیم تا سرویس آذربایجانی این شبکه را به زبان مادری آذربایجانیها راه اندازی کند. ضمن اینکه باید بگویم سخنان مسئولین بخش فارسی بی بی سی در پخش برنامه مختص فارسی زبانان در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان و بی توجهی به اخبار مناطق غیر فارس در ایران ما را در راهی که پیش گرفته ایم مصمم تر ساخت».
آذربایجانیها در شمال غربی ایران و در جمهوری آذربایجان زندگی می کنند و بر اساس آمارهای موجود جمعیت آنها در ایران ۲۵ الی ۴۰ درصد جمعیت کل کشور را شامل می شود.

اصل ۱۵ و ۱۹ قنون اساسی ایران امکان تاسیس رسانه های با زبان ترکی آذربایجانی معیار در ایران را فراهم نموده است اما حکومت ایران مانع از تاسیس کانالهای رادیو و تلویزیونی به این زبان می شود.

برای مشاهده و امضای طومار لینک زیر را کلیک کنید:

 http://www.petitiononline.com/AZ35/petition-sign.html

ساوالان سسی


+  یازی تاریخی:  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعات 3:42&nbs یازار:    | 

خشم جمهوري اسلامي از رشد هويت طلبي در بين جوانان و نوجوانان آذربايجاني

خشم جمهوري اسلامي از رشد هويت طلبي در بين جوانان و نوجوانان آذربايجاني

اؤيرنجي: شوونيسم فارس درزمان پهلوي و هم بعد از انقلاب از هرگونه هويت طلبي در بين ملل غيرفارس ايران ترس و وحشت داشته و هيچ گونه حركت هويت طلبانه اي را بر نمي تابد. جمهوري اسلامي با احساس خطر از رشد هويت طلبي در بين جوانان و نوجوانان  آذربايجاني بيكار ننشسته و از چندين سال قبل دست به انتشار نشرياتي با مضامين پان فارسيستي و آنتي تورك زده است. كه از اين جمله مي توان به هفته نامه هاي ميثاق ، ايران شمالي و طرح نو اشاره كرد. اين نشريات با اينكه خود را مستقل معرفي مي كنند آنقدر ناشيانه عمل مي كنند كه خواننده در اولين نگاه مي تواند بفهمد كه به كدام ارگان رژيم وابسته هستند. اين نشريات در تلاشي مذبوحانه مي خواهند به مخاطبان خود( توركهاي آذربايجان ) چنين القا كنند كه شما تورك نيستيد و شما آذري هايي هستيد كه كسروي مي گويد تا به زعم خود جلوي آگاهي رو به رشد جوانان و نوجوانان آذربايجاني را بگيرد . مضامين اين نشريات را مي توان به دو قسمت عمده تقسيم بندي نمود:

1- تحقير و توهين به ملت تورك (توركهاي ايران و ساير كشورهاي تورك) و حمله به شخصيت هاي بزرگ آن.

2-جعل تاريخ و بزرگ نمايي پادشاهان هخامنشي و ساساني مانند ستايش و حمد كورش تا جايي كه او را تبديل به پيامبر الهي مي كنند.

در همين راستا در شماره 59 هفته نامه ي طرح نو مقاله اي (قسمت اول مقاله) تحت عنوان "افزايش تبليغات گسترده گروه هاي پان توركيسم در جذب نخبگان آذري" نوشته حميد احمدي به چاپ رسيده است. نام برده از افزايش  آگاهي در بين جوانان و نوجوانان آذربايجاني به خصوص قشر تحصيل كرده وحشت زده است و مقابله با آن را وظيفه عاجل خود مي داند و از تحصيل جوانان آذربايجاني در دانشگاه هاي توركيه خشمگين است و تخفيف در اخذ شهريه تحصيلي توسط دانشگاه هاي توركيه براي تورك هاي ايران را تهديد تلقي مي كند. ايشان همچنين تشكيل مجمع خلق هاي تورك متشكل از توركيه ، آذربايجان ، تركمنستان ، قزاقستان ، قرقيزستان و ازبكستان ، تاسيس دانشگاه ، دبيرستان ، دبستان ، مدارس مذهبي و شبكه هاي راديويي و تلويزيوني با كمك توركيه ، اعطاي بورسيه هاي تحصيلي به دانشجويان تورك منطقه ، تلاش براي بازسازي اقتصاد جمهوري هاي تورك و اعطاي وام به اين كشورها را توسط توركيه بر نمي تابد و اين اقدامات را پان توركيسم و نژاد پرستانه تلقي مي كند.

 قسمت دوم اين مقاله (درشماره 60) فصلنامه ي فرهنگي فارسي-توركي وارليق را هدف گرفته و دكتر جواد هيئت(مديرمسئول) و فعالين اين نشريه را عناصر ماركسيست-پان توركيست مي خواند. آقاي حميد احمدي همچنين مترجم كتاب پان توركيسم اثر جيكوب لاندو هستند كه در بخش مقدمه مترجم كتاب مذكور به طرفداري و ستايش از پان فارسيسم مي پردازند و پان فارسيست ها و نژاد پرستان مشهور دوره ي پهلوي مثل محمود افشار يزدي را معتدل و واقع گرا مي خوانند. محمود افشار يزدي طرح جدا كردن اجباري نوزادان شيرخوار آذربايجاني و نگهداري آنها در شيرخوارگاه هاي مخصوص كه تا هفت سالگي تماس با والدينشان نداشته و كلامي از زبان توركي را از آنها نشنوند تقديم  ديكتاتور زمان خود رضا خان مي كند. حال بايد از آقاي حميد احمدي اين سئوال را كرد كه اگر محمود افشار يزدي و امثالش پان فارسيست هاي معتدلي هستند پان فارسيست هاي افراطي و راديكال كدام ها هستند؟ 


+  یازی تاریخی:  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعات 23:24&nbs یازار:    | 

درخواست ملت آذربایجان از بخش جهانی بی بی سی برای راه اندازی سرویس آذربایجان جنوبی

Enlarge font image

اویرنجی: مردم آذربایجان در یک اقدام خود جوش از بخش جهانی بی بی سی می خواهند که سرویسی  را مختص آذربایجان جنوبی راه اندازی کنند.

در همین راستا پتیشنی برای امضا آماده شده است تا این درخواست با امضای ملت آذربایجان به مسئولان بخش جهانی بی بی سی ارائه شود.

برای امضای این پتیشن و درخواست برای سرویس اختصاصی آذربایجان جنوبی می توان از لینک زیر استفاده کرد:

http://www.petitiononline.com/AZ35/petition.html

+  یازی تاریخی:  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعات 19:55&nbs یازار:    | 

بیانیه دانشجویان تورک دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان تورک معترض دانشگاه تربیت معلم کرج

بیانیه دانشجویان تورک دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان تورک معترض دانشگاه تربیت معلم کرج

می گویند حقیقت را هاتف معبد دلفی از دامنه کوه پارانوس برای یونانیان به ارمغان آورد. بعد از فروپاشی نظام مکنای و استقرار مناسبات مدنی در شهرهای یونانی این logus یا «بیان» بود که جای هر شیوه و ابزار دیگری از اعمال قدرت را گرفت. آگورا (فضای عمومی شهر) در مرکز شهر آتن جایگاه لوگوس بود و دیگر نیازی به غیب گوی معبد دلفی نبود. بلکه این شهروندان بودند که در سایه قدرت و منطق و گفتگو آزادانه و در برابری و مساوات با دیگران به اداره امور خود می پرداختند. آری این اولین تجربه بشر از مفهومی بود که تا به امروز توانسته در مقابل هر شیوه و ابزار دیگری از اعمال قدرت اعم از کشتار، شکنجه و زندان دوام آورد و به عنوان یگانه مسیر زندگی انسانی خودنمایی کند. آزادی بیان.

اما حتی همان زمان نیز دشمنان حقیقت و علم در پی سوءاستفاده از این مفهوم و شیوه مدنی برآمدند. «سفسطه» همان میوه ممنوعه ای بود که این بار در جنت «منطق گفتگو» تعدادی به سراغ آن رفتند. قرن هاست که سنت گندم خوری در بین فرزندان آدم معمول گشته است. و اما سخنی چند در این پیرامون:

اندیشمندان آزادی بیان (آزادی اندیشه و انتشار آن) را مهم ترین حق مدنی شهروندان و نقطه آغاز حیات دموکراتیک جوامع بشری می دانند. مشارکت شهروندان در اداره امور عمومی که همان تعریف واژه دموکراسی است، بدون اجازه آنها در انتشار عقایدشان نه معنا دارد و نه امکان. دگراندیشی به عنوان تنها شیوه ی تداوم روند تحول تاریخی زندگی بشری به سوی تکامل یا هر سمت و سوی دیگری بدون مشارکت شهروندان به توتالیتاریسم و بدون آزادی در انتشار آن به رکود و خودکامگی منجر خواهد شد. اما ناقدان دموکراسی آزادی بیان را صرفاً بخشی از پروسه اغوا و فریب همگانی و دخالت فرصت طلبانه ی رنود و اوباش (اوکلوکرات ها) در امر سیاسی می دانند. از نظر این منتقدین عامه ی مردم در بند هوا و هوس های زودگذر خویشند و الیت رقیب حتی در صورت وجود یک جامعه باز نیز در یک کودتاگری خائنانه علیه الیت حاکم و به قصد سوءاستفاده از نیروی اجتماعی حرفی به غیر از جانبداری از همان هوا و هوس های زودگذر نخواهند داشت. گرچه نگارندگان این بیانیه طرفدار ارزش های دموکراسی می باشند اما ادعای منتقدین نیز تحت شرایطی قابل قبول است. این شرایط مذکور همان حالتی است که جامعه شناسان آن را «جامعه ی توده وار» می نامند. وضعیتی که مختص جوامع در حال گذار از سنت به مدرنیسم می باشد. بعد از فروپاشی عوامل سنتی هم بستگی و در فقدان استقرار عوامل همبسته ساز مدرن جامعه به اجزای آن تجزیه شده و حالت اجتماع به خود می گیرد. در چنین حالتی است که نیروی عظیم توده­ها آماده استفاده می گردند. در فقدان نهادهای مدنی در جامعه به عنوان تشکل های قانونی و مسئول در مقابل افکار عمومی و حقوق مردم، هر رذلی می تواند با چاپلوسی و مزدوری اصحاب قدرت و سوءاستفاده از ناآگاهی و در عین حال مطالبات و نیازهای برحق و ناحق مردم مدارج ترقی نامشروع را به دست آورده و یا گله را برای این هدف به حرکت درآورد. از آنجائی که در چنین جامعه ای رابطه ادراکی فرد با واقعیت مبدل به یک رابطه احساسی و یا ارزشی می گردد، در رویدادهای مختلف پای شیادان و قدیسان نیز به معرکه باز می شود. مشارکت عقلانی شهروندان تبدیل به حضور توده وار آنها در خیابان ها شده و قدیسان و شعبده بازان شروع به تهییج و تحریک می نمایند. عقلانیت جای خود را به احساسات و شهوات داده و بحث و گفتگوی منطقی و علمی جای خود را با وهن و هرزه درائی عوض می کند. شیادان و شعبده بازان که ممکن است مقام و موقعیتی نیز دست و پا کرده باشند برای تحریک و تهییج مردم دست به دامن اسطوره ها و افسون هایی می شوند که صفت حقایق!!! ملی یا مذهبی به آنها داده اند. گرچه مطالب مذکور صرفاً نظری می باشند ولی حتماً مخاطب نیز تصدیق خواهد کرد که شرایط یاد شده بیشتر از هر جای دیگری ما را به یاد ایران امروز می­اندازد. رویداد دردناک توهین علیه گروه ها و شهروندان غیرفارس مصداق بارز شعبده ی اوکلوکرات ها در سوءاستفاده محیرالعقولشان از مفهوم آزادی بیان در شرایط استقرار مناسبات تهیّج و فریب در جامعه به جای عقلانیت می باشد. و جای هزاران بدبختی و تأسف که این بار از سنگری که قرار بود خط مقدم جبهه علم و آگاهی علیه سیاهی جهل و عصبیت و اسطوره پرستی باشد؛ دانشگاه.

نگارندگان این بیانیه بدین وسیله توهین یکی از مدرسان گروه تاریخ دانشگاه تربیت معلم کرج به شهروندان تورک را محکوم کرده و مراتب حمایت خود از دانشجویان معترض آن دانشگاه علیه شوونیسم تبهکار و دستگاه مشکوک آن را اعلام می دارند. بدین وسیله مسئولین قضائی و امنیتی را مخاطب قرار داده به اطلاع می رسانیم: که در صورت عدم رسیدگی به اعتراض و مطالبات دانشجویان آن دانشگاه، دانشجویان دانشگاه تهران نیز در حمایت از جنبش هویت طلبی دانشجویان تورک اقدامات بعدی را انجام خواهند داد.


+  یازی تاریخی:  سه شنبه سوم آذر 1388ساعات 1:4&nbs یازار:    | 

تكذيبيه

تكذيبيه فعالين دانشگاههاي علم و صنعت، خواجه نصير، آزاد تهران و علامه طباطبايي در خصوص بيانيه اي با عنوان " بيانيه جمعی از دانشجويان ترک آذربايجانی دانشگاههای تهران در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربايجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربايجان "

اگر چه لازمه حيات دموكراسي، آزادي بيان و اعلام آزادانه افكار و آراست و وظيفه رسانه ها ايجاد اين امكان ولي وجود مسايل امنيتي و عدم وجود ارگانها و سازمانهاي معرف باعث سوء استفاده عده اي قليل شداه است تا با استفاده از شرايط موجود افكار و آراي خود را به گونه اي كه گويي نظر اكثريت است به افكار عمومي رسانند.

لذا جهت تنوير افكار عمومي بدين وسيله انتشار بيانه اي با عنوان " بيانيه جمعی از دانشجويان ترک آذربايجانی دانشگاههای تهران در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربايجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربايجان " را از سوي فعالين دانشگاههاي علم و صنعت، خواجه نصير، آزاد تهران و علامه طباطبايي تكذيب نموده و نكاتي را در اين مورد به استحضار مي رساند:

-          طرح قالبي معين و مشخص نه در صلاحيت جنبش دانشجويي و نه هيچ گروه ديگري است چرا كه هدف مشترك تمامي فعالين حركت ملي رسيدن به سعادت ملي است كه چگونگي آن نياز به بحث و تبادل آراي اكثريت جريانها و افكار درون حركت ملي دارد.

-          نگاه توهين آميز به آرا و افكار متفاوت درون حركت ملي گامي به سوي ايجاد شكاف در صفوف حركت ملي و انديشه يكسان سازي افكار در درون حركت ملي اولين گام به سوي ديكتاتوري آينده است. نبايد فراموش كرد كه جريان دموكراسي در رگهاي جامعه آذربايجان علي الخصوص فعالين ملي از ضروريات دستيابي به سعادت ملي است. از سويي نبايد خدمات جريانهاي مختلف در درون حركت ملي را فراموش نمود.

-          توهين به افرادي كه تجربه سالهاي گذشته را در دل خود نهان دارند نه تنها در فرهنگ آذربايجان بلكه در فرهنگ ديگر ملل نيز امري مذموم. اگرچه لزوم جوانگرايي در حركت ملي در برخي عرصه ها گاها احساس مي شود ولي اين به معني به فراموشي سپردن تجربه فعالين مسن و به كنار نهادنشان و اجازه توهين به ايشان نيست.

-          بايد توجه داشت كه تنگ نظري و كوته فكري در عرصه سياسي و عدم تعامل با جريانهاي مختلف فكري در چهارچوب اهداف، باعث اجاد ديواري پيرامون خود و انزواي سياسي خواهد بود و از سويي رصد وقايع و جريانهاي محيط پيراموني حركت ملي را با مشكل مواجه خواهد نمود.

-          توهين به مشروطيت و مشروطه خواهان در روز شهادت سردار ملي، ستارخان، جاي تعجب وتعمق دارد.

 

 

26/8/88

فعالين دانشگاههاي علم و صنعت، خواجه نصير
 آزاد تهران و علامه طباطبايي

+  یازی تاریخی:  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعات 22:8&nbs یازار:    | 

بیانیه

بیانیه دانشجویان تورک دانشگاه تهران در رابطه با "بیانیه جمعی از دانشجویان ترک آذربایجانی دانشگاههای تهران در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربایجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربایجان".

در روز یکشنبه 24 آبان بیانیه با عنوان "بیانیه جمعی از دانشجویان ترک آذربایجانی دانشگاههای تهران در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربایجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربایجان" در سایتهای حرکت ملی منتشر شد که نیاز به برخی توضیحات از سوی دانشجویان تورک دانشگاه تهران بعنوان بخشی مهم از جنبش دانشجویی آذربایجان در دانشگاههای مرکز دارد.

در ابتدا لازم به ذکر است که این بیانیه صرفا جهت آگاهی افکار عمومی حرکت ملی آذربایجان از سوی دانشجویان تورک دانشگاه تهران منتشر می گردد و به هیچ عنوان به منزله عدم اعتقاد به تکثر افکار در بدنه ی حرکت ملی نمی باشد. همچنین باید بیان گردد که دانشجویان دانشگاه تهران نیز به لزوم تمرکز بر منافع آذربایجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی اعتقاد داشته و التزام عملی و کلامی به این مسئله را در بیانیه ها و فعالیتهای خود به اثبات رسانده اند.

در بیانه منتشر شده در تاریخ 24 آبان نویسنده یا نویسندگان با نگرشی اقدام به قلم زدن کرده اند که به هیچ وجه با نگرش موجود در بیانیه های فعالان دانشجویی تورک دانشگاه تهران و بیانه های مورد تایید آنها با عنوان دانشجویان تورک دانشگاههای تهران همخوانی ندارد. همچنین این نوع نگرش با نگرش فعالان دانشجویی تورک دانشگاه تهران و اکثر فعالان دانشجویی تورک مرکز فاصله داشته و صرفا منعکس کننده نظرات و تفکرات جمع یا فرد نویسنده بیانه ی مذکور می باشد. در پایان ما دانشجویان تورک دانشگاه تهران دخیل بودن در این بیانیه را تکذیب نموده و اعلام می نماییم که هیچ نوع اطلاعی از بیانیه مذکور و نویسنده یا نویسندگان آن نداریم


+  یازی تاریخی:  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعات 22:6&nbs یازار:    | 

تکذیبیه

تکذیبیه دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیرکبیر درباره ی "بیانیه جمعی از دانشجویان ترک آذربایجانی دانشگاههای تهران!!!! در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربایجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربایجان"

روز گذشته (24 آبان 88) بیانیه ای با عنوان "بیانیه جمعی از دانشجویان ترک آذربایجانی دانشگاههای تهران در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربایجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربایجان" در برخی سایتهای خبری مربوط به حرکت ملی آذربایجان منتشر گردید.

در این بیانیه که ادبیات کاملا متفاوت و نامتناسب آن نسبت به بیانیه های قبلی فعالین دانشجویی آذربایجانی دانشگاه های تهران کاملا مشهود است، به جای تاکید بر دیدگاه های مشترک تمام فعالین دانشجویی، به بیان دیدگاه های مربوط به یک تفکر خاص و نظرات شخصی بعضی افراد (نویسنده) پرداخته شده است. به نظر می رسد در این بیانیه از برچسب "دانشجویان تورک آذربایجانی دانشگاههای تهران" جهت بیان نظرات شخصی استفاده شده است.

لذا ما دانشجویان تورک آذربایجانی دانشگاه صنعتی امیر کبیر به عنوان قسمتی مهم از جنبش دانشجویی آذربایجان در دانشگاههای مرکز _با اینکه با بعضی موارد اشاره شده در بیانیه موافق هستیم_ این بیانیه را از جانب خود ندانسته یا حداقل خود را در آن دخیل نمی دانیم و آن را تکذیب می نماییم.

با تشکر  : دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیر کبیر


متن بیانیه فوق الذکر:

مسئله اصلی «ایران» است نه «جمهوری اسلامی»

 
 

 حوادث و وقایع پیش و پس از انتخابات؟! ریاست جمهوری در کشوری که به نام ایران موسوم شده است همه چیز را در مناطق فارس نشین تحت الشعاع خود قرار داد.

حرکت ملی آذربایجان نیز که هدف آن تأمین منافع ملی آذربایجان جنوبی در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و به ویژه تعمیق و توسعه فرایند ملت سازی ترکی آذربایجان جنوبی و نهایتا رسیدن به استقلال آذربایجان جنوبی به عنوان یک دولت-ملت مستقل و آزاد کردن آن از زیر سلطه فاشیسم فارس و تهدیدات تروریسم کردی است در سیر وقایع و حوادث سعی کرد به صورت منطقی از حداقل فضای باز نسبی در دوران رقابتهای؟! انتخاباتی استفاده نموده و بیشترین امکان را برای تأمین منافع آذربایجان جنوبی به دست آورد.

هر چند این ورود به عرصه انتخابات جمهوری اسلامی ایران (فارس) کاملا موقت و تاکتیکی بود و اساسا اکثریت فعالین فرهنگی و سیاسی آذربایجان جنوبی که اعتقاد به حقوق ملی ترکهای آذربایجان جنوبی به عنوان یک ملت را دارند انتظار برگزاری یک انتخابات ملی  ترکی آذربایجان جنوبی را از آن ندارند بلکه این انتخابات همانند دیگر انتخابات در جمهوری اسلامی در چارچوب فرایند دولت-ملت سازی فاشیستی فارسی (ایرانی) قرار می گیرد که معطوف به تأمین منافع ملت فارس (ایران) می باشد و حقوق ملی ملل تحت سلطه فارسها یعنی ترکها، اعراب، بلوچها و ... محلی از اعراب ندارد.

با این حال پاره ای از محافل بدون توجه به فرایند طولانی مدت هویت سازی و دولت-ملت سازی در آذربایجان جنوبی، به دلیل پیشینه سیاسی و فعالیتهای چپ گرایانه در احزاب چپ توتالیتر فارس با تکرار ادعاهای پوسیده و استعماری مانند اینکه کلیتی به نام ملت ایران (فارس)؟! وجود دارد و آذربایجان جنوبی نیز بخشی از زیرمجموعه این ملت کذایی است و در راستای از بین بردن حرکت مستقل دو دهه ای ملی آذربایجان جنوبی و پیوند زدن آن به جریانات فارس گرا (ایران گرا) سعی داشتند زیر نقاب شعارهایی مانند مبارزه عمومی برای دموکراسی و آزادی در ایران؟! (از طنزهای تلخ تاریخ) دوباره حماقت مشروطه را تکرار کنند و آذربایجان جنوبی را به جانفشانی در راستای منافع نامشروع مشتی بدوی و نژادپرست کویرنشین فارس سوق دهند.

جالب آن که نه شبه اپوزیسیون مالیخولیا گرفته فارس در اروپا و آمریکا و نه شبه اپوزیسیون به اصطلاح اصلاح طلب دست ساخته جمهوری اسلامی ایران در داخل به دلیل مواضع راسیستی و فاشیستی شان از حضرات مدعی فعالان آذربایجانی ساکن در خارج دعوتی برای همکاری و همراهی نکردند و این حضرات خودشان بدون چشم داشت و فی سبیل الله؟! در راه اعتلای ایران عزیز؟! می خواهند به آب و آتش زده و در راه آزادی فارسهای عزیز؟! نامشان را به عنوان مردان نیک؟! در تاریخ ثبت نمایند.

فرایند هویت سازی تحمیلی فارسی در یکصدوپنجاه سال اخیر باعث شده است آنها همچنان چشمان خود را بر واقعیتها ببندند و به جای هشدار دادن نسبت به خطراتی که منافع ملی ترکهای آذربایجان جنوبی را تهدید می کند و ارائه راهکار برای رشد بیداری ملی و تعمیق و توسعه فرایند ملت سازی ترکی آذربایجانی مدام از مبارزه عمومی برای آزادی و دموکراسی دم می زنند. معلوم نیست کشوری که نام و هویت آن در صدوپنجاه سال اخیر با انکار هویتهای ملی ترکی، عربی و ... و دشمنی با هویت ملی ترکی آذربایجانی شکل گرفته است چگونه دموکراتیک خواهد شد. اساس این دولت-ملت سازی با ایده های راسیستی و فاشیستی فارسی قوام یافته است و اولین گام نیز در راستای حرکت جماعت بدوی فارس به سوی دموکراسی و آزادی واقعی فروپاشی کشور موسوم به ایران و محدود شدن محدوده حکومت و حاکمیت آنان به کویرهای فارس نشین است.

کشور موسوم به ایران صحنه کوچکی از نظام بین الملل است که هر گروه ملی به دنبال تأمین بیشترین منافع ملی برای خود است. برخلاف تصور برخی از دوستان، در نظام بین الملل سر و کار ما با اشخاص نیست بلکه با گروههای اجتماعی به نام ملت می باشد که منافع ملی خود را تعریف کرده و می کنند و متأسفانه فاشیسم فارسی و تروریسم کردی منافع خود را در تجاوزگری و الحاق طلبی و به طور کلی دشمنی با ملت ترک آذربایجان جنوبی تعریف کرده است و نمی توان بین نخبگان و مردم عادی فارس تمایزی ایجاد کرد زیرا مردم عادی توسط گروههای مرجع اجتماعی مانند روشنفکران، دانشجویان، رهبران احزاب و .... به حرکت درمی آیند و در میان فارسها و کردها کلیه گروههای مرجع دیدگاههای راسیستی و فاشیستی دارند که خواهان تداوم سلطه فارسها بر آذربایجان جنوبی و نابودی هویت ملی ترکی آذربایجانی در راستای ملت سازی توتالیتر فارس می باشند و هیچ گروه فارس دموکرات و غیرراسیست و غیرفاشیستی نیز وجود ندارد و تبلیغات و نظریه پردازی مشتی شرق شناس و شبه روشنفکر از اروپا برگشته چنان در عمق جان این جماعت بدوی فارس رسوخ کرده که نجات آنان از این منجلاب به سادگی امکان پذیر نیست.

بنابراین به جای امید واهی بستن به اینکه فارس عقب مانده، بدوی و فاشیست، دموکرات و آزادی خواه خواهد شد و یا وقت تلف کردن به دنبال تمییز فارس خوب از بد، بهتر است ملت ترک آذربایجان جنوبی با شناخت دشمنان واقعی خود یعنی فاشیسم فارسی و تروریسم کردی در پی تقویت قدرت ملی خویش و زدودن رگه های مرض خطرناک فارس گرایی (ایران گرایی) در درون آذربایجان جنوبی باشد که در آینده در نقاط عطف تاریخی می تواند به جای تقویت اتحاد ملی برای مقابله با جاه طلبی های فاشیسم فارسی و تروریسم کردی زیر نقاب شعارهای دموکراسی و آزادی در ایران (فارس) قدرت ملی ترک آذربایجان جنوبی را دوپاره کرده و رویاروی هم قرار دهد.

نسل جوان و جنبش دانشجویی مستقل آذربایجان جنوبی در وقایع نیمه اول سال 1388 برخلاف نسل پا به سن گذاشته در داخل و خارج، استقلال عمل خویش را حفظ کرد و در آینده نیز بیشتر این استقلال عمل را به نمایش خواهد گذاشت. نسل جدید و جوان فعالان فرهنگی و سیاسی در آذربایجان جنوبی برخلاف نسل قدیم و مسن صورت مسئله و جواب آن را به درستی ترسیم کرده است و آن اینکه مسئله اصلی نه احمدی نژاد، نه جمهوری اسلامی و نه شبه اپوزیسیون فارس، بلکه کلیتی جعلی به نام ملت ایران (فارس) و ایده های راسیستی و فاشیستی قوام دهنده آن است و تا زمانی که کشور جعلی موسوم به ایران به عنوان زندان ملتها فرو نپاشیده است، ملت ترک آذربایجان جنوبی به حقوق ملی خود که در رأس آن تشکیل دولت-ملت مستقل آذربایجان جنوبی است نخواهد رسید و آقایانی که تحت عنوان فعالان مسن و قدیمی آذربایجان می خواهند صورت مسئله را عوض کنند و به جای موجود نحس «ایران» و «ایرانی»، جمهوری اسلامی را به عنوان دشمن ملت ترک آذربایجان جنوبی مطرح کنند تا ایران عزیز؟! را حفظ کنند، صورت مسئله و روش حل آن را غیرمنطقی و اشتباه طرح کرده اند و ضروری است به جای اصرار بر همراهی نسل جوان فعالان آذربایجانی با ایده های کهنه خویش، خودشان را با حرکت ملی و مستقل آذربایجان جنوبی هماهنگ نمایند.

در پایان لازم است به این دوستان قدیمی و پا به سن گذاشته متذکر شویم که در بازیهای تیم فوتبال تراکتورسازی نیز به عنوان زمینه ای دیگر از فعالیت نسل جدید، هشتادهزار نفر جوان ساعتها فریاد می زنند: یاشاسین آذربایجان، یاشاسین آذربایجان، یاشاسین آذربایجان، نه ایران؟
+  یازی تاریخی:  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعات 20:21&nbs یازار:    | 

خبرگزاری ایسنا: كنسرت موسيقي آذربايجاني در دانشگاه اميركبير برگزار شد.

كنسرت موسيقي آذربايجاني در دانشگاه اميركبير برگزار شد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

كنسرت موسيقي آذربايجاني توسط گروه موسيقي «باريش» (صلح) در دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار شد.

به گزارش بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كنسرت به سرپرستي مسعود اميرسپهر و به همت جمعي از دانشجويان آذربايجاني دانشگاه صنعتي اميركبير و با همكاري اداره كل امور فرهنگي اين دانشگاه برگزار شد.

اين كنسرت روز گذشته ـ 17 آبان ماه ـ ساعت 15 تا 17:30 دقيقه با حضور اساتيد دانشگاه و چهره‌هاي موسيقي و شعر آذري در آمفي‌تئاتر مركزي دانشگاه اميركبير برگزار شد.

قرار است همين گروه در آينده نزديك در تالار وزارت كشور، كنسرتي را برگزار كنند.

گفتني است: اين گروه روزهاي 27 و 28 آبان‌ماه نيز همين كنسرت را در تبريز برگزار خواهد كرد.

لینک خبر

+  یازی تاریخی:  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعات 13:36&nbs یازار:    | 

اونجه کی یازی لار
 
windows Media Player Winamp QuickTime Real Player